شناسهٔ خبر: 39031183 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: انتخاب | لینک خبر

یادداشت‌های علم، پنجشنبه ۶ فروردین ۱۳۴۹: سفیر شوروی سر شام یک شمشیر به شاهنشاه تقدیم کرد!

سر شام امشب هم نطق‌های خیلی صمیمانه رد و بدل شد. به علاوه یک شمشیر به شاهنشاه تقدیم کردند که روی آن نوشته شده است: «تقدیم به پیشگاه شاهنشاه به مناسبت مجاهدات معظم‌له در جنگ بر علیه نازیسم.» گلدانی هم از طرف مردم شوروی به مردم ایران هدیه کردند که به مجلس شورای ملی فرستادیم.

صاحب‌خبر -
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس تاریخ «انتخاب»؛ صبح شرفیابی مختصری داشتم زیرا پادگورنی [رئیس‌جمهور شوروی] برای مذاکرات شرفیاب حضور شاهنشاه می‌شد. من مطابق معمول در این مذاکرات نبودم. نخست‌وزیر و نایب اقتصادی نخست‌وزیر و معاونین وزارت خارجه شرکت داشتند – وزیر خارجه، زاهدی، به جده رفته است که در کنفرانس وزرای خارجه اسلامی شرکت کند.

پس از شرفیابی به دفترم رفتم و به کارهای جاری رسیدگی کردم. سفیر آلمان [که به تازگی از آلمان مراجعت کرده است] دیدنم آمد. مدت زیادی راجع به اوضاع اروپا، وضع ناتو و سیاست جدید آلمان با شوروی که چه اثری روی ناتو خواهد گذاشت، گفتگو کردیم...

شب مهمانی پادگورنی در کاخ گلستان بود. بعد از شام با سفیر شوروی در گوشه‌ای صحبت می‌کردم. از مسافرت پادگورنی اظهار کمال رضایت می‌کرد، مخصوصا از صحبت‌های صبح حضور شاهنشاه. می‌گفت: «شاهنشاه با کمال وضوح اوضاع خاورمیانه را برای ما تشریح فرمودند و از این حیث رئیس‌جمهور خیلی راضی است، به‌خصوص که فرمایشات شاه خیلی صریح و روشن است و معلوم می‌شود گوینده قصد انشاء دارد.» ضمنا اضافه کرد که «ما برای همکاری همه‌جور آمادگی داریم. منتها ما هم تنگدست هستیم!» گفتم: «تنگدستی شما دیگر برای چیست؟» گفت: «ما هم مخارج تسلیحاتی زیادی داریم، زیرا دوستان قدیمی ما حالا دشمن ما شده‌اند – منظور او چین است – و دائما ما را تهدید می‌کنند و ما ناچاریم که در خاور دور آمادگی داشته باشیم.» خیلی تعجب از این صحبت او کردم. هرگز نشنیده بودم که یک روسی این‌طور بی‌پرده سخن بگوید. بعد به‌خصوص که گفت: «آن‌ها به هر حال متصرفات خاور دور ما را متعلق به خودشان می‌دانند [و] می‌گویند ما آن را غصب کرده‌ایم.» من به خنده گفتم: «مثل این‌که درست هم می‌گویند، به هر حال یک قسمت‌هایی را در زمان روسیه تزاری گرفتید.» او هم گفت: «صحیح است!» به علاوه من گفتم: «این‌ها یک جمعیت عجیبی هستند و به هر حال به قول هیتلر [فضای حیاتی] vital space لازم دارند. جنوب آن‌ها که از جمعیت اشباع است، فقط قسمت‌های خالی طرف‌های شمال است که در دست شماست.» با کمال صراحت تصدیق کرد. دوباره مطلب را به خاورمیانه کشید که «همکاری شوروی و ایران در این منطقه می‌تواند ضامن صلح این منطقه باشد.» من می‌خواستم بپرسم شما چقدر صلح می‌خواهید که در این ضمن چند نفر دیگر رسیدند و صحبت قطع شد. من با سفیر شوروی با زبان انگلیسی صحبت می‌کنم.

سر شام امشب هم نطق‌های خیلی صمیمانه رد و بدل شد. به علاوه یک شمشیر به شاهنشاه تقدیم کردند که روی آن نوشته شده است: «تقدیم به پیشگاه شاهنشاه به مناسبت مجاهدات معظم‌له در جنگ بر علیه نازیسم.» گلدانی هم از طرف مردم شوروی به مردم ایران هدیه کردند که به مجلس شورای ملی فرستادیم.

ساعت یک صبح من در رکاب شاهنشاه به کاخ نیاوران آمدم. معلوم شد قدری درد زایمان علیاحضرت شهبانو شروع شده است. دکتر صالح طبیب معالج هم بود، ولی گفت: «چیزی نیست بروید بخوابید.» همه خوابیدیم ولی ساعت ۳ صبح درد شدید شده بود. مجددا من برخاستم و در رکاب شاهنشاه به بیمارستان خانواده ارتش رفتیم (در این محل جا درست شده است)، شاهنشاه در بیمارستان خوابیدند. من اطاق پهلوی شاهنشاه خوابیدم. ساعت ۸ صبح خداومد فرزند دختری [لیلا پهلوی] به شاهنشاه عطا فرمودند.

لینک کوتاه کپی لینک

نظر شما