صاحبخبر - زهرا داستانی
«تمبرها به چه کار میآیند حالا که فضای مجازی به مدد اینترنت جای نامه را پر کرده است؟» این سوالی است که اگر به دنبال پاسخ آن هستید بهتر است سری به موزه ملی ارتباطات بزنید. موزهای در قلب تاریخ تهران، پشت سر در باغ ملی با ساختمانی تاریخی که نیکلای مارکف، معمار روستبار مقیم ایران آن را طراحی کرده و ساخته است. موزهای که نزدیک به 4 سال است توسط اولین بنیانگذارش اداره میشود: علیاکبر نصرآبادی رئیس موزه ارتباطات. او حالا بعد از 4 سال فعالیت از مرمت سالهای پیش این موزه گلایه میکند و از تمبرهای اصیلی میگوید که سالها در انبار خاک خوردند تا او پس از 24 سال آنها را بیابد و به دیوار سالنی آویزان کند که محل شور شورای عالی تمبر ایران است. سالنی که حالا به خاطر این قابها به سالن چند میلیون تومانی مشهور شده است.
ورود ما به موزه ارتباطات به مدد برگزاری نشست «بررسی و ارزیابی پروژه مرمت و استفاده مجدد ساختمان موزه پست اثر نیکلای مارکف به موزه ارتباطات» مسیر شده، نشستی که خود به همت انجمن علمی مرمت ابنیه و بافتهای تاریخی دانشگاه تهران برگزار شد. میزبان ما در این نشست مهندس نصرآبادی، رئیس موزه ارتباطات بود که از تجارب مرمتی خود در این نشست سخن گفت و به سه اتفاقی که معماری ایران را تحت تاثیر قرار داد، اشاره کرد: اولین اتفاق ظهور اسلام است که سازهها کوچک و بیپیرایه و در مقیاس انسان میشود. دومین اتفاق حمله مغول است که خود را در بزرگسازی گنبد سلطانیه نشان میدهد. به اتفاق سوم غربگرایی پهلوی اول است که با سه انگیزه ساختمانها ساخته میشود. ساختمانهایی که اکثر آنها در باغ ملی وجود دارند. اسلامگریزی، غربگرایی و باستانخواهی (برگشت به قبل از اسلام) سه انگیزه ساخت این بناها بودهاند.
روایتی از ساخت زندان قصر به دست مارکوف
ساختمان موزه ارتباطات یکی از چند ساختمانی است که به دست مارکوف در ایران ساخته شده است. معماری روسی تبار که افسری عالی رتبهای در زمان خود بودند. اما چه شد که مارکوف از ارتش به سراغ ساخت بناهای شاخص در ایران رفت؟ نصرآبادی در این نشست به این موضوع گریزی میزند و میگوید: زمانی که رضاخان به سلطنت میرسد، از مارکوف که تحصیلکرده معماری از دانشگاهی در سن پترزبورگ بوده و حالا به عنوان یک افسر عالی رتبه شناخته میشده، میپرسد که من یه فرد بیسواد بودم که قزاق شدم، تو که یک فرد تحصیل کردهای چرا قزاق شدهای؟ مارکوف از عشقش به ایران میگوید و همان جا است که رضاخان از مارکوف میخواهد که زندانی را در تهران طراحی کند تا قجریهایی را که بازداشت شدهاند در آنجا زندانی کند. این درخواست به طراحی و ساخت زندان قصر قجر یا زندان قصر امروزی منجر میشود. بند 6 زندان قصر با طراحی مارکوف برای زندانی کردن قجریها طراحی میشود و این گونه است که اولین زندان مدون در ایران شکل میگیرد.
ساختمانی که ظرف 28 روز موزه شد
ساختمان موزه ارتباطات یکی دیگر از آثار معماری مارکوف است. ساختمانی که امروز نزدیک به 89 سال دارد. رئیس موزه ارتباطات درباره اختصاص این ساختمان به موزه ارتباطات میگوید: سال 68 در زمان وزارت سید محمد غرضی در وزارت ارتباطات به عنوان یکی از اعضای هیات مدیره پست از او خواهش کردم که مکانی را به موزه پست اختصاص دهد. در آن زمان به ما اجازه داده شد که تنها یک سوم از ساختمان موزه ارتباطات که در سال 1307 تا 1313 برای پست و گمرکات طراحی شده و به بهره برداری رسیده بود به موزه اختصاص داده شود. این ساختمان ظرف 6 سال با 536 هزار تومان ساخته شده بود. اولین چیزی که در آن زمان به ذهنم رسید این بود که ساختمان را از مصالح باقیمانده بازسازی کنم. به هر حال موزه ارتباطات یکبار در سال 68 در مدت زمانی کوتاه و با بودجهای محدود مرمت شد. اما نیاز داشتیم که به لحاظ امنیت، برودت و حرارت اقداماتی در ساختمان انجام شود چرا که سقف بال شرقی و غربی موزه باز بود، در نتیجه نیاز بود که این دو بال ساختمان پوشش داشته باشد. آن زمان با نگاه مارکوف سقفی چوبی روی ساختمان زده شد، حتی نورگیرهایی داشت که براساس نقش تمبر بود. بالاخره موزه ارتباطات با تغییراتی افتتاح شد. برای بار دوم اما این ساختمان از سال 72-71 مورد بازسازی قرار میگیرد. او ضمن قدردانی از تلاشهای سایر مسئولانی که در این موزه حضور داشتهاند، از اقدامات مرمتی در ایران گلایه میکند و میگوید: نمونهای از اشتباهات مرمتی سقف آجری است که امروز جای سقف چوبی موزه را گرفته است. سقفی که سالها پیش براساس سبک معماری مارکوف به ساختمان موزه ارتباطات اضافه شد. قطعا فردی که این سقف را برای این ساختمان ساخته معمار نبوده یا با تفکرات مارکوف آشنا نبوده است. همچنین در انتخاب مصالح اشتباه کردهاند و گاهی هم تغییراتی را حاصل کردهاند که نیازی به آن نبوده است. نمونه دیگر مربوط به گچکاریهای ساختمان است. در مرکز ساختمان که در ورود نیز در آنجا قرار دارد و محل عبور و مرور ارباب رجوع بوده است حالا تغییر پیدا کرده است. از سال 72 به بعد که بازسازی در آن صورت میگیرد در سقف مقداری گچبری از زمان مارکوف کشف میشود که همین انگیزهای میشود برای گچبری دوباره سقف اما این بار استادکار از سقف تا کف گچبری کرده است. گچبریهایی که اصالت ایرانی ندارد و سادگی معماری اسلامی موزه را مخدوش کرده است. نصرآبادی به اهمیت شناخت سبک معماری مارکوف در مرمت بناهایی که او ساخته است اشاره میکند و میگوید: مرمتگری که میخواهد بنایی که مارکوف طراحی کرده است را مرمت و بازسازی کند باید به اندازه مارکوف مطالعه داشته باشد، دست خطها، اتودها، تفکر، نوع انتخاب مصالح او را بداند و بعد دست به یکی از آثار مارکوف بزند. یک مرمتگر اجازه تحریف در بناها را ندارد.
4 سال به پر کردن چاله چولهها گذشت
موزه ارتباطات حالا پس از چند سال دوباره به دست کسی اداره میشود که پایه آن را بنا کرده است. نصرآبادی درباره وضعیت این موزه و چالشهای پیش روی آن میگوید: سال 92 که این موزه را تحویل گرفتم تا به امروز که 4 سال از حضور ما در این موزه میگذرد وقت به بازسازی و مرمت این ساختمان گذشته است. سوسک چوبخوار در ساختمان موزه ارتباطات و سایر ساختمانهای چوبی باغ ملی بیداد میکند. دو آفت در موزه ارتباطات وجود دارد یکی سوسک چوبخوار و دیگری نم. در دو سال متوالی موفق به حل بخشی از این دو آفت شدهایم. سمپاشی همچنان ادامه دارد و به دنبال کلونی موریانهها در زیر زمین ساختمان هستیم. اما به آنچه باید بعد از ریشهکن کردن این دو آفت به آن توجه کنیم ایستایی و مقاومت ساختمان موزه در برابر زلزله است. اقدامی که باید سالهای پیش انجام میشده است.
از باجه بانکی تا سالن چند میلیونی تمبرهای ارجینال
رئیس کنونی موزه ارتباطات اما در این سالها دست به اقداماتی هم زده است. باجه بانکی و دفتر پستی برای گردشگران که اکنون در طبقه همکف این موزه افتتاح شده تا در کنار سهولت کار گردشگران اندک درآمدی برای موزه بدست آورد. او به اتود خودش و مطابق سبک معماری مارکوف آن را طراحی و ساخته است که اغلب سازهها از سقف آویزان است تا به بنا لطمهای وارد نشود.
سالن تمبرهای ارجینال اما اقدام دیگری است که رئیس موزه که رئیس شورای عالی تمبر نیز هست، آن را در طول 4 سال فعالیتش در موزه ارتباطات احداث کرده است. او اصل تمبرهایی که به تایید و امضای وزرای ارتباطات بعد از انقلاب اسلامی رسیده پیدا کرده و بر دیوارهایی اتاقی که در آنجا جلسات شورای عالی تمبر برگزار میشود آویخته است. اتاقی که در ساعات غیر کاربری درهایش به روی بازدیدکنندگان موزه باز میشود.
او میگوید: وقتی که برای بار دوم پا به موزه ارتباطات گذاشتم وقت زیادی را برای یافتن اصل تمبرها صرف کردم تا اینکه آنها را در دو کیسه در انبار پیدا کردیم و تمام آنها را قاب گرفتیم و به دیوار اتاق ارجینال تمبرهای چاپ شده بعد از انقلاب آویزان کردیم.
به گفته او، این مجموعه در خاورمیانه بینظیر است به این خاطر که اصل تمبر، تمبر چاپ شده و امضای وزیر وقت که اجازه چاپ تمبر را داده است، دارد. هر فریم تمبر بین 10 تا 100 میلیون قیمت دارد. تابلوهایی که به گفته رئیس موزه ارتباطات یکی از مجموعهداران تقاضای خرید آن را به قیمت 65 میلیون تومان به او داده است ولی او درخواستش را نپذیرفته چرا که این تمبرها متعلق به دولت است. این سالن یکی از گرانبهاترین سالنهای موزه است که شورای عالی تمبر که از نمایندگان تمام الاختیار 5 وزارتخانه از وزارت امور خارجه تا وزارت اقتصاد و دارایی و وزارت ارشاد به همراه مدیر عامل پست آن را تشکیل میدهند، جلسات خود را در این سالن برگزار میکنند و حالا اینجا جایگاه دائم آنها شده است. در این اتاق که یک دیوارش به تمبرهای اصیل دولت روحانی اختصاص داده شده، درباره تمبرهای ملی تصمیمگیری میشود.
از تمبرهای قبل انقلاب اطلاعی نداریم اما ...
نصرآبادی به «ابتکار» میگوید: از تمبرهای ارجینال قبل از انقلاب خبری در دست نیست. برخی از آنها در کلکسیونرهای شخصی پیدا میشود و برخی در بازار. ما سعی کردیم که حداقل تمبرهای قبل از انقلاب را نگهداری کنیم. او درباره تعداد تمبرهای باقی مانده از ادوار مختلف در ایران به «ابتکار» میگوید: در زمان قاجار در حدود 300 تمبر، پهلوی اول حدود 250 تمبر و پهلوی دوم تقریبا به همین اندازه و کمتر از هزار تمبر نیز بعد از انقلاب چاپ شده است که نزدیک به 800 تمبر ارجینال یعنی شامل اصل تمبر، تمبر چاپ شده و امضای وزیر وقت در کنار آن در موزه نگهداری میشود. برخی از این تمبرها یک اثر هنری و حاصل کار هنرمندان فاخر ایران هستند. او درباره ارزش مادی تمبرها میگوید: هر تمبری قیمتی دارد که بر روی آن درج شده است. اگر قیمت تمام تمبرهایی که در این سالن وجود دارد را با هم جمع کنید به ریالی میرسید که قیمت واقعی تمبرها است. اما تمبرها ارزش کلکسیونری نیز دارد که بر این اساس هر تمبر قیمت متفاوتی خواهد داشت. به طور مثال تمبر پنی سیاه اولین تمبر پستی دنیا شناخته میشود چندین تریلیون دلار ارزش دارد اما تمبر دیگر ارزش چندانی ندارد.
چه عکسی مجوز تمبر شدن میگیرد؟
تمبرها انواع و اقسام دارند که تمبر شخصی یکی از آنها است. اما چه تمبری مجوز میگیرد؟ نصرآبادی در این باره میگوید: اگر علاقهمند به هر عکسی هستید که میخواهید آن را روی تمبر ببینید باید درخواست و سفارش خود را به شرکت پست دهید و به تعدادی که میخواهید هزینه آن از شما گرفته میشود. اما هر عکسی اجازه انتشار بر روی تمبر را ندارد. تصاویری که به امنیت ملی کشور مربوط میشود از جمله تصویر کوروش با محدودیتهایی روبهرو است. از آنجایی که تمبر شخصی نیز تمبر کشور محصوب میشود و آرم رسمی کشور روی آن درج میشود باید با نظر شورای عالی تمبر پذیرفته شود. ممکن است تصویری که شما به عنوان تمبر انتخاب کردهاید از نظر نماینده وزارت امورخارجه مطابق سیاست خارجی نباشد. بنابراین ممکن است تصویر انتخابی شما رد شود.∎