شناسهٔ خبر: 25187521 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه جام جم | لینک خبر

عباسعلی منصوری‌آرانی در گفت‌وگو با جام‌جم:

منطق ائتلاف نظامی علیه یمن و سوریه «مردم‌کشی» است

چند سالی است که منطقه با آشوبگری عوامل تروریستی، زیاده‌خواهی‌های برخی سران عرب از جمله عربستان و حضور نیروهای فرامنطقه مواجه است. همچنین شاهد این هستیم که دو کشور مظلوم یمن و سوریه بواسطه اقدامات خودسرانه کشورهای خارجی با فاجعه انسانی روبه‌رو هستند. شکل‌گیری برخی ائتلاف‌های نظامی از سوی محور عبری،‌ عربی و غربی هم با هدف نسل‌کشی و اتلاف سرمایه‌های اقتصادی و اجتماعی نیروهای مقاومت در منطقه صورت گرفته است. عباسعلی منصوری آرانی، عضو کمیته دفاعی کمیسیون امنیت ملی مجلس نهم در گفت‌وگو با جام‌جم به بررسی روند شکل گیری اتئلاف‌های نظامی اخیر پرداخته است.

صاحب‌خبر -

در دهه اخیر شاهد شدت یافتن ائتلافهای نظامی علیه برخی کشورها هستیم. اساسا به نظر شما شکلگیری چنین ائتلافهایی با چه منطقی صورت میگیرد؟

اساسا در چالشهای نظامی بحثهایی تحت عنوان عملیات مرکب مطرح میشود. در چنین رویهای چند کشوری که مشترکا رزمایش یا عملیاتی نظامی انجام میدهند از آن به عنوان عملیات مرکب نام میبرند. این روند با این هدف صورت میگیرد که کشورهایی که دشمن یا دشمنان مشترکی دارند و از اهداف سیاسی نزدیکی برخوردار هستند در پی این هستند هم افزایی کنند و از توان نظامی همدیگر بهره ببرند تا قدرتی بزرگتر در برابر هدف مشترک شکل بگیرد. کشورهای اتئلافکننده با این روند میتوانند از بردارهای نظامی همدیگر استفاده کنند. این رویه میتواند باعث شود کشورهای مختلف از سلاحها و تجهیزات نظامی همدیگر بهره ببرند و همین طور باعث خواهد شد هنگام انجام عملیات از نیروی نظامی همدیگر استفاده کنند. با همین منطق بود که عملیات مرکب در میان ارتشهای کشورهای مختلف شکل گرفت. در گذشته دو کشور موقع جنگ با یکدیگر درگیر میشدند. در چنین شرایطی که سلاحهای پیشرفته نبود و تاکتیکها و تکنیکهای نظامی پیچیدگی زیادی نداشت کشورهایی که وارد جنگ میشدند بعد از پایان عنوان غالب یا مغلوب را پیدا میکردند. با گسترش سلاحها و فعالیتهای نظامی و فناوری تسلیحاتی ، امکاناتی فراهم شد تا کشورها بتوانند در کنار هم قرار بگیرند و دریک گستره جغرافیایی بیشتر با دشمن مشترک بجنگند. از این پس بود که ائتلافهای نظامی در شکل جدید آن پدید آمد. جنگهای صلیبی نمونه قدیمی شکل گیری چنین اتئلافهایی بود و در دوره جدید هم نمونههای مهمی از شکلگیری ائتلافهای نظامی با وقوع جنگهای جهانی اول و دوم، جنگهای منطقهای و جنگهای اعراب و اسرائیل داشتیم. پیمانهایی چون ناتو، سنتو، ورشو و... از جمله همکاریهای نظامی میان چند کشور بودند که در گذشته وجود داشته و الان از میان همه آنها تنها ناتو باقی مانده است. ناتو همچنان شکل پیمان نظامی خود را حفظ کرده است.

آیا شکل گیری این ائتلافهای نظامی به پایان سریعتر جنگ میانجامید یا باعث فرسایشی شدن درگیری میان کشورها میشود؟

بستگی به نحوه شکل گیری و ورود کشورها به اتحادیه نظامی و همچنین طرفهای مقابل دارد. مثلا در دوره جنگ جهانی متفقین و متحدین هر دو دست به ائتلاف نظامی زدند. اگر به لحاظ نظامی و توان کشورها شرکتکننده در ائتلاف توانمندیها برابری کند ممکن است درگیری و جنگ شکل فرسایشی به خود بگیرد. زمانی هم ممکن است به لحاظ حجم و توان و امکانات، نیروهای ائتلاف بر کشور یا کشورهای درگیر تفوق پیدا کنند و در این صورت ممکن است جنگ سریعتر تمام شود. بنابراین فرسایشیشدن یا اتمام سریع جنگ به توان نیروهای ائتلاف و طرفهای مقابل و برآوردهای نظامی شامل تسلیحات، نیروها و شرایط جغرافیایی بستگی دارد.

شکلگیری ائتلافهای نظامی آیا با قوانین و مقرارت بینالمللی سازگاری دارد؟

در مواقع بسیاری ائتلافهای نظامی میتواند بازدارنده باشد. به این معنا که براساس منطق و عقلانیتی ممکن است پیمانهای نظامی براساس یک بازدارندگی شکل بگیرد. یعنی کشورها در کنار همدیگر پیمان میبندند که اگر مورد تهاجم کشور یا کشورهایی قرار گرفتند از یکدیگر دفاع کنند. بنابراین وجود چنین پیمانهایی میتواند بازدارندگی ایجاد کند تا کشور یا کشورهای دیگر از فکر تجاوز به قلمرو مرزی منصرف شوند. به عبارت دیگر الزاما بستن پیمانهای نظامی میان کشورها به جنگ منتهی نمیشود. مهم این است که چه بهره برداری از این پیمان شود و چنین ائتلافهای نظامی چه کاربردی دارد. بنابراین اگر پیمانهای نظامی در مسیری قرار بگیرد که باعث بازدارندگی باشد یک شکل و صورتی پیدا میکند و مادامی که کشور یا کشورهایی به آنها تجاوز نکنند اینگونه پیمانهای نظامی صرفا به عنوان یک عامل بازدارنده باقی خواهند ماند؛ اما بعضا هم ممکن است یک تفکر تهاجمی پسزمینه پیمانهای نظامی باشد و کشورهای عضو این ائتلاف قصد داشته باشند یک عملیات نظامی در نقطه خاص جغرافیایی علیه مجموعهای انجام دهند. طبیعی است در این صورت پیمان نظامی برای انجام عملیات خواهد بود. بنابراین ائتلافهای نظامی یا تهاجمی است یا دفاعی که هر کدام مقولهای جداگانه دارد.

انعقاد پیمانهای نظامی که میان دولتهای مستقر در کشورهای مختلف صورت میگیرد عموما حالت بازدارندگی دارد، اما گاهی ائتلافهای نظامی علیه دولت یا دولتهای مستقر صورت میگیرد. آیا این روال مطابق با قوانین سازمان ملل است؟

اساسا دلیل تشکیل سازمان ملل بعد از جنگ جهانی دوم با توجه به تجربه مخرب جنگ و وسعت تلفات انسانی و اقتصادی بود؛ بنابراین تصمیم بر این گرفته شد سازمانی بینالمللی ایجاد شود تا بهواسطه حضور آن از وقوع چنین حوادثی جلوگیری شود. اگر چه متاسفانه سازمان ملل در قبال وظیفهای که بر عهده داشت اهتمام لازم را نداشته و تحت سیطره قدرتهای بزرگ قرار دارد. حتی بعضا اتفاق میافتد که قدرتهای بزرگ حاضر در شورای امنیت از عوامل آغاز یا تشدید جنگهای میان کشورها هستند. اما به هر صورت هدف اولیه سازمان ملل ایفاگری نقشی کارساز برای جلوگیری از جنگها میان دولتها بوده است.

در طول چند سال اخیر شاهد شکل گیری برخی ائتلافهای نظامی علیه دولت و ملتهایی بودیم که از یک نظام سیاسی مستقر برخوردار هستند. مثلا شاهد بودیم ائتلافی نظامی با حضور برخی کشورها با سرکردگی عربستان علیه ملت یمن تشکیل شده و فجایعی اسفبار به بار آورده و همچنین چندی پیش هم دیدیم آمریکا، انگلیس و فرانسه با حمایتهای مالی عربستان در یک اقدام مشترک نظامی علیه سوریه وارد عمل شدند. این در حالی است که این کشور از یک نظام مستقر سیاسی برخوردار است و با نیروهای تروریست و آشوبطلب که از حمایتهای غربی نیز بهره میبرند، درگیر است. آیا توجیهی به لحاظ حقوقی و سیاسی درباره چنین عملکردی وجود دارد؟

نکته قابل تامل این است که در دوره دبیرکلی بان کی مون در سازمان ملل متحد، او طی گزارشی از کودککشی عربستان در یمن خبر داد، اما بلافاصله عربستان تهدید کرد از کمکهای مالی به سازمان ملل متحد خودداری میکند. همین مساله باعث شد اساسا رئیس سابق سازمان ملل از مواضع خود در خصوص موضوع کودککشی در یمن برگردد. متاسفانه سازمان ملل از قواره اصلی خود خارج شده و نسبت به وظایفی که بر عهده دارد کوتاهی میکند. بنابراین اتفاقی که در شرایط کنونی در یمن در حال شکل گیری است نشان میدهد ائتلافی نظامی برای کشتار مردم یمن صورت گرفته است. این که کشورهایی به لحاظ نظامی با همدیگر متحد میشوند تا مردم یک کشوری را بمباران کنند و کشتار وسیع راه بیندازند و حتی در رساندن دارو و امکانات اولیه به این کشور مانع و محدودیت ایجاد میکنند حاکی از یک فاجعه انسانی است. متاسفانه ما شاهد زشتیهای فراوانی در شکلگیری این گونه اتئلافهای نظامی هستیم. بنابراین ائتلافی نظامی که میتواند بازدارنده باشد به یک حمله وحشیانه تبدیل شده است. همچنین اتفاقی که در سوریه رخ داد و آمریکا و انگلیس و فرانسه دست به یک اقدام مشترک علیه این کشور زدند دیگر نمونههای زشت و کریه شکلگیری ائتلافهای نظامی است . این در حالی است که مردم سوریه با تروریستهای وحشی مثل داعش درگیر هستند. بنابراین نفس ایجاد اتئلاف نظامی با آنچه که بعضا در عمل از سوی برخی کشورها به وقوع میپیوندد دو موضوع مجزاست.

فتاح غلامی

روزنامهنگار

نظر شما