شناسهٔ خبر: 32950246 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

نقش هنر هشتم در آگاهی بخشی به جامعه- فرزانه سادات مدنیون*

اصفهان- ایرنا- روابط عمومی ها به عنوان قلب و مغز هر نهاد یا سازمانی، در صورت عملکرد صحیح و به روز، می توانند نقشی اساسی و محوری در افزایش امید در سازمان ها و جامعه بزرگ مردمی داشته باشند.

صاحب‌خبر -

در دنیای پر استرس و پرهیاهوی امروز، آنچه که بیش از همه خودنمایی می کند رویدادهای ناخوشایند و دغدغه ها و گرفتاری های مردم و اوضاع آشفته دنیاست که زندگی جهانیان را احاطه کرده است.
در این بین تنها چیزی که می تواند روحیه انسان را که آماج مشکلات است التیام بخشد و او را برای ادامه زندگی مصمم سازد واژه ای زیبا و دوستداشتنی به نام 'امید' است.
امید را می توان روزنه نوری در میان مشکلات دنیایی دانست که با درخشش در درون روح انسان توانی تازه و اراده ای محکم برای ادامه حیات وی به وجود می آورد.
این امید می تواند از یک رابطه صمیمی، حضور فرد یا افرادی عزیز در کنار شخص و یا حتی یک لبخند و توجه ایجاد شود ولی همین بارقه امید می تواند آدمی را در برابر خروارها مشکلات و ناراحتی مقاوم سازد و او را از انحراف به بدی و ظلم مصون دار.
حال اینکه مردم تا چه میزان می توانند در مقابل یکدیگر با گرمی و روی خوش رفتار کنند به عوامل مختلفی بر می گردد و با نظر به اینکه بسیاری از مردم جامعه بیشترین وقت خود را در طول روز و هفته در محیط های کاری و تحصیلی و در ارتباط با افرادی غیر از خانواده ی خود مانند دوستان، همکاران، ارباب رجوع و خیل عظیمی از مردم جامعه می گذرانند باید گفت که ما انسان ها بخش اعظمی از حالات احساسی خود شامل امید، عشق، خشم، یاس، عصبانیت و ... را در محیط های بیرون منزل و در ارتباطات گسترده اجتماعی کسب می کنیم.
یکی از مشاغلی که در ارتباط کامل با مقوله ارتباطات است حرفه روابط عمومی با ویژگی اصلی و مهم برقراری ارتباط با مخاطبان داخلی (کارکنان) و خارجی سازمان (مردم)، تحلیل اﻓﮑﺎر ﻋﻤﻮﻣﯽ، نظرسنجی از مخاطبان، پاسخگویی به آن ها و ... است که به دلیل حساسیت امر ارتباطات، نوع و نحوه آن، از این حرفه به 'هنر هشتم' تعبیر می شود.
اکنون باید دید که این شغل حساس و موثر در هر سازمان، ارگان و شرکتی تا چه میزان می تواند در گسترش امید و انگیزه در میان افراد جامعه تاثیرگذار بوده و به عنوان موتور محرکه جامعه در راستای تحقق اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت باشد.
در این مقاله سعی شده به صورت مختصر به گوشه ای از نقش روابط عمومی در امیدبخشی در جامعه اشاره شود.
همه مردم جامعه نام 'روابط عمومی' را شنیده اند اما در واقع کمتر کسی را می توان یافت که با وظایف و رسالت اصلی روابط عمومی ها آشنایی کامل داشته باشد.
روابط عمومی از دید صاحب نظران و متخصصان این رشته دارای تعاریف مختلفی است، برخی روابط عمومی را دانش عمل آگاهانه سازمان ها به مسوولیت های اجتماعی و کسب حمایت و تفاهم مرتبطان با آن سازمان می دانند و بعضی نیز روابط عمومی را کارکرد ارتباطی مدیریت برای سازگاری با محیط، اصلاح و تغییر آن بیان می کنند.
اما اگر بخواهیم روابط عمومی را از نقطه نظر امروزی بررسی کنیم باید این نکته را همواره مدنظر قرار دهیم که روابط عمومی در قرن بیست و یکم بسیار پیچیده تر از گذشته است و در عصری که مردمان آن روزبه روز بیشتر درگیر مشکلات و یاس می شوند و مادام در معرض هجوم رسانه های حقیقی و مجازی قرار دارند این وظیفه روابط عمومی هاست که بذر امید، نشاط و اعتماد را در جامعه بکارند تا بتوان آینده ای روشن برداشت کرد.
روابط عمومی ها در دنیای پرتلاطم امروز همواره به عنوان وکیل مدافع سازمان متبوع، حامی منافع سازمان و مدیرانش بوده اند و حتی می توان گفت در دنیای تجارت و سودآوری گاهی به دروغ سعی در گمراه سازی مخاطبان دارند تا جایی که اکنون روابط عمومی ها در ذهن اکثر مدیران به ابزارهایی برای ترقی شخص ارشد سازمان بدل گشته و مدیران؛ آن ها را بله قربان گویانی محض دانسته اند.
اما این تصوری نادرست است و باید این امر به مدیران متذکر شود.
همواره کلاس ها و دوره های مختلفی برای مدیران و کارشناسان روابط عمومی برگزار می شود ولی هیچگاه جلسه ویژه ای برای مدیران سازمان ها ترتیب داده نمی شود که به صورت جدی با فلسفه وجودی یک روابط عمومی، وظایف و اهداف آن آشنا شوند.
و دیده می شود که مدیران روابط عمومی بیشتر مواقع از مدیران خود و رفتار و نگرش آن ها نسبت به وظایف و عملکرد خود گلایه مند و ناراضی هستند و روابط عمومی هایی که براساس دانسته ها و تخصص خود به فعالیت می پردازند گاهی از سوی مدیران ارشد خود متهم به تجاوز از فرامین ریاست گشته و ترد می شوند.
پیشنهاد می شود مدیران ارشد دستگاه ها با شرح وظایف روابط عمومی ها و اهدافی که یک روابط عمومی باید در مسیر کاری خود طی کند آشنا شوند.
در ابتدای مقاله به این مطلب اشاره شد که روابط عمومی ها در عصر حاضر می توانند ابزارهای امیدآفرینی در جامعه و سازمان خود باشند و اکنون این نکته را باید بیان کرد که اگر مدیران، حامی روابط عمومی های خود نباشند و امید و آرامش در محیط کاری به آن ها تزریق نشود قطعا در دراز مدت هم دستگاه مربوطه و هم روابط عمومی مورد آسیب جدی واقع خواهند شد و عملا کارایی و بازدهی اصلی و مفید خود را از دست خواهند داد.
به ویژه روابط عمومی در دولتی که به نام تدبیر و امید نامگذاری شده است می تواند در جایگاهی شایسته تر از گذشته قرار گرفته و دولت با به روزرسانی وظایف و دستورالعمل ها روابط عمومی ها را که همیشه در معرض تغییرات برگرفته از برخوردهای سلیقه ای بوده و هستند یاری کند و پشتیبان آن ها در نیل به اهداف والای نظام مقدس جمهوری اسلامی و دولت باشد.
حال به اختصار به گوشه ای از رسالت های روابط عمومی ها در راستای امیدآفرینی در جامعه می پردازیم.
یک روابط عمومی کاربلد و متخصص فارغ از هرگونه تعلق خاطر به هر حزب و گروهی؛ به بهبود شرایط و گسترش نشاط و شادی در بین مردم (به واسطه آشنایی با خدمات صورت گرفته در دستگاه های مختلف) می پردازد و تلاش می کند رضایتمندی را در میان آحاد مردم گسترش دهد و از این رهگذر جامعه به آینده، امید بیشتری داشته باشد.
اینکه در دهه های اخیر دشمنان به این نتیجه رسیده اند که دیگر با جنگ سخت نمی توانند به اهداف خویش نائل آیند امری انکارناپذیر است، بنابراین هم اکنون جامعه ما با تهدیدهای جنگ نرم و تهاجمات فرهنگی احاطه شده است و سازمان ها و نهادها با داشتن مدیران و کارشناسان روابط عمومی مسلط به سواد رسانه ای، شبکه های اجتماعی و مجازی و آگاه به مسائل و جریانات موجود می توانند این امواج مهیب را مدیریت و آن را به فرصت هایی در جهت حفظ و تقویت سرمایه های اجتماعی و مولفه های مرتبط با امید، انگیزه و امیدواری اجتماعی تبدیل کنند.
روابط عمومی های متخصص می توانند با پیش بینی های حساب شده خود و یا اطلاع رسانی های به وقت، صحیح و دقیق از عملکرد دستگاه متبوع، در تمامی جوانب از بروز مشکلات آتی جلوگیری کنند.
این موضوع درباره دستگاه های حساس امنیتی و سیاسی، حتی اجتماعی و فرهنگی می تواند بازدارنده بسیاری از هجمه های نرم دشمن و پیشگیری از ایجاد یاس و ناامیدی در میان آحاد مردم باشد.
یک روابط عمومی قوی می بایست جنبه های مثبت و توسعه بخش را به خوبی و به عنوان نقطه ای برجسته و مثبت به جامعه معرفی کند و این نکته را نباید فراموش کرد که در جامعه کنونی نقاط قوت و امیدبخش بسیاری در جای جای کشور پهناورمان ایران و بخش های مختلف جامعه وجود دارد که متاسفانه به دلیل عدم اطلاع رسانی آن ها و یا اطلاع رسانی های ناقص و غیراصولی از چشم ها دورمانده و آنگونه که باید علنی و معرفی نمی شود، درحالی که بازتاب اطلاع رسانی های مناسب اینگونه امور می تواند موجب امیدبخشی و امیدآفرینی در جامعه شود که این خود چشم اندازی مثبت را برای آینده نوید می دهد.
روابط عمومی رابطی دوسویه و در حقیقت پل ارتباطی میان یک دستگاه و مردم است که باید مدافع منافع آن دستگاه در بین مردم و نیز حامی حقوق و خواسته های مردم در مقابل سازمان باشد، کاری سخت و دشوار که البته با کمی تخصص و دقت عمل می توان به بهترین شکل ممکن آن را به انجام رسانید.
همچنین به قطع باید گفت وظایف روابط عمومی به روش های کلیشه ای همانند ارتباطات ساده و تبلیغات ختم نمی شود، یک مدیر روابط عمومی باید با مدیریت راهبردی و نه صرفا مدیریت اجرایی به انجام امور خود بپردازد تا با برنامه ریزی های بلندمدت و توجه به چشم اندازهای آینده و عاری از هرگونه تبلیغات صِرف، ارتباط قوی و پیوسته خود با سازمان و مخاطبانش را حفظ کند.
یادمان نرود که یک روابط عمومی از بطن مردم و جامعه و دلسوز آن هاست، پس باید با حضور در میان مردم و به دور از تشریفات رایج اداری، بی واسطه گوش شنوای خواسته ها و صدای جامعه باشد و البته مهمتر آنکه به انتقال واقع گرایانه مشکلات و درخواست های مردم به دستگاه خود و همچنین نیازسنجی های به روز و به موقع بپردازند و برای حل و فصل و رسیدگی عاجل به آن پیگیر باشد.
یک روابط عمومی فارغ از وابستگی به هر نوع ارگان و سازمانی می تواند با حضور مستمر و ارتباطی عمیق و صمیمی با مردم جامعه به ایجاد تعامل متقابل مردم و مخاطبان با سازمان متبوع و حفظ آن کمک کند.
مدیریت روابط با مخاطبان نوعی فرهنگ سازمانی است که رفتارهای لازم برای ارزش گذاشتن به مخاطبان را به بهترین شکل ممکن ایجاد می کند.
نخستین گام در این ارزشگذاری این است که بدانیم 'مخاطب چه می خواهد؟' اگر بتوانیم پاسخ مناسب و کاملی برای این پرسش پیدا کنیم، آنگاه رضایتمندی، افزایش اعتماد و وفاداری مخاطبان را خواهیم داشت.
اگر مردم با تمام وجود احساس کنند که سازمان و روابط عمومی (که وظیفه ارتباطی میان مردم و سازمان را برعهده دارد) برایشان ارزش و اهمیتی ویژه قائل است و حرفهایشان را شنیده و پاسخگوی آن هاست؛ بی شک مردم خود را عضوی از آن سازمان دانسته و در نتیجه برای بهبود جایگاه و عملکرد آن همکاری و تلاش کرده و روز به روز این روحیه مشارکت قوت می گیرد.
مشارکت های مردمی در هر زمینه و موضوع و بخشی از جامعه تا جایی می تواند پیشروی کند که نوعی از همبستگی قوی اجتماعی را به دنبال داشته باشد و زمینه تعامل گروه های مختلف مردمی با یکدیگر و به دور از هر نوع دیدگاه و گرایشی که داشته باشند را فراهم کرده و بدین ترتیب روح نشاط و شادی و انگیزه ساخت آینده با دستان خوده مردم را در جامعه گسترش دهد.
و این نوع تعامل های گروهی و مشارکت مردمی خود موجب ورود نظرات و پیشنهادات مختلف و کسب و جذب ایده های نو و خلاقانه مردم توسط روابط عمومی ها و سازمان ها می شود و چشم اندازی توام با پیشرفت و نوآوری ترسیم می کند.
همچنین خودباوری یکی دیگر از نتایج وجود حس مشارکت در مردم و سهیم بودن در تصمیم گیری ها و اقدامات صورت گرفته توسط دستگاه هاست که روح امید را در جامعه زنده نگه داشته و مردم را به داشتن آینده ای زیبا امیدوار می کند.
روابط عمومی ها به عنوان قلب و مغز هر ارگان و سازمانی، در صورت عملکرد صحیح و به روز، می توانند نقشی اساسی و محوری در افزایش امید در جامعه کوچک سازمان و جامعه بزرگ مردمی داشته باشند.
و یادآوری این نکته ضروریست که توجه ویژه و در شان روابط عمومی ها و اختیار عمل دادن به آن ها برای اجرا و پیاده سازی صحیح، به موقع و دقیق دانسته های ارتباطاتی و علوم اجتماعیشان نیز می تواند امید را در بین این قشر افزایش دهد و لذا ارتقای انگیزه در میان روابط عمومی ها در افزایش امیدبخشی در جامعه موثر است.
** خبرنگار ایرنا اصفهان

نظر شما