شناسهٔ خبر: 24680006 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

عبور از سال التهاب

مهدي رحمانيان.مديرمسئول

صاحب‌خبر -

اگر بیرون از روزنامه جلسه یا برنامه‌ای نداشته باشم، ناهار را با سردبیر هستیم و در این فرصت درباره مسائل مختلف به‌ویژه مباحث مربوط به روزنامه گفت‌وگو مي‌كنيم. از چند ماه قبل از پایان سال، «سالنامه» يكي از بحث‌ها بود؛ اينكه چه كنيم تا سالنامه امسال از غنای بیشتری برخوردار باشد و راهکارهای رسیدن به چنین هدفی چيست. چندین جلسه بحث كرديم و دست آخر تصميم گرفتيم سال 96 را تجزیه و تحلیل كنيم. بدیهی است برای تحلیلی درخور، باید از وجود کارشناسان و صاحب‌نظران برجسته بهره‌مند شویم و همچنین از پیش‌بینی سال 97 نيز غافل نشويم؛ اما از‌ آنجا ‌که به قول صاحب‌سخنی 50 درصد پندارها به گفتار و 50 درصد گفتارها به نوشتار و 50 درصد نوشتارها به کردار تبدیل می‌شوند، رشته‌های ذهنی و گفتاری ما هم آن‌گونه که مدنظر بود، عملی نشد؛ ناگفته نماند که برخی موانع بیرونی و درونی در این امر بی‌تأثیر نبود. با‌وجود ‌این، سالنامه‌ای که امروز در دستان شماست، حاصل چند ماه تلاش خستگی‌ناپذیر همکاران ما در روزنامه «شرق» است که در كنار كارهاي عادي روزنامه تلاش کردند تا در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، ورزشی، علم، اندیشه، حوادث، ادبیات و بين‌الملل کتابچه‌ای را تهيه کنند که تا حد ممکن رضایت همراهان همیشگی روزنامه را فراهم کند. در سالنامه پیش‌رو، علاوه بر مرور وقایع، سه محور امید، گفت‌وگو و تلاطمات داخلی و بین‌المللی بحث و بررسی شده است. بررسي آنچه در سال جاري در حوزه‌هاي مختلف كشور گذشت، بدون نيم‌نگاهي به سال قبل از آن يعني سال 95 كامل و جامع نيست؛ چراكه برخی از اين رويدادها، در سال جاري آثار خود را نشان داد.
سال 1395 هجری شمسی (2016 میلادی) سال پرآشوبی برای جهان و به‌ویژه منطقه خاورمیانه بود، با ظهور گروه‌هاي تروریستی و بنيادگرایی مانند القاعده و بوکوحرام ناگهان جهان با پدیده بسیار خشنی به نام داعش روبه‌رو شد؛ گروه‌هايي که در خشونت‌ورزی گوی سبقت از اسلاف خود ربودند و نه‌تنها دست به خشن‌ترین اعمال ضدانسانی زدند؛ بلکه به کمک تکنولوژی رسانه این خشونت عریان را در منظر جهانیان قرار دادند. داعش در این سال توانست بخش‌هایی از سرزمین سوریه و عراق را اشغال کند و برای خودش خلیفه‌گری راه بیندازد.
جنایات داعش به این دو کشور خلاصه نشد و به وسیله نیروهایی که در اقصا نقاط جهان جذب کرده بود، جهان را به مبارزه طلبيد و حتي در نقاط امن جهان از‌جمله فرانسه، انگلیس، آلمان و آمریکا دست به اقدامات تروریستی زد و به تعبیری سکه سال 2016 را به نام خودش ضرب کرد. در ايران، سال 95 نخستین سال اجرای برجام بود و امیدهایی که توافق ایران با شش قدرت جهانی ایجاد کرده بود، می‌رفت تا سال خوشی را برای مردم ایران رقم بزند؛ ولی ناگهان دو حادثه تلخ در دی‌ماه، شیرینی این سال را به کام ملت تلخ کرد. 19 دی مرگ ناگهاني آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی شوک بزرگی به جامعه وارد کرد و جامعه هنوز از اين شوك به در نيامده بود كه در سي‌ام دی‌ماه ساختمان تاریخی پلاسکو فرو ریخت و جان تعدادی از هم‌وطنان و آتش‌نشانان جان بر کف را گرفت تا مردم با خاطره‌ای تلخ پا به سال 1396 بگذارند. سال 96 سال انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراها بود و انتظار می‌رفت شور و نشاط انتخاباتی مرهمی باشد بر آلام سال پیش و مردم بهار شادی را شروع کنند؛ اما ناگاه در سیزدهم اردیبهشت درست دو هفته قبل از برگزاری انتخابات، معدن زغال‌سنگ زمستان‌يورت در استان گلستان ریزش کرد و تعدادی از کارگران زحمتکش با وضع دلخراشی جان باختند و مردم ایران باز هم عزادار شدند. رئیس‌جمهور که در‌عین‌حال کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری نیز بودند، با حضور در جمع بازماندگان، تسلي‌بخش خانواده‌ها و بازماندگان شدند. بعد انتخابات با شور و حرارت درخور ‌‌توجهی برگزار شد و بیش از 40 میلیون نفر در انتخابات شركت كردند و حدود 24 میلیون نفر به آقای روحانی رأی دادند و شعف اين همبستگی ملی تا حدودي مي‌توانست حادثه تلخ آغاز بهار را التیام بخشد که ناگهان رسانه‌ها از یک حمله تروریستی از سوی داعش به مجلس شورای اسلامی و حرم امام خمینی(ره) خبر دادند. دوباره کشور در بهت فرو رفت. آنچه تلخی این حادثه را فزونی بخشيد، نه‌فقط تعداد جان‌باختگان و مجروحان؛ بلکه نفس نفوذ داعش به قلب پایتخت بود. اين نگرانی‌ها تحلیل‌های متفاوتی در پی داشت؛ اما نکته شایان ذکر‌ ماجرا این بود که جمهوری اسلامی بلافاصله با شلیک چند موشک به مقر داعش در سوریه، جواب رفتار تروریستی داعش را داد تا اين تجاوز را بي‌پاسخ نگذاشته باشد. تابستان هم چندان آرام نبود، چند حادثه تصادف ازجمله تصادف اتوبوس حامل دختران هرمزگانی كه عازم یک سفر تفریحی-آموزشی بودند، به تلخي‌هاي بهار افزود. حوادث پاييز اما جانگزاتر و دردناك‌تر بود؛ چراكه زلزله‌ای به بزرگی 3/7 ریشتر به مرکزیت سرپل ذهاب، ایران و چندین کشور همسایه را لرزاند. البته بیشترین خرابی‌هاي زلزله در منطقه سرپل ذهاب بود كه بالغ بر 500 نفر از هم‌وطنان ما را به کام مرگ فرستاد و بسياري را مجروح و بی‌خانمان كرد. چیزی نگذشت که حادثه‌ای مشابه البته با درجه کمتری هجدك و برخي نقاط ديگر کرمان را لرزاند و آنجا هم تعدادی از مردم عزیز آن خطه مجروح و بی‌خانمان شدند. در پي آن حوادث، چندین زلزله، دیگر نقاط کشور از جمله تهران را لرزاند و تهراني‌ها شبي را تا صبح بیرون از خانه‌ها گذراندند. موج حوادث طبیعی آرام گرفته بود که ناگهان موجی از اعتراضات مردمی مانند سال 71 این‌بار هم از مشهد شروع شد و قریب به 80 شهر کشور را فرا گرفت و موجب نگرانی علاقه‌مندان به سرنوشت کشور شد. اين اعتراضات تحلیل‌های متفاوتی از سوی جریان‌های داخل و خارج کشور در پی داشت؛ اعتراضات گرچه ظاهرا با رویکرد اقتصادی شروع شد اما رفته‌رفته رنگ‌وبوی اجتماعی و سیاسی به خود گرفت. کسانی که ابتدا شعار اقتصادی و ضدیت با فقر سر می‌دادند، ناگهان شعارهای خود را تغییر دادند و شعارهای سیاسی و بعضا ساختارشکنانه هم چاشنی اعتراضاتشان شد. اين اعتراضات حدود دو هفته کشور را وارد یک التهاب پیش‌بینی‌نشده کرد. تازه پرونده اعتراضات مي‌رفت بسته شود كه خبر برخورد يك كشتي نفت‌كش ايراني به نام سانچي با يك كشتي فله‌بر چيني خبرگزاري‌هاي داخلي و خارجي را به تسخير درآورد. در اين حادثه 32 نفر از خدمه كشتي در آتش و آب جان دادند تا در زمستان 96 همچون زمستان 95 پلاسكويي داشته باشيم اما اين‌بار دور از وطن و در عمق آب‌هاي سرزمينی درياي چين. حادثه سقوط هواپيماي ATR آسمان در ارتفاعات دنا كه با 60 مسافر و شش خدمه و كادر پرواز از تهران عازم ياسوج بود، غم ديگري بر غم‌هاي مردم ايران افزود تا حلقه‌اي شود از حوادث تلخ سال 96. تا لحظه نوشتن اين يادداشت به خاطر شرايط نامساعد آب‌وهوايي، مأموران امداد موفق به انتقال پيكر همه جان‌باختگان به پايين از كوه نشده‌اند. آخرین حادثه امسال شاید حادثه تلخ گلستان هفتم پاسداران باشد که پس از درگيري‌هاي پيش‌‌آمده منجر به شهادت چند نفر از مأموران انتظامي و بسيج شد. این سال گرچه سال پرالتهابی بود و حوادث ریز و درشتی را در خود داشت، اما روزنه‌هایی از امید را می‌توان در دل این حوادث دید که توشه راهی برای ورود به سال 97 است.
در تک‌تک این حوادث تلخ، اتفاقات شیرینی رخ داد که به واسطه آنها نوعی بلوغ و رشدیافتگی را در جامعه ایران مي‌توان ديد. در حادثه معدن یورت حضور رئیس‌جمهور در جو پرالتهاب بازماندگان، با وجود توصیه‌های اطرافیان برای حضورنیافتن در چنان فضایی، ناشی از همدلی عميق مسئولان با مردم است؛ به‌ویژه مردم آسیب‌دیده که این اتفاق در حادثه زلزله سرپل ذهاب و اطراف کرمان نیز افتاد و مقام معظم رهبری و سایر مسئولان با حضور در جمع مردم آسیب‌دیده از نزدیک در جریان مشکلات مردم قرار گرفتند. نقطه امیدبخش دوم، همدردی مادی و معنوی مردم سراسر کشور با حادثه‌دیدگان زلزله بود که رشته‌ای از فداکاری و نوع‌دوستی را به نمایش گذاشت. نکته بعدی رفتار مداراجویانه مأموران امنیتی و انتظامی با معترضان در سراسر کشور بود که در مواجهه با آنها با نهایت خویشتن‌داری و تحمل‌ برخورد کردند. گرچه چندین نفر از هم‌وطنان جان خود را از دست دادند، اما این حوادث می‌توانست تلفات بیشتری در پی داشته باشد، تا آنجا که ممکن بود با معترضان مدارا و تلاش شد از خشونت جلوگیری شود. نکته مهم‌تر اینکه همه جریان‌های سیاسی و مسئولان نظام با به‌رسمیت‌شناختن اعتراضات و بیان اینکه اعتراض حق مردم است، بر این نکته تأکید کردند که صدای مردم باید شنیده شود و حتی تلاش‌هایی در این زمینه صورت گرفت. تصویب محلی برای تجمع و بیان اعتراض از سوی شورای شهر تهران و پیشنهادهای متفاوتی از سوی گروه‌هاي مختلف سیاسی هم برای چگونگی مدیریت اعتراضات از اين جمله است.
 سخن پایانی اینکه سال 96 گرچه سال پرالتهابی بود و نگرانی‌های بسیاری را برانگیخت، اما سال امیدبخشی هم بود و زمینه‌هایی برای قبول گفت‌وگوی ملي فراهم آمد. چنانچه با این امید ایجادشده و عزم نسبی برای گفت‌وگو پا به سال 97 بگذاریم، می‌شود این سال را سال عبور از التهاب و حرکت به سوی گفت‌وگوی ملی در سال پيش‌رو دانست.

نظر شما