شناسهٔ خبر: 28690228 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: صدا و سیما | لینک خبر

دلدادگان در فصل دوم به اوج مي‌رسد

نويسنده سريال «دلدادگان» گفت: اين اثر در فصل دوم به اين دليل جذاب مي‌شود كه رازهاي فصل او ل در آن افشا مي‌شود و مخاطب به نكات بسياري پي مي‌برد.

صاحب‌خبر - در گفت‌وگو با فارس عنوان شد : دلدادگان در فصل دوم به اوج مي‌رسد نويسنده سريال «دلدادگان» گفت: اين اثر در فصل دوم به اين دليل جذاب مي‌شود كه رازهاي فصل او ل در آن افشا مي‌شود و مخاطب به نكات بسياري پي مي‌برد. سريال «دلدادگان» به كارگرداني منوچهر هادي مدتي است كه روي آنتن شبكه سه سيما مي‌رود.اين مجموعه تلويزيوني در فاز اول داستاني را از جامعه امروزي به تصوير مي‌كشيد كه رمزگشايي آن به گذشته برمي‌گشت. گره‌هايي كه علي‌رغم ندرخشيدن بازيگران جوان آن، توانست قصه را در فاز دوم گرم كند و مخاطب را علاقه‌مند كند تا بخش دوم را كه به دوران انقلاب برمي‌گردد را با اشتياق بيشتري دنبال كند.  اين سريال روايت قصه چند خانواده در دو بازه زماني است، قصه‌هاي تو در تو، شخصيت‌هايي پيچيده و .... از موضوع‌هايي بود كه باعث شد خبرگزاري فارس با مهدي محمدنژاديان يكي از نويسنده‌هاي اين سريال به گفت‌وگو بنشيند. ** آقاي محمدنژاديان قصه «دلدادگان» چگونه شكل گرفت؟ -حدود سه سال پيش، بر اساس ايده ي اوليه‌اي كه آقاي ايرج محمدي داشتند، روي طرحي كه خيلي مفصل هم شد، كار كردم. چند بار هم در مقاطع مختلف اصلاحاتي روي آن صورت گرفت و نامش هم تغيير كرد و در مرحله آخر «پاهاي بي‌قرار» نام گرفت. سپس، آقاي كايدان هم با معرفي مديران تلويزيون به ما پيوست و بعد از تصويب طرح همكاري را شروع كرديم. در ادامه با مشورت آقاي محمدي طرح را گسترش داديم كه بعد از آن به «ارغوان» تغيير نام داد. در صحبت‌هايتان به اين اشاره كرديد كه ايده اوليه از آقاي محمدي بود. - بله، خط اصلي قصه كه دو خانواده گذشته‌اي با هم دارند و درگير ماجراي انتقام مي‌شوند از آقاي محمدي بود. بعد، ما براي قصه ساختار و چارچوب روايي درست كرديم و بارها بازنويسي شد. آقاي محمدي جزو تهيه كننده‌هايي است كه مدام در مرحله‌ نگارش نظر مي‌دهد و صاحب سليقه است و اين طرح مرتب كامل‌تر شد تا به شكل نهايي در آمد. شما قصه را در دو بخش زمان حال و گذشته پيش برديد. - بله، اين قصه گذشته‌اي داشت كه قرار بود اول به صورت فلاش بك‌هاي خرده ريز لا به لاي داستان ارائه شود، اما در نهايت، ساختار قصه تغيير كرد و تصميم بر اين شد كه فصل گذشته به صورت فصلي جداگانه نوشته شود. ** چرا اين كار را كرديد؟ - به اين دليل كه تكه تكه شدن فلاش بك‌ها حق مطلب را ادا نمي‌كرد. قرار است در گذشته رازهايي افشا شوند و از آنجايي كه مخاطبِ تلويزيون معمولاً به صورت متمركز سريال تماشا نمي‌كند و اگر اين بخش‌ها را به صورت پراكنده مي‌ديد ممكن بود مسير داستان را گُم كند، تصميم گرفتيم بخش گذشته كه اطلاعات مهمي در آن وجود دارد را به صورت فصلي جداگانه بنويسيم. ** اين موضوع مي‌تواند به اختلاف بازه زماني كه بين دو فصل است، ارتباط داشته باشد؟ معمولا سريال‌هايي كه اختلاف زماني آنچناني ندارند به راحتي بخش‌هايي از گذشته را به صورت فلاش بك نشان مي‌دهند. - زماني كه در گذشته «دلدادگان» به آن مي‌پردازيم دور است و هم اينكه مقطعي طولاني را پوشش مي‌دهد. از چندين سال قبل از انقلاب تا چند سال بعد از جنگ، با داستاني بسيط و مفصل. پس نمي‌توانستيم به فلش بك‌هاي كوتاه بسنده كنيم. در نتيجه، بخش گذشته را به صورت فلاش بك ?? قسمتي كه حالا به فصلي مجزا تبديل شده است، درآورديم. از بين سريال‌هايي كه اين سال‌ها از تلويزيون پخش شده است، كمتر سريالي را ديديم كه در دو فصل زماني توليد شود و در همان دو فصل هم به پخش برسد. اما دلدادگان برخلاف اين است و به عبارتي تابو شكني كرده است. - به نظرم در كليت ماجرا فرقي ايجاد نمي‌كند. خيلي ساده، به گذشته مي‌رويم و برمي‌گرديم و ادامه‌ زمان حال را مي‌بينيم. فقط به اين دليل كه بازيگرهايمان با فصل يك متفاوت هستند، تصميم بر آن شد كه به عنوان فصلي جداگانه ارائه‌اش كنيم. اين موضوع براي مخاطب جوان ما كه اين سالها كلي سريال خارجي تماشا كرده و همه جور ژانگولري در ساختار روايي ديده چيز غريب و عجيبي نيست. حتي مخاطب سنتي تلويزيون ملي هم راحت جريان قصه را دنبال مي‌كند و دست‌اندازي حس نمي‌كند. ** به نظر مي‌رسد در فصل دوم سريال از نظر كيفي، بازي‌ها و فضاسازي بهتر از فصل اول است. - اين موضوع كه شما به آن اشاره كرديد به فيلم‌نامه ارتباطي ندارد و به دليل مشكلاتي است كه حين توليد به وجود آمد. ما فيلم‌نامه‌نويسان هر چقدر هم كه كمال‌گرا باشيم در نهايت محصولمان روي كاغذ به دست گروه توليد مي‌رسد و باقي ماجرا از دست ما خارج است. حقيقت اينجاست كه هيچ‌وقت هيچ محصولي به ايده‌آلي كه در ذهن نويسنده‌اش بوده نزديك نيست و اين يك قاعده‌ كلي است، اما در مورد «دلدادگان» ماجرا كمي فرق مي‌كرد. با تمام تلاش‌ها و جانفشاني‌هايي كه تهيه كننده و كارگردان كردند، متأسفانه سوء مديريت در سيما براي اين سريال مشكل به وجود آورد. همانطور كه گفتيد؛ فصل دوم خيلي خوش آب و رنگ تر درآمده؛ چون مجموعه‌ بازيگران بهتري دارد و با صبر و حوصله‌ بيشتر و دست و دلبازي مالي اجرا شده كه طبيعتاً محصولش هم خيلي تميزتر و دلنشين‌تر است. اين فصل درست قبل از بحران مالي اخير در سيما توليد شد. اما بعد، مشكلات شروع شد. به هر حال، تا جايي كه به فيلمنامه مربوط است من مدعي هستم كه طراحي قصه در هر سه فصل درست و قابل دفاع انجام شده است. در هر قسمت، برگ جديدي از ماجرا براي مخاطب رو مي‌شود و داستان پيچيدگي‌هاي خودش را دارد. فراز و فرودها و پيچ‌هاي دراماتيك. ** در مورد مشكل‌هايي از قبيل زمان پخش، حذف و ... چطور؟ - اين مشكل‌ها هم به نوبه خود وجود داشت، اما مشكل اصلي‌ چيز ديگري است. وقتي بودجه‌اي براي توليد سريال وجود ندارد چرا سيما دستور توليد ده‌ها سريال تلويزيوني را مي‌دهد؟ و موعد پول دادن كه مي‌شود مديران، گروه توليد را به يكديگر حواله مي‌دهند و مي‌گويند برويد و از آنجا بودجه‌تان را دريافت كنيد و يا اينكه فعلاً يك طوري كار را پيش ببريد تا بودجه به دست ما برسد و بعد با شما تسويه كنيم! اگر تهيه كننده‌اي مثل ايرج محمدي دلسوز و مسئول باشد و نخواهد به هيچ وجه كارش را متوقف كند مجبور است به سختي توليد را پيش ببرد و متأسفانه ـ كم يا زياد ـ اين فشار و سختي روي كيفيت كار تاثير مي‌گذارد. كارگردان مجبور مي‌شود به جاي شبي ده دقيقه، شبي بيست دقيقه تصويربرداري كند تا سرعت توليد بالا برود، يا اينكه از بازيگراني با دستمزد كم يا لوكيشن‌هاي ارزان قيمت‌تر استفاده كند كه به همان نسبت كيفيت كار كاهش پيدا مي‌كند. بنابر اين مشكلات مديريتي كه در سيما وجود دارد و به كارگردان و گروه توليد هم ارتباطي ندارد، لطمه‌هاي جبران ناپذيري را به كار وارد مي‌كند و اين به نظرم اتلاف استعداد و انرژي است. فكر كنيد ما يكسال و نيم روي فيلم‌نامه زحمت كشيديم و يكسال و نيم هم درگير تصويربرداري بوديم و مجموعا سه سال مشغول ساخت اين سريال بوديم. و حالا مدام به ايده‌آل‌هايمان فكر مي‌كنيم و از خودمان مي‌پرسيم: بعد از اين مدت زمانِ طولاني محصولي كه بيرون آمده چقدر به آن ايده‌آل‌ها نزديك است؟ بعد از پايان تصويربرداري فصل گذشته، پروژه به مشكلات مالي خورد و دو فصل بعدي را به سختي پيش برديم. مگر تهيه‌كننده و كارگردان چقدر زورشان مي‌رسد كيفيت را حفظ كنند؟ از گروهي كه تحت فشار اقتصادي است چقدر مي‌شود توقع داشت؟ خيلي از سكانس‌ها در لوكيشن‌هايي كه ما نوشته بوديم اجرا نشد چون بضاعت مالي اش نبود. ممكن است بگوييد اينها ظواهر كار هستند و لطمه‌اي به كليت نمي‌زند، اما خب، همين چيزهاي كوچك هستند كه كنار هم قرار مي‌گيرد و به كار آسيب مي‌زنند. در فصل دوم سريال شاهد برهه‌اي از تاريخ هستيم كه مقارن با انقلاب اسلامي ايران است. براي نگارش اين بخش روي چه مواردي تاكيد داشتيد؟ و كدام اتفاق واقعي را بازسازي كرديد؟ - تاريخ معاصر در پس زمينه داستان است. البته در همين بستر، اتفاقاتي رخ مي‌دهند و ماجراهايي شكل مي‌گيرند كه بر مسير حركت و تقابل شخصيت‌ها اثر مي‌گذارند. اين اصلا يك قصه منطبق بر تاريخ نيست، بلكه قصه‌اي مماس با تاريخ است و هيچ رخداد مهم و شاخص تاريخي در آن بازسازي نشده است. ** اما آرش مجيدي يك مبارز انقلابي است! - بله انقلابي هست، اما شخصيت شاخص و برجسته تاريخي نيست كه برايش مابه ازا داشته باشيم. اما خب در شكل‌گيري انقلاب مثل خيلي از مردم شركت دارد و انقلاب هم روي زندگي او تاثير مي‌گذارد.  ** معمولا در اين دست سريال‌ها، ردي از گذشته ديده مي‌شود. اما در مورد دلدادگان غير از يك الي دو مورد هيچ كدي به مخاطب داده نشد. دليل خاصي براي اين كار داشتيد؟ - همين كدهاي كوچك كافي بود. اگر بيشتر از اين مي‌شد مي‌توانست رازهاي اصلي داستان را لو بدهد. با تماشاي فصل دوم متوجه خواهيد شد كه لينك‌هاي زيادي بين اين دو فصل هست، اما طوري طراحي شده كه قبلا (موقع تماشاي فصل اول) از آنها عبور كرديم. نويسنده بايد روي هوش تماشاگر حساب كند. اين كه همه چيز را حاضر و آماده و راحت الحلقوم تحويلش دهد درست نيست. من حتي با اجراي پر از تاكيد برخي از اين كدها مخالف بودم. مثلا جايي كه در فصل اول افسانه انگشتر مرضيه را مي‌بيند و از آن حرف مي‌زند. در اجرا، روي اين صحنه زيادي مكث و تاكيد شده و حتي موقع تدوين يك مچ كات به زمان گذشته زده شده است. خيلي از بينندگان همان موقع بخش مهمي از ماجرا را حدس زدند. شما به عنوان نويسنده در انتخاب بازيگران دخيل بوديد؟ - من و همكارم ليستي از بازيگران پيشنهادي كه معادل‌هاي ذهني ما حين نگارش بودند را به گروه توليد داديم. البته اين فقط پيشنهاد بود و از آن ليست دو سه نفري هم انتخاب شدند. ** از مجموع كار راضي بوديد؟ تا به حال بازخوردهايي كه از سمت مردم دريافت كرديد، به چه صورت بوده است؟ - از بازخوردهايي كه در شبكه‌هاي مجازي ديدم، مردم درگير قصه شده‌اند و مدام درباره‌ ادامه‌ داستان سوال مي‌پرسند. ** شما تا به حال قصه‌اي با اين پروداكشن وسيع طراحي نكرده و ننوشته بوديد. در حالت كلي فكر مي‌كنيد تلويزيون ما تا چه ميزان به قصه‌هايي در ژانرهاي خانوادگي، درام و ... نياز دارد؟ - در هر ژانري و از هر جنس قصه‌اي اگر خوب طراحي و نوشته شود مي‌تواند مردم را جذب كند. معتقدم قصه‌ جديدي در دنيا براي تعريف كردن وجود ندارد و همه‌ قصه‌ها تكراري شده‌اند، اما ... حتي كهنه‌ترين قصه‌ها را هم مي‌شود جذاب و نو تعريف كرد و طوري به خورد مخاطب داد كه لذت ببرد. اين تركيبي از هنر و مهندسي فيلم‌نامه نويس است و نياز به دقت و زمان كافي و همفكري دارد. خوشبختانه در دلدادگان توانستيم تا حد قابل توجهي به اين هدف نزديك شويم. همه چيز را با وسواس طراحي كرديم. ميزان اطلاعات دهي به مخاطب، ميزان افشاي رازها،‌ چند و چون روابط آدم‌ها. ختم كلام اينكه: قصه‌ خوب در هر شرايطي مخاطب را جذب مي‌كند. سريال «دلدادگان» به كارگرداني منوچهر هادي و تهيه كنندگي ايرج محمدي و نويسندگي مهدي محمدنژاديان و بابك كايدان هر شب از شبكه سه سيما پخش مي‌شود.  

برچسب‌ها:

نظر شما