شناسهٔ خبر: 31110850 - سرویس سیاسی
منبع: دیپلماسی‌ایرانی | لینک خبر

نگاهی به ۴۰ سال دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران

دستاوردهای دیپلماسی کشور در این چهار دهه بیش از کاستی هایش بوده است

سید داوود صالحی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: در طول این ۴۰ سال هر دولت بنا به اقتضائات خود و خوانشی که از مقوله سیاست، اقتصاد، فرهنگ و دیپلماسی داشته، شرایط را تغییر داده که یقیناً مسئله و مقوله سیاست خارجی نیز یکی از آنها است. به هر حال در مجموع این دولت‌ها در یک تسلسل از کاستی‌ها و نقاط قوت توانستند دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران را به اینجا برسانند و خط فکری اصلی انقلاب اسلامی و منافع ملی را حفظ کنند و بعد از ۴۰ سال ما شاهد دستاوردهای پررنگ در حوزه سیاست خارجی هستیم.

صاحب‌خبر -

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی –  دیپلماسی ایرانی در گفت وگویی با سید داوود صالحی، سفیر اسبق ایران در اسپانیا و کوبا، مدیرکل سابق آمریکای لاتین وزارت امور خارجه و  و مدیر کل اسبق کنفرانس های بین المللی وزارت امورخارجه به بررسی 4 دهه دیپلماسی جمهوری اسلامی و آسیب شناسی سیاست خارجی ایران در این مدت پرداخته است که در ادامه از نظر می گذرانید:

ارزیابی شما از چهل سال دیپلماسی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی چیست؟

انقلاب اسلامی با یک نگاه تازه و در عین حال جدی که بر پایه های اسلام استوار بود توانست خوانش جدیدی را در سیاست خارجی و مناسبات دیپلماتیک شکل دهد. بر همین اساس بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سیاست خارجی ما با یک دگرگونی به سمت عدم وابستگی به قدرت های جهانی پیش رفت تا استقلال و عزت کشور حفظ شده و در عین حال مداخلات ابر قدرت های جهانی در امور ایران از بین برود. در این راستا یکی از سخت‌ترین دوران دیپلماسی به ۸ سال دفاع مقدس باز می‌گردد، چون هم زمان با این که کشور درگیر مسائل و تبعات مربوط به جنگ هشت ساله و تجاوز رژیم بعث به ایران بود و از آن سو سعی داشت با مناسبات دیپلماتیک خود، حقانیت جمهوری اسلامی ایران را در جامعه جهانی اثبات کند که نهایتاً این اتفاق روی داد. آن هم در دورانی که یک اجماع جهانی در حمایت از رژیم بعث وجود داشت و از آن سو نیز نوعی هم دستی برای از بین بردن انقلاب نوپای ایران شکل گرفته بود. اما ما شاهد بودیم که انقلاب اسلامی ایران توانست، هم در عرصه جنگ تحمیلی و هم در مقوله دیپلماسی از پس شرایط سخت آن زمان برآید. چرا که جمهوری اسلامی ایران مبنای خود را بر عزت کشور قرار داده بود و در این راستا هیچ گونه سرسپردگی به لیبرالیسم غرب و سوسیالیسم و کمونیسم بلوک شرق نداشت.
بعد از آن دیپلماسی جمهوری اسلامی در دوران سازندگی، اصلاحات، دولت های نهم و دهم و دولت آقای حسن روحانی سعی کرد شرایط را برای گسترش جایگاه و اهمیت ایران در مناسبات جهانی فراهم آورد و تا اندازه ای نیز این مهم روی داد. به هر حال در این دوران کاستی‌ها و ضعف‌هایی هم وجود داشت، اما باید اذعان کرد که دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران با نگرش حمایت از مستضعفین و محرومان جهان سعی کرد انقلاب خود را در قالب سیاست خارجی به دیگر کشورها نیز صادر کند و در این راستا نیز تا اندازه ای موفق بود. اگر شما امروز به نفوذ و اهمیت ایران در منطقه خاورمیانه نگاه کنید می‌بینید که ایران تا چه اندازه توانسته است که جایگاه خود را در کشور های نظیر سوریه، عراق، یمن، لبنان و دیگر کشورها افزایش دهد و این نشانی از موفقیت دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران دارد.

به کاستی ها در دوران 4 دهه دیپلماسی ایران اشاره داشتید، ارزیابی و یا آسیب شناسی شما از این کاستی ها چیست؟

به هر حال باید بپذیریم که از همان زمان حضور مرحوم کریم سنجابی و ابراهیم یزدی تا به امروز که سکان داری در دست آقای محمد جواد ظریف قرار دارد، دولت‌ها به تناسب نگاه و ارزیابی خود از مقوله دیپلماسی و سیاست خارجی و نیز ارزیابی که از تحولات جهانی داشتند، رویکردهای متفاوتی در این حوزه اتخاذ کردند. به هر حال باید بپذیریم که در این دوران برخی کاستی ها و یا کج‌رفتاری ها نیز وجود داشت. اما در مجموع به نظر من موفقیت ها، دستاوردها و پیروزی های دیپلماتیک ایران به مراتب پررنگ‌تر از کاستی ها و ضعف ها در عرصه دیپلماسی است که یقیناً در هر کشور و دولتی وجود دارد. در این چهل سال دیپلماسی، وزرای امور خارجه با هر نگرش و طیف فکری سعی کردند که متناسب با منافع ملی، گام‌هایی را بردارند و در این راستا نیز اقدامات و تصمیماتی را هم اتخاذ کردند. 

در طول این 4 دهه مناسبات و اقتضائات داخلی از هر هر بعد و خاستگاهی چه اثراتی بر مقوله دیپلماسی و سیاست خارجی داشته است؟

به هر حال باید این را عنوان داشت که مقوله دیپلماسی و سیاست خارجی مفهومی سهل و ممتنع است. چرا که از یک سو دیپلماسی همان گونه که از نام  آن پیدا است ارتباطات گسترده ای با تحولات جهانی و مناسبات بین المللی دارد، اما در عین حال بی تاثیر از مناسبات و اقتضائات داخلی کشورها نیست و یقیناً ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده ونخواهد بود. در این راستا باید اذعان داشت که تحولات داخلی اثرات خود را کم یا زیاد بر مقوله دیپلماسی گذاشته است چه در دوران قبل از جنگ تحمیلی و دوران پیروزی انقلاب اسلامی، چه در دوران جنگ تحمیلی، چه در دوران سازندگی، اصلاحات و دوران بعد از آن. هر کدام از این دوران  و برهه های 40 ساله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بنا به خاستگاه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست بوم تحولات داخلی، اثرات جدی بر سیاست خارجی و دیپلماسی دولت ها داشته است. در دوره مرحوم هاشمی رفسنجانی که دوران بعد از جنگ تحمیلی بود دولت بنای خود را بر سیاست کاهش تنش و سازندگی قرار داد و همین مسئله باعث شد که سیاست خارجی ایران به سمت احترام متقابل با همه کشورها و بازنگری در مناسبات جهانی پیش رود. در دوران اصلاحات نیز دولت در امر دیپلماسی بنای خود را بر سیاست درهای باز گذاشت. در دولت نهم و دهم بنا به اقتضائات و نگاه خاصش سعی شد که اهمیت و اولویت بیشتری برای کشورهایی از طیف بلوک شرق داده شود و در دولت آقای حسن روحانی نیز شرایط برای بازتعریف در حوزه مناسبات دیپلماتیک و آغاز دورانی جدید با غرب شکل گرفت. پس می بینید که هر دولت بنا به اقتضائات خود و خوانشی که از مقوله سیاست، اقتصاد، فرهنگ و دیپلماسی داشتند، شرایط را تغییر دادند که یقیناً مسئله و مقوله سیاست خارجی نیز یکی از آنها است. به هر حال در مجموع این دولت‌ها در یک تسلسل از کاستی‌ها و نقاط قوت توانستند دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به اینجا برسانند و خط فکری اصلی انقلاب اسلامی و منافع ملی را حفظ کنند و بعد از ۴۰ سال ما شاهد دستاوردهای پررنگ در حوزه سیاست خارجی هستیم.

در سایه این آسیب شناسی، تحلیل و برآورد شما از آینده دیپلماسی کشور چیست؟ 

علی رغم این که ما در این چهار دهه دستاوردهای بسیار خوبی برای امنیت و منافع ملی کشور، ذیل کوشش های دیپلماتیک شکل دادیم، اما نمی‌توان از برنامه‌ریزی و تلاش های دشمن برای نابودی این دستاوردها و از بین بردن انقلاب اسلامی چشم پوشی کرد. از این رو آینده دیپلماسی کشور تا حد زیادی باید در تقابل با این تخاصم غرب و به خصوص آمریکا باشد. ما اکنون شاهد هستیم که ایالات متحده آمریکا، دونالد ترامپ، مایک پمپئو و جان بولتون بعد از خروج از برجام به صورت جدی اقداماتی را در سطح دیپلماتیک و منطقه ای برای ایجاد ایران هراسی و مبارزه با جمهوری اسلامی ایران شکل دادند، اگر چه اقتضائات جمهوری اسلامی ایران از هر بعدی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ژئوپولتیکی و ژئواکونومیکی با کشوری مانند ونزوئلا متفاوت است، اما در هفته های اخیر شاهد برنامه‌ریزی‌ها و تلاش‌های پنهان و آشکار کاخ سفید و برخی کشورهای اروپایی برای انجام یک کودتا و سرنگونی دولت قانونی و مردمی نیکلاس مادورو هستیم. این تلاش‌ها می‌تواند زنگ خطر و هشداری برای ایران باشد. لذا ما باید با رصد دقیق تحولات، اقدامات و برنامه‌های ایالات متحده و دیگر کشور ها خود را برای هر شرایطی آماده کنیم. اکنون که بعد از خروج دونالد ترامپ از توافق برجام شاهد بدعهدی ها و کم کاری های بسیار پررنگ اتحادیه اروپا و سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان هستیم باید در عرصه دیپلماسی نیز تغییراتی جدی راه برای پیگیری منافع و امنیت ملی سامان دهیم.