شناسهٔ خبر: 31851309 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: مشرق | لینک خبر

عادل باید عاقل باشد

گویا الان سود اخراج عادل برای بعضی‌ها بیشتر از ماندن اوست.

صاحب‌خبر -

به گزارش مشرق، «رضا گنجی» کارشناس ارشد رسانه در یادداشتی نوشت:

در موضوع اختلافات اخیر، سازمان صدا و سیما و مدیران آن با هر گرایش و در هر سطحی بازنده اند، اگر فردوسی پور و هر مجری ای با این ویژه گی ببرد. مهم نیست ایشان چقدر خوب، عالی، محبوب، باسواد، بی سواد، مردمی و یا هر چیز دیگر هستند. مهم رفتار و انضباط سازمانی است که باید بر هر رفتار دیگری ارجح باشه. ولو به قیمت هزینه دادن و از دست دادن بخشی از مخاطبین. در دراز مدت یک سازمان با رعایت و اصرار بر اجرای دقیق قواعد محبوب تر خواهد شد. دفاع از این قانون به نفع همه است. قانون را فدای یک فرد نکنید، ولو اینکه در ظاهر حق با او باشد.

در این زمینه:

چرا حواس «عادل» جمع نیست؟

فردوسی‌پور می‌تواند فردوسی‌پور باشد؛ حتی در جایگاه قائم مقامی

مسأله ساده تغییر فردوسی‌پور

باید اینگونه باشد که شخص با هر میزان از توانمندی و شهرت در صورت خروج از سازمانی خود را بازنده بداند نه بر عکس. اگر بر عکس شد یعنی آن سازمان هنوز کوچک است و باید کاری کند که آدم با ترک و یا اخراج از آن مجموعه خود را مغبون بداند. آیا این توهم خارج شدگان از چرخه فعالیت در تلویزیون ملی است که خود را همواره پیروز این تصمیم می پندارند یا حقیقتی است تلخ که سازمان باید آن را آسیب شناسی کند؟

تجربه نشان داده که در سازمان صدا و سیما خیلی از مجریان و هنرپیشه ها و کارگردانان و غیره فکر می کردند که در صورت خروج از آن مجموعه، جام جم فرو می پاشد!!! و یا تلویزیون ایران مشروعیت اش را به کل از دست می دهد یا کسی بهتر از آنها یافت نمی شود و … اما بسیاری از همین بزرگواران اندکی بعد، هزار نفر را به اشکال مختلف واسطه می گیرند که دوباره بازگردند و به این تلویزیون نامشروع !!! مشروعیت دهند!!! جالب نیست؟ بالاخره این رسانه طرفدار دارد یا ندارد؟ چرا همه ی آنها که مثلاً در اوج شهرت رفتند دیگر محبوبیت سابق شان را نتوانستند پیدا کنند؟ اینها که دسترسی شان به انواع پلتفرم های جدید رسانه ای بیشتر شده است؟

هر کسی می تواند از هر رسانه ای به هر دلیلی خارج شود اما هزینه درست کردن برای آن رسانه به اشکال مختلف را مطمئناً هیچ صاحب رسانه ای تحمل نخواهد کرد. منطقی باشیم. هوش یک فعال باهوش رسانه ای هم این را نمی پسندد که هم بخواهی در سازمانی بمانی و هم به طروق مختلف آن رسانه را تضعیف کنی!!! اینکه بگویی من در راستای تقویت این رسانه چنین می کنم و چنین می گویم هم یک حرف در مدل ایرانی است. شما تا زمانی که در سازمانی شاغلید باید تابع مرام و اساسنامه آن سازمان باشید. ولو به دید شما تصمیمات آنها غلط باشد. اصلاح رفتار کلان یک سازمان الزاماً با آبروبری آن مجموعه تحقق نمی یابد. ناراضی، شاکی، دگر اندیش و هرچه شما می خواهید اسمش را بگذارید، می تواند خارج شود و به هر شکل که خواست آن سازمان را به چالش بکشد. با هر کیفیت که دلش می خواهد. هزینه اش هم با خودش. آنچه می گویم دفاع از یک اصل کارمندی است که نبودش و یا اجرای ناقص آن بلای جان همه ی سازمانها و نهادهای وطنی شده است و هر کس در هر سطحی خود را محق بروز هر رفتار و فرمایشی می داند. این یک آسیب است. اینجا نکته ام فقط متوجه صدا و سیمای ج ا ا نمی شود. بلکه بسیاری از کارمندان در وزارتخانه ها و نهادها و بخش های دولتی و خصوصی گرفتار آن هستند.

مطمئناً اقای فردوسی پور مجری توانمند و محبوبی است که باید صدا و سیما تمام تلاش اش بر حفظ اش باشد. اما رصد اظهارات و واکنش های بعضی ها نه تنها در راستای کمک به ماندن ایشان با تلطیف فضا، ایجاد همدلی، رفع کدورت و کشف و حل مشکل نیست بلکه کمک به تشدید نزاع ها برای مقاصدی دیگر است. بیشتر شبیه عقده گشایی و گرفتن انتقام از یک سازمان است. این کجایش معنی دوست داشتن عادل و دیدن دوباره ی او در قاب تلویزیون رو می دهد؟؟؟ گویا الان سود اخراج عادل برای بعضی ها بیشتر از ماندن اوست.


عادل باید عاقل باشد...

نظر شما