شناسهٔ خبر: 34711474 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جهان صنعت | لینک خبر

ایران می‌تواند از آمریکا در دیوان دادگستری بین‌المللی شکایت کند

دکتر هرمیداس باوند می‌گوید: اگر شکایت ایران علیه آمریکا در دیوان دادگستری بین‌المللی مطرح شود، از آنجا که حقانیت با ایران است، فضای بین‌المللی به نفع ایران خواهد شد.

صاحب‌خبر -

جهان صنعت نیوز: اگر او را مرد شماره یک حقوق بین الملل در ایران خطاب کنیم، به بیراهه نرفته ایم. هنوز هم بعد از سال ها بازنشستگی از تدریس در دانشگاه تمام قوانین و مقررات بین المللی و سال تصویب آنها را از بر است. انگار سرکلاس درس نشسته‌ای و دکتر داود هرمیداس باوند، ۲ واحد حقوق بین الملل دوره کارشناسی ارشد را تدریس می‌کند؛ به همان دقت و به همان وسواس خاص خودش.

یک روز، بعد از کنفرانس خبری محمد جواد ظریف با خبرنگاران، پای صحبت های دکتر هرمیداس باوند نشستیم تا از او بپرسیم، آنچه ظریف از تصمیم ها و برنامه های وزارت خارجه به خبرنگاران گفت، چه آثاری می تواند در سیاست خارجی ایران داشته باشد. گفت وگوی جهان صنعت نیوز را با دکتر داود هرمیداس باوند استاد روابط بین الملل بخوانید:

برخی تحلیلگران معتقدند آنچه ترامپ در ارتباط با خاورمیانه در پیش گرفته پیروی از تئوری مرد دیوانه نیکسون است. درواقع ترامپ به دنبال طرح معمای امنیتی در منطقه است و قصد درگیری با ایران را ندارد، نظر شما چیست؟

آقای ترامپ تبلیغات بسیار گسترده ای در سطح ارتباطات جمعی و جهانی انجام داده و عنوان می‌کند که ایران خطری برای منطقه و جامعه جهانی است. با این حال ایشان برآن است که به تفاهم با ایران برسد تا به زعم خودش ایران تولید موشک‌های قاره پیما را متوقف کرده و یا در امور کشورهای منطقه دخالت نکند. در نهایت قصد دارد مدعی شود که جامعه بشری را از یک خطر مهلک نجات داده است.

تحرکات کشورهای دیگر مثل عربستان و رژیم صهیونیستی چقدرموثر بوده؟

ترامپ به دنبال آن است که نشان بدهد دو کشور برای دنیا خطر بزرگ محسوب می‌شوند؛ ایران و کره شمالی. او جسته و گریخته کره شمالی را پای میز مذاکره آورده است. هرچند مذاکرات با کره شمالی به نتیجه نرسیده است. اما ایران به دلیل مقاومت برای او جذاب‌تر است. چون تصور می‌کند که کره شمالی به لحاظ جغرافیایی در انزوا قراردارد، حال آنکه ایران در کریدور تعاملات جهانی قرار گرفته است.

بنابراین نیل به چنین تفاهمی با ایران را به معنای ارتقا جایگاه خود می داند و می خواهد هرطور شده از آن استفاده کرده و در انتخابات آینده در مقابل رقبای دمکرات خود استفاده کند. در همین رابطه تبلیغات بسیار گسترده‌ای علیه نظام وابسته به ارزش‌های دینی، اسلام هراسی و تروریسم مطرح کرده است. این ها همه موید ادعای تبلیغاتی ترامپ است.

اگر خاطرتان باشد، او ابتدا ۱۲ شرط برای مذاکره با ایران گذاشت. روز بعد وزیر خارجه او ۴ شرط را اجرایی دانست. هر روزی که شرایط را ملایم می‌کند، تحریم جدیدی علیه ایران اعمال می‌کند. بنابراین مواضع او قابل پیش‌بینی نیست. مثل هوای بد است از یک طرف یک حرف می‌زند و فردا خط و مشی‌های او درست در تعارض با موضع اولیه‌اش است. از طرفی ایران ابتدا فکر می‌کرد بعد از آنکه آمریکا از برجام خارج شد، اروپا پایبند خواهد بود، اما در همان آغاز انگلیس، فرانسه و آلمان بیانیه‌ای منتشر کردند که به نوعی همسویی با آمریکا بود.

البته چین و روسیه مواضع مخالف آمریکا و متحدانش داشتند، چقدر این مواضع را برای آمریکا بازدارنده می‌بینید؟

اروپایی‌ها مطابق با برجام توافق کرده‌اند که یک پنجم نفت ایران را بخرند. برای این کار یک نهاد مالی برای نقل و انتقالات مالی تاسیس شده، اما اجرایی نشده است. آنچه در نهایت گفته‌اند، استثنا کردن دارو و غذاست که در همه تحریم‌ها مستثنی است و بنابراین اقدام جدیدی نیست. از سویی چین ۶۰۰ میلیارد صادرات به آمریکا دارد. آمریکا ۳۰۰ میلیارد به چین صادرات دارد. بحث آنها موازنه پرداخت‌هاست. چین در این شرایط حاضر نیست که مبادلات ۶۰۰ میلیاردی با آمریکا را به تجارت حداکثر ۵۰ میلیاردی با ایران به هم بزند. روسیه هم که همواره از ایران استفاده ابزاری کرده است.

در نظر داشته باشید که روسیه، چین و هند اعلام کرده‌اند که پایبد به تحریم‌های شورای امنیت هستند، با این حال همه آنها از تحریم‌های یک جانبه و مضاعف منتفع شده‌اند. آنها به جای ارز به ایران کالا داده‌اند هند روپیه و کالا به ایران داده است. چین هم کالا. وزیر انرژی چین اعلام کرد که ۶ میلیارد دلار کالا به ایران صادرکرده‌ایم و انتظار داریم که این رقم به ۹ میلیارد دلار برسد.

کشورهای همسایه هم که در راستای آمریکا حرکت می‌کنند. در این شرابط هر کشوری به دنبال منافع خود است یا این که حداقل سکوت انفعالی در پیش گرفته است. در صورتی که براساس ماده ۳۱ منشور، اختلاف بین کشورهایی که ممکن است صلح و امنیت را به خطر بیندازند، باید قبل از هرچیز از طریق مسالمت آمیز، مذاکره، پایمردی، میانجی گری، کمیسیون تحقیق، کمیسیون سازش، داوری، تسویه قضایی و استفاده از مکانیزم‌های حل و فصل منطقه‌ای در دستورکار قرار بگیرد.

منظور شما این است که درنهایت باید بین ایران و آمریکا در این رابطه مذاکره انجام شود؟

مذاکره دال بر تسلیم نیست. ممکن است مذاکره به نتیجه نرسد، اما معمولا برای کمیسیون سازش، فضایی ایجاد می‌کند که تصمیم گیرندگان ارزیابی از منطقه و آینده داشته باشند. زیرا شرایط موجود بسیار بسیار نگران کننده است.

شکایت به کجا ببریم؟

برخی‌ها به دولت پیشنهاد داده‌اند که ایران از آمریکا در دادگاه‌های بین المللی مثل دیوان لاهه شکایت کند، آیا فکر می‌کنید طرح دعوا به نفع ایران تمام خواهد شد؟

وقتی آمریکا اعلام کرد که از برجام خارج شده چون یک قرارداد چند جانبه بین المللی که ۵ عضو دائم شورای امنیت و نماینده سیاسی اتحادیه اروپا با هدف حفظ صلح و امنیت بین المللی در آن حضورداشتند، اقدامی خلاف انجام داد. طبق منشور آنچه به نام برجام به توافق رسیده، مورد تایید شورای امنیت قرار گرفت. براساس منشورسازمان ملل متحد همه کشورها ملزم به پایبندی تصمیمات و تاییدیه‌های شورای امنیت هستند.

طبق حقوق بین الملل بخصوص قراردادهای چند جانبه بین المللی که کشوری امضا کرده و پارلمان آن کشور تصویب کرده، دولت بعدی مجاز نیست که از این تعهدات سرپیچی کند یا به موجب کنوانسیون جانشینی دولت‌ها هر دولتی ملزم به تعهدات و پایبندی به تعهدات قبلی است. این موضوع هم در حقوق بین الملل و هم عرف بین الملل برقرار است.

وقتی آمریکا از برجام خارج شد، ایران می‌توانست به سرعت طرح شکایت به کمیسیون مربوطه برجام ببرد. بعد به شورای امنیت و سپس به دیوان دادگستری بین المللی. درواقع محق بود که یک اقدامی که خلاف منشور و عرف بین اللمل است را پیگیری کند.

یعنی چنین امکانی را از دست دادیم؟

بله؛ ایران به کمیسیون برجام شکایت نبرده است. البته اگر الان هم بخواهد، کمی دیر شده ولی امکان پذیر است. دولت می تواند به کمیسیون برجام، سپس شورای امنیت و دیوان از رفتار آمریکا در قبال برجام شکایت کند. اما اگر همان تاریخ این شکایت انجام می‌شد، حق ۱۰۰ درصد ایران بود و نتایج آن به ظن غالب به نفع ایران بود. اما الان زمان زیادی از خروج آمریکا از برجام گذشته و اروپا هم با وجودی که اعلام کرده پایبند برجام است اما به تعهدات خود عمل نکرده است. درنتیجه فضای بین المللی کمی مخدوش است. یعنی حقانیتی که آن تاریخ بدون چون و چرا به نفع ایران بود، الان سئوال برانگیز است.

اگر وزارت خارجه به چنین تصمیمی برسد، چه پروسه‌ای پیش رو دارد؟

آمریکا می‌تواند بگوید، من عضو برجام نیستم، پس به شکایت شورای امنیت فرستاده می شود. هرجایی که تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی مطرح باشد، موضوع به شورای امنیت ارجاع داده می شود. آنجا خطر وتو آمریکا وجود دارد. در نتیجه ایران دو راه دارد؛ یکی اینکه به مجمع عمومی سازمان ملل براساس قطعنامه اتحاد برای صلح طرح شکایت کند. دراین صورت اگر شورای امنیت به دلایل وتوی امریکا نتوانست رسالت خود را در حفظ صلح انجام دهد، شکایت به مجمع برده و براساس این قطعنامه می‌تواند تصمیماتی را اتخاذ کند. به موازات آن می تواند به دیوان دادگستری بین المللی طرح شکاست کند که آن هم بُعد حقوقی کامل دارد.

آیا اگر دیوان به نفع ایران رای بدهد، باید آمریکا تن بدهد؟

دیوان در صورتی صلاحیت رسیدگی دارد که طرفین توافق کنند.

یعنی طرفین پای میز مذاکره بیایند؟

بله؛ ایران دادخواست خود را مطرح کرده و آمریکا هم باید پاسخ بدهد. سپس دیوان حکم صادر می‌کند. اگر کشوری حکمی که دیوان صادر می‌کند را اجرا نکند، آن کشور می‌تواند از شورای امنیت تقاضای رسیدگی کند. یکی از وظایف شورای امنیت این است که احکام دیوان را رسیدگی کرده و درباره طرفی که احکام صادره دیوان را اجرا نکرده تصمیم می گیرد. اینجا دیگر وتو نمی‌تواند مطرح باشد.

چون مورد ایران خاص است و در گذشته مدل ایران را نداشته‌ایم، فکر می‌کنید اجماع سیاسی به نفع ایران صورت بگیرد؟

اگر سازمان ملل قائم به خودش بود، حکم به نفع ایران بود. اگر سازمان ملل یک فدراسیون نظام متحده جهانی بود و یک نیروی امنیتی جهانی وجود داشت که تصمیماتی که نظام جهانی می‌گرفت، اجرایی شود، همه احتمالات درست بود. متاسفانه چون این گونه نیست تحریم‌های آمریکا هم مضاعف است، لذا آمریکا این حق را برای خود قائل است که دولت ها و شرکت‌ها را مجازات کند.

از سویی شرکت‌ها به دلیل تعاملات مالی که با آمریکا دارند، نمی‌توانند مجازات‌های میلیاردی را تحمل کنند. کشورها هم تعاملاتی با آمریکا دارند که نمی خواهند روابط شان به هم بخورد. حتی کشورهایی مثل چین و روسیه اگر لفظی اعتراض خود را بیان کنند، اما به لحاظ عملی و کاربردی اقدامی انجام نمی‌دهند.

آقای ظریف اعلام کرده که ایران به زودی گام سوم را برمی‌دارد، اما این گام سوم به معنی خروج از برجام نیست. این حرکت ایران چه تاثیری دارد؟

از آنجا که اتحادیه اروپا تعهدات خود را انجام نداده و انگلیس هم به دنبال بهانه برای خروج از برجام است، اقدام ایران را مبالغه‌آمیز می دانند. اگر ایران از برجام خارج شود، تمام تحریم‌های قبل از برجام درمورد ایران فعال می‌شود. آنها هم خیالشان راحت است. آمریکا هم دقیقا دنبال همین است که بگوید ایران به دنبال دسترسی به سلاح اتمی است. در نتیجه به دنبال مشروعیت اعمال خود می‌گردد.

اگر شکایت ایران در کمیسیون برجام به دیوان برود و دیوان رای به نفع ایران صادر کند، چه تضمینی وجود دارد که آمریکا تن بدهد؟

در کمیسیون برجام همه این موارد پیش بینی شده است. البته امریکا می‌تواند بگوید عضو برجام نیستم، پس رای دیوان شامل من نمی‌شود. اما نمی‌تواند آن را وتو کند. از سویی همان طور که گفتم دیوان وقتی به یک شکایت رسیدگی می‌کند که با رضایت طرفین باشد. من بعید می‌دانم آمریکا بپذیرد. یعنی اگر رضایت ندهد، دیوان نمی‌تواند رسیدگی کند.

اما در نظر بگیرید که از نظر روانی اگر ایران طرح شکایت کرده و آمریکا حاضر به حضور در دیوان نشود، فضای روانی بین‌المللی به نفع ایران می‌شود و این برای آقای ترامپ یک نقطه ضعف ایجاد خواهد کرد.

سرانجام توقیف نفتکش انگلیسی

ماجرای توقیف نفتکش‌ها تا کجا می‌تواند به نفع ایران تمام شود؟ آیا ایران می تواند کشتی بریتانیایی را در توقیف نگه دارد؟

براساس کنوانسیون حقوق دریاها مصوب سال ۱۹۸۲ در تمام تنگه‌های بین‌المللی رژیم عبور بی‌ضرر وجود داشته است. تنگه ها را براساس خصوصیات به پنج گروه تقسیم کردند. گروه اول تنگه هایی مثل باب المندب، هرمز و جبل الطارق که راه های عبور ترانزیت بدون حق و آزادی پرواز دارند، دوم تنگه‌هایی که راه های بدیل یا ثانویه دارند، عبور آنها بی‌ضرر است. سوم تنگه‌هایی که آبهای سرزمینی را به آبهای آزاد متصل کرده و عبورآنها بی‌ضرر است. چهارم تنگه‌های فراخ که تا ۱۲ مایل در دو طرف دریای سرزمینی محسوب شده و عبور آزاد، کریدور آزاد و آزادی پرواز درآنجا برقرار است. پنجم کانال‌هایی است که بشر احداث می‌شود (مثل پاناما یا سوئز) و طبق کنوانسیون عمل می‌شود.

درباره تنگه هرمز، چون این تنگه جز تنگه‌هایی است که راه بدیل و ثانوی ندارد، لذا عبور حق ترانزیت و آزادی پرواز در آن برقراراست. بنابراین عبور کشتی‌ها باید سریع و بدون توقف باشد، مگر اینکه طوفان‌زدگی شده یا کشتی دچار نقص فنی باشد و نیاز به کمک داشته باشد. درواقع عبور از این تنگه باید عبور سریع و بدون توقف باشد.

در جبل الطارق براساس حق عبور بدون توقف یک کارخلاف انجام شده است. آنچه تحت عنوان توقف محوله نفت به سوریه مطرح شده، اولا شامل کشتی‌های اتحادیه اروپا است و مجاز نیست برای سایر کشتی‌ها اجرایی نیست. از سویی تحریم‌های آمریکا یک جانبه و مضاعف است، اما اروپا چنین حقی ندارد. بنابراین آنها مجاز نیستند، تحریم کشور ثالثی که آن هم عمل خلاف آن مسجل نیست، اجرایی کند.

جبل‌الطارق آغاز دریای مدیترانه است، در حالی که سوریه منتها علیه شرق مدیترانه قرار دارد. آنچه انگلیسی ها انجام داده‌اند، راهزنی دریایی است. حال آنکه ایران در تنگه هرمز به کشتی انگلیسی ورود به آب های سرزمینی ایران را اعلام کرده و آنها پاسخ نداده‌اند. طبق حقوق بین‌الملل دریاها ایران حق بازداشت نفتکش انگلیسی را داشته است.

همان طور که مستحضر هستید، آمریکا به دنبال تشکیل ائتلافی از کشورها برای امنیت تنگه هرمز است تا دخالت ایران را در تنگه کم کند، چقدر احتمال می‌دهید که در نهایت دو طرف پای میز مذاکره بیایند؟ میانجی گرها می‌توانند موفق خواهند شد؟

منفعت ایران این است که وارد مذاکره شود. بخصوص که اگر رییس جمهور فرانسه به ایران بیاید، صلاح این است که مذاکره انجام شود. مذاکره دال بر تسلیم طرف مقابل نیست.

اخیرا پالسی از سوی عربستان برای برقراری ارتباط با ایران فرستاده شده، فکر می‌کنید عربستان می‌خواهد روابط دیپلماتیک خود را با ایران از سر بگیرد؟

اولا که ایران پیشنهاد داده، آنها پاسخ نداده‌اند. بنابراین اگر عربستان یا امارات متحده درباره روابط با ایران تجدید نظر کرده و درباره منطقه وارد مذاکره با ایران شوند، فضا به نفع ایران تعدیل خواهد شد.

به نظرشما اگر این تصمیم به چرخش اخذ شود، در شرایطی که لابی های صهیونیستی به شدت در کشورهای عربی فعال هستند، ناشی از چه عاملی می‌تواند باشد؟

آنها (عربستان و کشورهای عربی) نمی‌خواهند تنشی درمنطقه ایجاد شود، چون هرگونه تنشی به ضرر آنهاست. آمریکا هم پایگاه هوایی در قطر و پایگاه زمینی در عربستان دارد. اگر درگیری ایجاد شود، ایران حق دارد با پایگاه‌هایی که علیه او موشک ارسال می کنند، مقابله کند، در نتیجه درگیری ممکن است به کشورهای منطقه کشیده شود.

نکته دیگر مساله تحریم هاست؛ اگر توافق منطقه‌ای با ایران انجام شود، قطر وعربستان خود را از تعهدات آزاد می کنند. آنها به لحاظ جغرافیایی محکوم هستند که با ایران همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند. در اوپک با هم هستند و صلاح آنها هم این است که در تصمیم های اوپک با هم همراه شوند. درواقع به نفع آنهاست که راه خصومت با ایران را رها کرده و همکاری با ایران را در پیش بگیرند.

 

نظر شما