شناسهٔ خبر: 50421276 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: زومجی | لینک خبر

آخر هفته چی بازی کنیم: از Borderlands تا مترویدوینیایی دوست‌داشتنی

به‌رسم همیشگی چهارشنبه‌ها، این هفته هم قسمتی دیگر از سری مقاله‌های آخر هفته چی بازی کنیم را داریم که از این هفته، تغییراتی ساختاری دارد. همراه زومجی باشید.

صاحب‌خبر -

تا به امروز ۴۰ قسمت از سری مقاله‌های آخر هفته چی بازی کنیم را منتشر کرده‌ایم که در جریان آن‌ها، هر بار سراغ معرفی چهار بازی مختلف به‌شکلی مختصر رفته‌ایم. بااین‌حال از آنجایی که مهم‌ترین موضوع در این سری مقاله‌ها حفظ کیفیت بازی‌های معرفی‌شده است، تصمیم گرفتیم تا از قسمت چهل و یکم، تغییراتی ساختاری در مقاله‌ها داشته باشیم؛ به این صورت که از این پس، به‌جای معرفی چهار بازی، هر هفته ۲ بازی خواهیم داشت که یکی از آن‌ها اثری بزرگ و نسبتا قدیمی و دیگری هم تجربه‌ای کم‌تر شناخته‌شده خواهد بود.

در فرمت جدید مقاله، این فرصت را خواهیم داشت که هم کیفیت را فدای کمیت بازی‌ها نکنیم و هم اینکه به‌دلیل تمرکز روی دو بازی در هر هفته، توضیحات بهتری در مورد هریک از آن‌ها داشته باشیم و گاهی حتی سراغ مرور برخی نکات جالب‌شان هم برویم. پس بدون توضیحات بیشتر، در ادامه با معرفی بازی‌های این هفته همراه ما باشید:

لوگو و ماسک بازی Borderlands

بازی Borderlands

بازی اول این هفته را به Borderlands اختصاص داده‌ایم؛ تجربه شوتر لوتر شدیدا مفرح استودیو گیرباکس که اولین قسمت از سری بردرلندز و محصول سال ۲۰۰۹ است. رندی پیچفورد، مدیر استودیو گیرباکس، در مورد توسعه Borderlands اعلام کرده که ایده اولیه بازی، از علاقه شخصی او به آثار شوتر و نقش آفرینی نشات گرفته و تمایل داشت تا اثری ساخته شود که از طرفی، بتواند آن اکشن‌های سریع و نفس‌گیر آثار شوتر اول‌شخص مثل Doom را ارائه کند و از طرفی دیگر، مثل یک بازی نقش آفرینی سیستم لوت داشته باشد و بازیکنان بتوانند با کشتن دشمنان یا گشت‌و‌گذار در محیط‌ها، آیتم‌های مختلفی به‌دست بیاورند.

یک نکته جالب دیگر در مورد Borderlands، این است که بازی در فرایند توسعه تغییرات زیادی را تجربه کرده است؛ برای مثال ایده داستانی Borderlands، از ابتدا وجود نداشت و اینگونه نبود که سازندگان داستان مشخصی برای بازی داشته باشند و بعد براساس آن سایر جنبه‌ها را توسعه دهند. در عوض، پس از گذشت مدتی از ساخت بود که توسعه‌دهنده‌ها، حس کردند بازیکنان باید انگیزه خاصی برای کشتن دشمنان و به‌دست آوردن لوت از آن‌ها داشته باشند و اینگونه بود که ایده تبدیل کردن شخصیت‌های بازی به والت هانتر مطرح شد تا این ماهیت وجودی آن‌ها، تلاش‌شان برای کشتن دشمنان برای به‌دست آوردن پاداش و همینطور انجام دادن مأموریت‌ها و گشتن محیط‌ها با هدف پیدا کردن لوت را توجیه کند.

چهار شخصیت اصلی بازی Borderlands

این ایده داستانی، درنهایت به اینجا رسید که در Borderlands، شاهد چهار شخصیت مختلف به‌عنوان والت هانتر هستیم که با هدف پیدا کردن یک والت حاوی تکنولوژی‌های پیشرفته و موارد ارزشمند دیگر، راهی سرزمین پاندورا می‌شوند. بااین‌حال پاندروا، سرزمینی است که به‌معنی واقعی کلمه درگیر هرج‌و‌مرج شده و انواع و اقسام تهدید‌ها چشم‌انتظار شما و شخصیت‌تان هستند. البته درکنار این تهدید‌ها، شخصیت‌های مختلفی هرکدام با داستانی منحصربه‌فرد هم حضور دارند که از جمله معروف‌ترین آن‌ها، می‌توان به Claptrap، ربات وراج بازی اشاره کرد!

Borderlands هنوز هم یک شوتر لوتر شدیدا مفرح و گاهی حتی دیوانه‌وار است که می‌توان لذت زیادی از تجربه آن برد

یکی از اصلی‌ترین دلایلی که باعث می‌شود تا بتوان تجربه Borderlands را حتی با گذشت این همه سال هم پیشنهاد کرد، چیزی نیست جز گیم‌پلی شدیدا مفرح آن. در این بازی شما جهانی وسیع پیش‌روی خود دارید که می‌توانید با پای پیاده یا با استفاده از وسایل مختلف در آن گشت‌و‌گذار کنید و انواع و اقسام مأموریت‌های اصلی و فرعی را انجام دهید. مبارزات بازی هنوز هم حسابی تازه‌نفس است و ترکیب آن با سیستم لوت درجه‌یک Borderlands، باعث می‌شود تا آن اعتیاد پیدا کردن آیتم‌های بهتر و قوی‌تر، همیشه انگیزه شما برای ادامه تجربه بازی را زنده نگه دارد.

به‌عنوان آخرین نکته، بد نیست اشاره‌ای هم به جلوه‌های بصری بازی داشته باشیم؛‌ جالب است بدانید که پس از گذشت مدتی از توسعه، برخی از افرادی که در استودیو گیرباکس وظیفه امتحان کردن بازی را داشتند، مدعی شدند که Borderlands شباهت زیادی به بازی‌هایی چون Fallout و Rage پیدا کرده و اینجا بود که سازندگان، تصمیم گرفتند تا قید گرافیک واقع‌گرایانه را بزنند و تقریبا حال و هوای سل‌شید یا به بیان ساده‌تر کارتونی‌تری به آن ببخشند؛ تصمیمی که درنهایت منجر به گرافیک هنری بسیار خاصی شده که هم زیبا است و هم می‌تواند فضای بی‌رحم جهان پاندورا را منتقل کند.

در مجموع، Borderlands یکی از مفرح‌ترین بازی‌های شوتر لوتر تاریخ است و اگر تا به امروز فرصت تجربه‌اش را نداشتید، مطمئن باشید که هنوز هم دیر نشده و می‌توان حسابی از آن لذت برد.

شخصیت اصلی بازی Hollow Knight

بازی Hollow Knight

برای بازی دوم این هفته هم به‌سراغ Hollow Knight می‌رویم که بدون شک، یکی از بازی‌های مستقل بسیار خوب منتشر‌شده در دهه گذشته و یک تجربه مترویدوینیای بسیار لذت‌بخش است. Hollow Knight محصول سال ۲۰۱۷ است و ساخت و انتشارش را Team Cherry برعهده داشته. همچنین یک دنباله هم برای این بازی در دست ساخت قرار دارد که فعلا تاریخ عرضه مشخصی ندارد.

ایده اولیه Hollow Knight، از یک رویداد رقابتی Game Jam (رویدادی که در آن افراد باید در مدت زمان مشخص یک بازی بسازند) آغاز شد. آری گیبسون و ویلیام پلن در این رویداد بازی‌ای ساختند که شخصیت اصلی‌اش برای زندن ماندن اقدام به کشتن حشرات می‌کند و بعد‌ها هم تبدیل به یک شوالیه می‌شود. این بازی در آن زمان خیلی مورد‌استقبال قرار نگرفت! این دو بعد‌ها در رویدادی مشابه، ایده ساخت اثری را داشتند که وقایعش در جهانی زیرِ زمین رخ می‌دهد ولی خب این بار هم نتوانستند بازی را در زمان تعیین‌شده به‌پایان برسانند! بااین‌حال ترکیب دو ایده اثری که در یک جهانِ زیرِ زمین جریان و حشرات هم در آن حضور پررنگی دارند، همان چیزی بود که باعث خلق Hollow Knight شد.

بازی Hollow Knight برای کسب بخشی از بودجه، سراغ کیک استارتر رفت و درحالی‌که هدفش را ۳۵ هزار دلار استرالیا تعیین کرده بود، موفق به کسب ۵۷ هزار دلار شد و در نتیجه دو شخص جدید هم به‌عنوان کارگردان فنی و آهنگساز به جمع دو بازی‌سازی که در موردشان صحبت کردیم، اضافه شدند. هرچند که تیم اصلی سازندگان بازی را همین چهار نفر تشکیل می‌دهند، اما افراد دیگری هم در طول پروسه ساخت کمک‌هایی به آن‌ها کرده‌اند.

جهان بازی Hollow Knight

داستان Hollow Knight، ما را در قالب یک شوالیه، به شهری در زیر زمین می‌برد که زمانی شکوه و عظمت زیادی داشت اما پس از شیوع یک نوع بیماری و شاید بهتر است بگوییم آلودگی، مردمانش وضعیت عادی گذشته را از دست داده و خیلی‌هایشان دیوانه شده‌اند. اگر سری سولز را تجربه کرده باشید، متوجه شباهت زیادی بین سبک روایت Hollow Knight با آن خواهید شد؛ چرا که دقیقا مثل سولز، در اینجا هم خیلی خبری از روایت سرراست داستان نیست و خیلی نکات، در گوشه و کنار جهان مخفی شده‌اند و برای پی بردن به داستان بازی، باید هم کنجکاو و هم دقیق باشید؛‌ البته با در نظر داشتن این نکته که Hollow Knight خیلی هم در تلاش برای روایت داستانی پیچیده و عجیب نیست.

Hollow Knight از نظر هنری بی‌نهایت چشم‌نواز و گوش‌نواز است که گشتن در محیط‌ها و مبارزه با دشمنانش را بیش‌ازپیش جذاب‌تر می‌کند

Hollow Knight یک تجربه مترویدوینیا است که حسابی هم مهارت‌های بازیکن را به‌چالش می‌کشد. شاید مبارزات بازی در کل سرراست باشند، اما تنوع بالای مهارت‌ها و دشمنان، باعث می‌شود تا برای استفاده از همین حرکات سرراست هم مدام در حال برنامه‌ریزی و اتخاذ استراتژی درست باشید. به همین روال مثل اغلب آثار این سبک، در Hollow Knight هم برخی مناطق به مرور زمان در دسترس قرار می‌گیرند و حتی گاهی نیاز به گشتن چندین باره مناطق مختلف دارید که این کار هم به‌لطف نبرد‌های هیجان‌انگیز بازی اصلا و ابدا خسته‌کننده نمی‌شود.

راستی تا یادم نرفته، اشاره کنم که Hollow Knight، از نظر هنری یک بازی بی‌نهایت زیبا است؛ موسیقی‌ها، طراحی محیط‌ها و حتی طراحی شخصیت اصلی و دشمنان، آنقدر زیبا صورت گرفته که به‌معنی واقعی کلمه مخاطب را غرق زیبایی خود می‌کند. وقتی تمام این موارد را کنار هم قرار دهیم، به جرات می‌توان گفت که اگر طرفدار آثار مترویدوینیا هستید، اصلا و ابدا نباید تجربه Hollow Knight را از دست بدهید؛ همچنین اگر به‌سراغ بازی رفتید، حتما نیم‌نگاهی هم به بسته‌های الحاقی‌اش داشته باشید.

در پایان لطفا نظرات خود را در مورد بازی‌های این هفته با زومجی و کاربرانش به‌اشتراک بگذارید.

اینستاگرام زومجی
تلگرام زومجی

نظر شما