شناسهٔ خبر: 36355825 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: انتخاب | لینک خبر

خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ ۱۸ آبان ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵:حسن روحانى، اوضاع فعلى مركز تحقيقات استراتژيك را گزارش داد؛ براى استفاده از نيروهاى قديمى و جديد مشورت كرد

آقاى محمدحسنين هيكل از تلويزيون [دولتی] لبنان براى مصاحبه آمد. قبل از مصاحبه در مذاكره خصوصى گفت كه طرفدار انقلاب ايران و هدفش تبليغ نظرات ايران با شيوه خودش است. تاريخچه‌اى از مصاحبه‌هاى مهم خود با شخصيت‌هاى درجه اول دنيا گفت. دو ساعتى مصاحبه طول كشيد و در طرح سئوالات، به حرفش وفا كرد.

صاحب‌خبر -
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ ۱۸ آبان ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵:حسن روحانى، اوضاع فعلى مركز تحقيقات استراتژيك را گزارش داد؛ براى استفاده از نيروهاى قديمى و جديد مشورت كردخاطرات مرحوم  آیت الله هاشمی رفسنجانی را از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵، هر شب منتشر می‌کند. پیشتر، خاطرات «آیت الله» از سال ۵۸ تا ۷۱ در «انتخاب» منتشر شده بود


به گزارش «انتخاب»؛ متن خاطرات آیت الله هاشمی در روز ۱۷ آبان 1371 تا 1375 در زیر آمده است

 

 

سال 1371

بعد از نماز صبح تا ساعت نُه، وقت به مطالعه گزارش‌ها گذشت.آقاى [الياس] حضرتى، نماينده رشت آمد. از حاكميت جناح راست بر مجلس و از ستادهايى كه عليه آقاى [مهدي] كروبى راه افتاده است، اظهار نگرانى كرد و خواست چاره كنيم. براى سفر من به گيلان و كمك به عمران استان استمداد نمود.
آقاى [سيدكمال‌الدين] شهريارى، نماينده [دشتي، تنگستان، ديّر و كنگان] بوشهر آمد. براى سفرم به استان و ارزان كردن آب از لوله محرم و ساخت سينما و مراكز فرهنگى استمداد كرد. [آقايان سيد محمود كاظم دينان و سيد حسن شجاعي كياسري]، نمايندگان آمل و سارى آمدند؛ هم استمداد براى امور عمرانى و هم تقاضاى سفرم به استان مازندران را داشتند و هم تسريع در معرفى استاندار را خواستند.
دكتر [حسن] روحانى، [دبير شوراي عالي امنيت ملي] آمد. اوضاع فعلى مركز تحقيقات[استراتژيك رياست‌جمهوري] را گزارش داد؛ اخيراً مسئوليت اين مركز به ايشان واگذار شده است. براى استفاده از نيروهاى قديمى و جديد مشورت كرد. كپسولى آورد كه براى معالجه ترش‌كردن معده خوب است.
تا مغرب كارها را انجام دادم. در مسير خانه به بيمارستان اختر رفتم كه سعيد [لاهوتي] دندانم را اصلاح كرد؛ پُركردگى خالى شده بود، پُر كرديم. بعد از اصلاح دندان، رييس بيمارستان و سوپروايزر آمدند، خوشامد گفتند و وضع بيمارستان را توضيح دادند؛ مشكل ندارند.
ساعت هفت و نيم به خانه رسيدم. عفت از رفسنجان برگشته بود.كلى از آنجا تعريف داشت و از نوق و كشكوييه و رفسنجان و والده و بستگان ديگر گفت.

 

 

 سال 1372

ساعت هشت به دفترم رسيدم. مطابق معمول تا نُه و نيم صبح كارها انجام شد. در گزارش‌ها، اقدام فرانسوى‌ها عليه مسلمانان الجزاير و ادامه جنگ در افغانستان مهم است. با آيت‌الله خامنه‌اى دربارة سياست‌هاى كلى، تلفنى صحبت كرديم. برندگان مسابقات فرهنگى، اسلامى، هنرى دانش‌آموزان آمدند. دكتر نجفى، [وزير آموزش و پرورش] گزارش داد. برايشان صحبت كردم و تشويق و هدايایى داديم.
آقاى محمدحسنين هيكل از تلويزيون [دولتی] لبنان براى مصاحبه آمد. قبل از مصاحبه در مذاكره خصوصى گفت كه طرفدار انقلاب ايران و هدفش تبليغ نظرات ايران با شيوه خودش است. تاريخچه‌اى از مصاحبه‌هاى مهم خود با شخصيت‌هاى درجه اول دنيا گفت. دو ساعتى مصاحبه طول كشيد و در طرح سئوالات، به حرفش وفا كرد.
عصر آقاى [مرتضي]آصفى از وزارت امور خارجه، تلفنى تقاضا كرد كه بيايد دربارة اقداماتش در مسأله باخمن آلمانى توضيح بدهد. تا ساعت شش و نيم بعد از ظهر، براى بحث برنامه دوم، در جلسه هيأت دولت ماندم. آقاى بشارتى، [وزير كشور]، گفت امروز عليه سفارت فرانسه و هواپيمايى ايرفرانس، اقداماتى شده است؛ گفتم تعقيب كنند.
شب با آيت‌الله خامنه‌اى و آقايان ناطق [نوري] و مهدوى [كني]، ميهمان آقاى [محمدتقي] فلسفى بوديم؛ خيلى پير و افتاده شده و مشكل سامعه دارد، ولى حالش خوب است؛ پُرحرف و شيرين. به مناسبت انتقال به خانه جديد وليمه داد. شب عفت كلى از مباحثه‌ها با خانم‌هاى خطسه گفت.

 

 

سال 1373

ساعت هفت صبح، با عبور از زير قرآن كه عفت، مطابق معمول هر سفر گرفته بود، به فرودگاه [مهرآباد] رفتيم و بلافاصله به سوى كرمانشاه پرواز كرديم. وزراى راه و ترابری و مسكن و شهرسازی و آقايان ميرزاده و حسين [مرعشی] و نمايندگان استان همراه بودند. در فرودگاه كرمانشاه، مراسم مفصلى براى استقبال بود. بعد از مصاحبه1، به سوى شهر حركت کردیم.
مردم، استقبال فوق‌العاده گرم و باشكوهى نمودند؛ قيافه‌هايشان خندان و چهره‌ها مصمم و صميمى بود. هوای آفتابى و تميز، بعد از يك هفته بارندگى كم‏سابقه هم براى مردم شيرين بود. چند بار اتومبيل در اثر ازدحام مردم متوقف شد. در سالن سرپوشيده ورزشگاه آزادى، با خانواده‌های ايثارگران ملاقات داشتيم.
بعد از خيرمقدم و سرودها و شعارها، من در توصيف مقام شهيد و جهادگران و ايثارگران سخنرانى کردم.2 سپس پياده به مراسم‏عمومى در فضاى باز ورزشگاه رفتيم. انبوه جمعيت، بسيار عظيم و فشرده و به قول خودشان بى‏سابقه و شور و احساسات ‌هم در اوج بود.
[آقای محمدحسین‏زرندی]، امام‏جمعه و [آقای غلامرضا صحراییان]، استاندار و [خانم اختردرخشنده و آقایان اسماعیل‏ططری و سیدآیت‏اله موسوی‏اجاق]، سه نمايندة شهر به اختصار خيرمقدم گفتند. بين نمايندگان و امام‏جمعه و استاندار اختلاف شديدى است، ولى به احترام حضور من، با هم كنار آمده‌اند. سخنرانى مفصلى براى مردم، در تعريف از آنها و اشاره به امكانات و استعداد استان و خدمات دولت و برنامه‌هاى آينده و وعده‌هاى دلگرم‏كننده كردم.3
سپس به سوى استاندارى رفتيم. باز هم در مسير، همه جا اجتماع مردم و ابراز احساسات بود. ظهر به استانداري رسيديم. كمى استراحت کردیم و مطالعه و نماز و سپس ناهار در جمع همراهان و ميزبانان و سپس كمى استراحت و استماع اخبار انجام شد. به سوى فرودگاه حركت کردیم و با هلى‌كوپترها به سوى اسلام‏آباد پرواز نمودیم. استاندار، در راه توضيحات می‏داد.
كنار اجتماع بسيار با شكوه مردم در ورزشگاه شهر فرود آمديم. احساسات و هجوم مردم، مقدار زيادى از وقت را گرفت. چند زن، زير دست و پاى ديگران لگدمال شدند؛ متأثر شدم. از مردم خواستم كه از اطراف آنها كنار بروند. امام جمعه و نماينده استان در مجلس خيرمقدم گفتند و خواسته‌ها را مطرح كردند. سپس سخنرانى من بود كه به خاطر ازدحام زياد، به سختى انجام شد.4
بلافاصله به سوى كرمانشاه پرواز كرديم. در مسير از عمليات چهاربانده كردن جاده اسلام آباد - كرمانشاه بازديد نموديم. سپس در محل طرح يكپارچه‏سازى و آبيارى تحت فشار منطقه دورود فرامان واقع در حومه كرمانشاه و كنار رودخانه عظيم «قره‏سو» فرود آمديم.
از مزارع تحت آبيارى طرح بازديد کردیم. در سالن مركز ترويج كشاورزى، مهندسان و رييس اداره كشاورزى توضيحات خوبی دادند. به شكل جالبى، هزار هكتار از اراضى ديم تپه ماهور كنار رودخانه را يكپارچه برنامه آبياري باراني اجرا كرده بودند؛ با هزينه دويست و بيست هزار تومان براى هر هكتار. نكته جالب، حفظ حالت تپه ماهور است. مردم روستاهاى اطراف اجتماع كرده و با قربانى‌ها و طبل و دهل و ساز، ابراز شادمانى مى‌كردند. از يكى از استخرها در ارتفاعات بازديد و موتورخانه را افتتاح كرديم.
از آنجا به سوى مقبره مرحوم فاضل تونى5 رفتيم. در مسير روستاييان و مردم حاشية شهر، استقبال گرمى داشتند. مغرب به مقبره رسيديم. در حال ساخت است. سه قرن و نيم پيش در زمان صفويه ، در مسير برگشت از عتبات ، كنار پل قديمى فوت كرده است.
نماز مغرب و عشا را آنجا خوانديم. جمع زيادى از مردم روستاى چقازرد جمع شده بودند. از آنجا به اداره مخابرات رفتيم. مراسم براى افتتاح بيست و چهار هزار شماره تلفن بود. مديران گزارش دادند و من بعد از سخنرانی6، تلفن مراكز شهرى و روستايى را افتتاح کردم.
به مسجد جامع رفتيم. آقاى زرندى، امام جمعه کرمانشاه در جمع علما و طلاب استان، گزارش داد و خيرمقدم گفت و خواسته‌ها را مطرح كرد؛ خوب صحبت كرد. من هم صحبت طولانى دربارة موقعيت و وظايف روحانيت و برنامه پنج‏ساله اول توسعه و خدمات انقلاب و دولت داشتم.7
شام خورديم. به دستور من، مسجد جامع را با استفاده از اعتبارات بازسازى، خيلى خوب ساخته‌اند. به استاندارى برگشتيم. خاطرات را نوشتم. مقدارى مطالعه كردم و خوابيدم.

 

 

سال 1374

از منزل به مجتمع پزشكي امام خميني(ره) - بيمارستان هزار تختخوابي سابق - رفتيم. فاطي هم همراه من بود. پرده‌برداري از لوح افتتاح مركز تصويري پيشرفته و استماع توضيحات دكتر [محمدحسن] باستان‏حق، [رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران] و دكتر [سیدحمید]ميرخاني، ریيس مجتمع، انجام شد. هزار و چهارصد تخت و تقريباً تمامي رشته‌هاي پزشكي، با هفتصد نفر انترن و رزيدنت و صد و بيست نفر استاد، حدود چهار هزار و پانصد نفر كارگر و كارمند و سالیانه حدود يك ميليون نفر مراجعه‏كننده دارند. سابقه اين مركز به شصت سال پيش برمي‌گردد.
از دستگاه ام آر آی پيشرفته و سي تي اسكن و سونوگرافي و آنژيوگرافي و مركز مهندسي تجهيزات پزشكي -كه كار خوبي براي ساخت تجهيزات گران‏قيمت پزشكي است- بازديد كرديم. مركز هموفيلي‌ها را نيز ديدم؛ مردم پُرمشكلي هستند. مذاكره با چند مريض عمدتاً كودك داشتم. در اجتماع مديران، پس از استماع گزارش دكتر مرندي و دكتر باستان‌حق، سخنراني کردم.1
تا عصر در دفترم كارها را انجام دادم. عصر براي ديدن والده و همسر طيبه كه از رفسنجان آمده‌اند، براي عمل چشم همشيره كه آب مرواريد آورده، به خانه اخوي محمد رفتم. حالشان خوب است. شب آقاي [علاءالدین] بروجردي خبر داد كه مذاكرات چند گروه افغاني در تهران، براي توافق پيشرفت داشته است.

 

 

سال 1375

در منزل بودم. قرار بود، براى ديدن مركز تحقيقات انرژى هسته‌اى و نیز قلعه حسن‏صبّاح به الموت برويم، ولى به‏خاطر ابرى‏بودن هوا و عدم‏امكان پرواز هلى‌كوپترها، نرفتيم. بيشتر وقت به مطالعه گذشت. حسين مرعشى، مهدى و محسن هم آمدند. مذاكراتى دربارة انتخابات و امور جارى و اقتصادى داشتيم. عمده وقت، صرف مطالعه تاريخ قرآن و صنايع نظامى عراق شد.

لینک کوتاه کپی لینک

نظر شما