شناسهٔ خبر: 24247355 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

وقتی صهیونیست‌ها با فناوری مقاومت خلع سلاح می‌شوند

سقوط جنگنده اف۱۶ رژیم صهیونیستی این رژیم را از راهبردی ترین سلاح هوابردش خلع سلاح کرد و حال آنها در تکاپوی شناسایی فناوری شکار این سلاح استراتژیک مجبورند به راه‌های غیر متعارف متوسل شوند.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، سال 2006 در جریان جنگ 33 روزه هنگامی که موشک های حزب الله از سد سیستم دفاع موشکی پاتریوت عبور کردند، صهیونیست ها به شدت وحشت افتادند. آنها متوجه شده بودند سیستمی که روی آن برای امنیت خود حساب ویژه باز کرده بودند دیگر نمی تواند برای آنها امنیت آور باشد.

آغاز پژوهش برای مقابله با موشک های مقاومت

صهیونیست ها پس از شکست در جنگ 33 روزه به سمت پژوهش و سرمایه گذاری برای ایجاد یک سیستم دفاع ضد موشکی قدم برداشتند. آنها 3 پروژه را با کمک آمریکایی ها آغاز کردند. پروژه عصای سحر آمیز یا فلاخن داود برای مقابله با موشک های میان برد. پروژه موشک های حیتس برای مقابله با موشک های دوربرد که تحقیق و کار روی آن در قالب طرح آرو از اواسط دهه 80 قرن 20 میلادی آغاز شده بود. و پروژه گنبد آهنین برای مقابله با موشک های کوتاه برد و محلی.

شکست پروژه های موشکی صهیونیست ها پس از پیشرفت های مقاومت

موشک های دور برد رژیم صهیونیستی پس از رونمایی از سیستم دفاع موشکی جمهوری اسلامی، به پروژه ای مرده تبدیل شد که نشان می داد هیچ کارایی در مقابل موشک های ایران ندارد. در جنگ 51 روزه نیز موشک های میان برد مقاومت که از نوار غزه شلیک شدند و از تل آویو عبور و به اهدافی در شمال فلسطین اشغالی اصابت کردند عدم کارایی سیستم میانبرد را نیز نشان دادند اما با این حال صهیونیست ها در سال 96 سیستم فلاخن داود را رونمایی کردند که از ابتدا پروژه مرده به حساب می آمد. این در حالی اتفاق افتاد که صهیونیست ها بارها در گزارش های خود اذعان کرده اند توان مهار موشک های حزب الله از جنوب لبنان را ندارند.

سیستم گنبد آهنین هم که نتوانست موشک های کوتاه برد مقاومت را هدف قرار دهد رسما پس از جنگ 51 روزه سیستم شکست خورده معرفی شد.

حذف سلاح استراتژیک هوابرد رژیم صهیونیستی

پس از آنکه پروژه های موشکی رژیم صهیونیستی یکی پس از دیگری در مقابل فناوری و توان موشکی مقاومت شکست خورد، این رژیم تنها تکیه گاهش بر روی سلاح های استراتژیک هوابردش بود. مهمترین رکن این سلاح های استراتژیک هوابرد، جنگده های پیشرفته ای بود که عمدتا این رژیم از آمریکا دریافت می کرد.

در میان جنگنده هایی که رژیم صهیونیستی در اختیار دارد و از آنها به عنوان سلاح استراتژیک یاد می کند، تنها جنگده اف16 در حال حاضر عملیاتی است و این رژیم می تواند از آن به عنوان سلاحی که در میدان کارآمد است حساب باز کند. جنگنده ای که در حال حاضر در اختیار ترکیه نیز هست. عربستان تعدادی از آنها خریداری کرده و قطر و عمان هم به سمت خرید آن گام برداشته اند. این جنگنده هواپیمایی پیشرفته با فناوری های مهمی چون رادار گریزی، سرعت مافوق صوت، سیستم ضد موشک های حرارتی و قدرت حمل موشک های سنگین و شلیک هوشمند است.

پس از این جنگنده، جنگنده های اف35 تولید شده اند که پس از آزمایش هایی که  خود صهیونیست ها انجام داده اند اشکالات زیادی در آن یافته اند و در حال حاضر این جنگنده نمی تواند به طور عملیاتی در میدان مورد استفاده قرار گیرد.

بن بست سلاح استراتژیک

با تواجه به عملیاتی نشدن هواپیمای اف35، هدف قرار گرفتن جنگنده اف16 به معنای خلع سلاح صهیونیست ها از سلاح راهبردی هوابرد و به قولی تنها سلاح استراتژیک شان است. اینکه فناوری و سیستمی در اختیار مقاومت قرار دارد که می تواند تنها سلاح راهبردی رژیم صهیونیستی را هدف قرار دهد این به معنای آن است که دیگر صهیونیست ها از این سلاح نمی توانند استفاده کنند و خلع سلاح شده اند. این سلاح همان سلاحی است که به کمک آن صهیونیست ها از آغاز بحران سوریه دهها مقر و مکان را با آن هدف قرار داده اند. و حالا دیگر نمی توانند از آن استفاده کنند.

سناریوهای احتمالی

اینکه صهیونیست ها سلاح راهبردی خود را از دست داده اند باعث می شود در آینده منطقه تغییرات مهمی را شاهد باشیم چرا که آنها مجبور اند به سمت راهکارهای جدید بروند.

حرکت به سمت روسیه

یکی از سناریوهای محتمل حرکت صهیونیست ها و تمایلشان به روسیه است. براساس برآوردهایی که خود صهیونیست ها و آمریکایی ها ارائه کرده اند فناوری به کارگرفته شده در سرنگونی جنگنده اف16 رژیم صهیونیستی یا سیستم سام 5 یا اس 200 ارتقا داده شده است. هر دو این سیستم ها ساخت روسیه هستند. به همین دلیل صهیونیست ها مجبورند برای شناخت فناوری مقاومت که باعث خلع سلاح آنها از سلاح استراتژیک شان شده به سمت کسی بروند که آن را ساخته است. این مسئله با وجود قدرت گرفتن روسیه در منطقه غرب آسیا به ویژه سوریه محتمل است. اما از یک حیث نمی تواند عملیاتی شود آن هم اینکه اولا روسیه همچون آمریکا هم پیمان استراتژیک صهیونیست ها نیست و ثانیا اینکه فناوری روسیه توسط مقاومت ارتقا یافته و به کارگرفته شده است و سلاح صرف روسی نیست که بتوانند به آن به راحتی شناخت پیدا کنند.

اما با این حال طی روزهای گذشته نشان هایی از تمایل صهیونیست ها و آمریکایی ها به روسیه مشاهده شده است. اینکه ابومازن به سمت روسیه می رود تا به عنوان میانجی روند سازش در مذاکرات سازش حضور یابد و آمریکایی ها نیز در مقابل آن سکوت می کنند دست کم یک نشانه مثبت مقطعی است.

تلاش برای خریدن وقت

صهیونیست ها که همواره در بحران ها وقت خریده اند، بهترین کار برایشان این است که در حال حاضر با اعلام صلاح دوستی، تا زمانی که به یک سلاح راهبردی دیگر دست یابند با عقب نشینی از حملات و هجوم های گذشته شان با کمک رایزنی آمریکایی ها وقت بخرند و زمان را به نفع خودشان صرف کنند.

ایجاد اختلال در کشورهای منطقه و مقاومت

یکی از سناریوهایی که به نظر می رسد صهیونیست ها از هم اکنون آن را به کار گرفته اند تلاش برای تشدید بحران های داخلی در کشورهای منطقه به ویژه محور مقاومت است برای آنکه این کشورها به گونه ای مشغول به خود شوند و فرصت فکر کردن به درگیری با صهیونیست ها را نیابند.

نکته مهم

تمام سناریوهای فوق با هم تعارضی نداشته، با هم قابل جمع اند لذا به نظر می رسد صهیونیست در مقطع حاضر به سمت این فضا حرکت کنند. به نظر می رسد اختلالات مختلفی که در کشورهای منطقه از جمله ایران مشاهده می کنیم در راستای این سناریوها قابل توجیه باشند.

اما آنچه مهم است این است که هم آمریکا و هم صهیونیست ها به روزگاری رسیده اند که در مقابل فناوری پیشرفته مقاومت شکست خورده اند و حال به هر راهی برای مقابله با آن متوسل می شوند. کمترین آن این است که به روسیه ای حرکت کنند که از دهه 70 تا کنون به عنوان دشمن اصلی غرب در مجامع خود آن را معرفی کرده اند.

انتهای پیام/

نظر شما