شناسهٔ خبر: 19996604 - سرویس سیاسی
منبع: روزنامه حمایت | لینک خبر

وضع تعرفه های جدید علیه کالاهای چینی در آمریکا کلید خورد

خط و نشان پکن علیه واشنگتن

با روی کار آمدن دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، جهان شاهد تحولاتی در عرصه‌های مختلف ازجمله عرصه اقتصادی بود. بدعهدی‌های این کشور در قبال معاهدات خود معادلات اقتصادی و سیاسی جهان را برهم زد. در این میان تهدیدات این کشور و وضع تحریم‌ها و تعرفه‌های مختلف باعث شد تا از جنگ اقتصادی میان ابرقدرت‌های اقتصادی نام برده شود.

صاحب‌خبر -

در پی طرح برخی مطالب و شبهات پیرامون مشروعیت حکومت در دیدگاه اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و همچنین برخی از علما نسبت به این مساله واکنش نشان دادند.

 واکنش مجلس خبرگان رهبری به مسایل تفرقه آمیز
درمتن بیانیه مجلس خبرگان رهبری آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در روزهای اخیر مطالبی پیرامون «مشروعیت» و«مقبولیت» حکومت اسلامی و تصدی ولایت و حاکمیت مبتنی بر آرای مردم با استناد به کلمات امیرالمؤمنین(ع) درجامعه مطرح شد که با برخی مبانی دینی اعم از مبانی دینی اهل سنت و تشیّع که در فقه سیاسی اسلام مورد بحث قرار گرفته، متعارض و ناسازگار است. طرح این گونه مطالب هر چند تازگی ندارد و در طول تاریخ اسلام چه در عصر حضور و چه در دوران غیبت و به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح بوده و همواره از سوی علمای بیدار پاسخ داده شده است.اکنون با توجه به ضرورت پاسداری از جایگاه رفیع ولایت و امامت الهی توسط همه ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی، مجلس خبرگان رهبری لازم می‌داند نکاتی را یادآور شود:
۱. ولایت و امامت الهی به همه شئون آن اهم از تبیین و حفظ دین و هدایت مردم و زعامت سیاسی اجتماعی از احکام الهی است همانند ولایت پیامبر(ص) و متوقف بر خواست و نظر و رأی مردم نیست بلکه باید گفت ولایت، روح اسلام است و احکام بدون پشتوانه و قدرت اجرایی خود را از دست می‌دهد «و ما نودی احد بشئ کما نودی بالولایة».
همانگونه که آیات الهی قبل از نهج البلاغه بر آن تأکید دارند و می‌فرماید «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» که مقام ولایت را همانند مقام نبوت الهی می‌داند.
۲. بیعت با پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام) به معنای مشروعیت بخشی به حکومت پیامبر و یا امام توسط مردم و بیعت‌کنندگان نیست بلکه تأکیدی بر اعلام وفاداری و پیروی و فرمانبری از رهبران الهی است. بنابراین، نباید آن را با رأی مردم و انتخابات در دوران معاصر مقایسه کرد.
۳. بعد از قرآن باید به مسئله غدیر و نصب حضرت علی(علیه السلام) در آن جمع کثیر بی سابقه توجه کرد، بعد هم خطبه‌های متعدد
نهج البلاغه و نامه‌ها که همه صریح و گویاست. باید به این گوینده گفت «حفظت شیئا و غابت عنک الاشیاء». خود امیرالمؤمنین(ع) در بعد از ارتحال پیامبر (ص) حق حکومت خود را مطالبه کرده است. احادیثی مانند « ناشدتکم الله اما کنتم فی حجة الوداع اما سمعتم رسول الله یقول من کنت مولاء فهذا علی مولاء» دال بر این امر است.
حضرت‌علی (ع) در خطبه شقشقیه ولایت خود را فریاد زد« انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحی» تا آنکه فرمود«اری ترانی نهبا من» می‌نگرم که میراث ولایت و حکومتم ربوده شده است در حالی که سخنی از رأی و خواست و نظر مردم در میان نمی‌آید و البته اگر مردم با فردی غیر از ولی‌بیعت کنند مشروعیت نمی‌یابد لذا در نهایت حضرت فرمودند: «لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لقیت حبلها علی غاربها» که اگر حضور مردم حاضر در صحنه و وجود یاورانی که حجت به وسیله آنان تمام می‌شود و نیز مسئولیت الهی علما که نباید بر شکم بارگی ستمکاران و گرسنگی مظلومان آرام بگیرند معنایی برای پذیرش حکومت از منظر علی (ع) نبود.
خلاصه آنکه اگر حضرت در ابتدا بیعت را نپذیرفت به‎خاطر شناخت جامعه و نقض کنندگان و فتنه‌های آینده بود. لذا شرط می‌کند که اگر بیعت آنان را بپذیرد به نظر خودش عمل خواهد کرد.
مجلس خبرگان رهبری، با اذعان به نقش و جایگاه مردم در استقرار و استمرار حکومت اسلامی، بر اهمیت منحصر به فرد جایگاه رفیع امامت، ولایت و رهبری امت اسلامی که منشأ مشروعیت نظام اسلامی بوده و مردم سالاری دینی را به ارمغان آورده است و امروز در ولایت فقیه تجلی یافته، اصرار داشته و بر ضرورت حفظ وحدت داخلی و انسجام ملی و اجتناب از بحث و جدلهای تفرقه انگیز تأکید می‌نماید.
احمد جنتی
رئیس مجلس خبرگان رهبری

 عقیده مشروعیت بخشی مردم به حاکمیت شرک به خدا است
آیت الله محسن اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی هم در این خصوص با بیان اینکه اندیشه مشروعیت دادن مردم به حاکمیت شرک به خدا است، تأکید کرد که این اندیشه از فلسفه سیاسی غرب که مشروعیت و قدرت را یکی می داند، نشأت می گیرد.
وی در واکنش به اظهارات برخی مسئولان در مورد مشروعیت امام و حاکم نظام اسلامی از سوی مردم تأکید کرد: ما در فقه نظام سیاسی این مسأله را بیان کرده ایم که مردم موجودیت و قدرت حاکمیت را تأمین می کنند ولی مشروعیت حاکمیت عقلا محال است که از جانب مردم صادر شود.
وی افزود: در بسیاری از برهه های تاریخی اکثریت جامعه مسیر خطا را طی کرده اند و به دلیل سوء انتخاب حاکم، جامعه اسلامی را به انحراف کشیده اند؛ این یک اصل اساسی در قرآن کریم است که آنچه بر مردم از گرفتاری‌ها و مشکلات فرود می آید در نتیجه سوء انتخاب آنهاست.
آیت الله اراکی با بیان اینکه مردم نمی توانند مبنای حق یا مشروع بودن دولت باشند، خاطرنشان کرد: در نظام جمهوری اسلامی نیز این یک اصل اساسی است که مشروعیت حاکمیت باید از خدا گرفته شود و حاکم مطلق یعنی خداوند مشخص می کند که چه کسی بر مردم ولایت داشته باشد، در دوره ای ائمه معصومین و در دوره فعلی با توجه به مبانی دینی ولی فقیه باید به مردم حکم رانی کند.
وی مشروعیت بخشی به حاکمیت و امامت را شرک در حاکمیت مطلق خدا دانست و یادآور شد: غالبا شرک مطرح شده در قرآن شرک در حاکمیت است، همچنانکه وقتی از آیه «وَ مَا يُؤْمِنُ‌ أَکْثَرُهُمْ‌ بِاللَّهِ‌ إِلاَّ وَ هُمْ‌ مُشْرِکُونَ‌« در مورد جمع ایمان و شرک از امام صادق(ع) سؤال شد فرمودند: «این شرک، شرک در طاعت است نه شرک در عبادت»، شرک در طاعت به این معناست که ما در کنار خدا فرمان شخص دیگری را به صورت مستقل لازم الاتباع بدانیم.
دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی تصریح کرد: ما در اسلام حاکمیت را منحصر در خدا می‌دانیم به این معنا که هرکس بخواهد بر مردم ولایت پیدا کند باید از سوی خدا انتخاب شود، همچنانکه در هرجامعه ای مدیران و رؤسای ادارات آن از سوی یک شخصیت برتر که در رأس قرار دارند انتخاب می شوند، بنابراین هرکس منکر این اصل اساسی باشد منکر اصول مذهب تشیع شده است.
وی با بیان اینکه مردم در جامعه اسلامی نقش قدرت دهی به حاکم را برعهده دارند، ادامه داد: مردم در جامعه اسلامی در مقابل حاکم اسلامی دو وظیفه اطاعت و نصرت را برعهده دارند، ولی به هرحال آنها در این مسئله مختار هستند؛ به همین جهت است که گاهی یک حاکم مشروع و لازم الاتباع در جامعه به دلیل عدم قدرت کافی در عمل کاری نمی تواند بکند.
آیت الله اراکی ادامه داد: مطابق روایتی که از حضرت زهرا(س) مطرح شده این مسئله به دست می آید که مردم اختیار دارند که از حاکم مشروع منصوب از جانب خدا تبعیت نکنند و یا حاکمی نالایق را برای خود انتخاب کنند ولی باید بدانند که خون و مال خود را به تاراج گذاشته اند. وی نظریه مشروعیت بخشی مردم به حاکمیت را ناشی از فلسفه سیاسی غرب دانست و تصریح کرد: فلسفه سیاسی به‌ویژه بعد از عهد رنسانس مبتنی بر الحاد و نفی خدا پایه گذاری شد و به همین جهت آنها مشروعیت و قدرت را یکی می‌دانستند که در این صورت استبداد دولت‌ها به راحتی توجیه می شود، درحالی که گفتیم طبق اصول اسلامی مشروعیت بخشی و قدرت دهی دو مقوله کاملا جدا از هم هستند که مردم در اولی نقشی ندارند ولی در مورد دوم
 مختار هستند.