شناسهٔ خبر: 24129015 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: رسا | لینک خبر

گفت‌گوی رسا با مدیر عامل موسسه بهداشت معنوی؛

"معنویت لیبرال سرمایه‌داری" با انقلاب عرفانی امام چه کار دارد؟

جریان تفکر نوین و معنویت لیبرال سرمایه داری دقیقا فن بدلی است که علیه انقلاب اسلامی می خواهند به کار بگیرند، اینها با پوشش مباحث روانشناختی می خواهند در جامعه ما بین نخبگان و عموم مردم نفوذ کنند.

صاحب‌خبر -

اشاره: با پیروزی انقلاب اسلامی حیات تازه ای در رگ های عرفان اسلامی در جامعه دمیده شد. انقلاب عرفانی امام خمینی(ره) برپایه عرفان اصیل اسلامی بنا شد و ابرقدرت های دنیا برای مقابله با رشد فزاینده این عرفان، شروع به ساخت عرفان های نوظهور در قالب تفکر نوین کردند. تا امروز این جنبش از فعالیت خود دست نکشیده و توانسته با تفکر التقاطی وارد فضای معنوی کشور شده و برخی از افراد چهره و محبوب جامعه مانند سلبریتی ها را نیز به سمت خود بکشاند.

به بهانه دهه فجر انقلاب اسلامی و ضرورت« تبیین انقلاب عرفانی امام خمینی و مقابله عرفان های ساختگی با آن» سبب شد تا خبرنگار خبرگزاری رسا با حجت الاسلام حسین عرب، مدیر عامل موسسه بهداشت معنوی و استاد حوزه و دانشگاه گفت و گو کند.

حجت الاسلام حسین عرب مدیر عامل موسسه بهداشت معنوی است که سابقه مدیر روابط بین الملل و همچنین مدیر گروه رصد این موسسه را بر عهده داشته است. کتاب بی نقاب که پژوهشی نو درباره شیطان گرایی است از قلم وی می باشد که توسط موسسه بهداشت معنوی به چاپ رسیده است.

این پژوهشگر عرصه عرفان های نوظهور معتقد است که یکی از مهم‌ترین ویژگی های انقلاب اسلامی ایران این است که مبتنی بر دین و معنویت شکل گرفته است. منطقه ای که در واقع قطب کومونیستی عالم، شوروی سابق قرار داشت و پیروزی انقلاب اسلامی خیلی از ابرقدرت های دنیا را به فکر واداشت که اگر به فکر مدیریت جدی مساله معنویت گرایی و دین در دنیا نیفتند آینده بهتری از شوروی در آینده شان نخواهند دید.

 البته نظام لیبرال سرمایه داری نشانه های خلأ معنوی را تقریبا بعد از جنگ جهانی دوم به صورت خیلی جدی احساس کرده بود و شواهدی هم داریم که مطالعاتی در حوزه های مختلف علمی نسبت به این که بحث معنویت چیست صورت می گیرد و چگونه می شود آن را هدایت و کنترل نمود به جهت های مختلف منتها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای ابرقدرت ها این زنگ خطر خیلی جدی به صدا در آمد.

متن کامل این گفت و گو در زیر تقدیم به خوانندگان محترم می شود.

رسا ـ با توجه به پیروزی انقلاب اسلامی و مطرح شدن دوباره عرفان اسلامی در جامعه و جهان، برخورد ابرقدرت ها با این موضوع چگونه بود؟

تقریبا چهارسال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یک گروهی در مجارستان به نام گروه پژوهشی تکامل عمومی شکل می گیرد که این گروه دانشمندانی از شرق و غرب عالم یعنی هم از بلوک غرب و هم از بلوک شرق جمع شدند و زیر نظر اندیشکده رم که به آن باشگاه رم هم می گویند شروع به فعالیت کردند.

این باشگاه یکی از مراکز اصلی نظریه پردازی برای تمدن غرب است در حالی که دو بلوک در حال جنگ سرد هستند منتها سر این مساله توافق دارند. دور هم جمع می شوند و چندین جلسه برگزار می کنند که همه اینها هم مستنداتش در وب سایت ها موجود است .

 آخرین بیانیه ای که این دانشمندان می دهند این است که دنیا به سمت یک نظم نوینی حرکت می کند و مقوله هنر و معنویت می توانند به عنوان کاتالیزورهایی در این حوزه عمل کنند و آن نظم نهایی را شکل دهند و در بیانیه اینها اهمیت استراتژیک این دو مقوله را نشان می دهد. گروه پژوهش تکامل عمومی بعد از مدتی تبدیل می شود به باشگاه بوداپست که الان هم فعال است.

 این باشگاه که در واقع می شود منشعب می شود از باشگاه رم که تا الان هم در حال فعالیت است و روی موضوع معنویت رهبران معنوی جهان کار می کند؛‌ البته آن رهبران معنوی که در راستای منافع خودشان باشند مثل آقای کوئیلو و دالای لاما و بعضی از شخصیت هایی را جمع کردند و دارند روی این مساله مطالعه می کنند.

یعنی اینکه می گوییم انقلاب اسلامی ایران یک زنگ خطر و هشداری برای آن ها بود مساله ای نیست که مبتنی بر یک سری تحلیل های کلان و کلی باشد بلکه داده های آماری دقیقی موجود است و مراکزی که شروع به مطالعه روی این موضوعات کرده اند.

رسا ـ نظام لیبرال سرمایه به دنبال کدام معنویت است؟

نظام لیبرال سرمایه داری که مبتنی بر ارزش های اومانیستی و ماتریالیستی بنا شده و رشد کرده است. از قرن پانزدهم و شانزدهم میلادی که کارهای اولیه این نظریه مدرن شروع می شود به چالش های خیلی اساسی می رسد. یک زمانی تئوریسین هایی مثل بیکن و امثال آن ها وعده می دادند که ما می خواهیم بهشت را روی زمین بسازیم.

بعد از حدود 300 سال تمدن غرب کارش به جنگ جهانی اول و دوم رسید و در مجموع این دوجنگ که ده سال بیشتر طول نکشید قریب به 70 میلیون نفر کشته شدند. چقدر بی خانمان شدند و چقدر خسارت های روحی و روانی که مردم دنیا دیدند.

 همین مردم غرب خصوصا اروپا و امریکا را به فکر انداخت که اگر نجنبند این تمدن آن ها را می بلعد و بشریت را به نابودی می کشاند که ما همان زمان شاهد یک سری تجمعات جنبش های اعتراضی هستیم که مخصوصا از دل جوانان اروپا و امریکا شکل می گیرد و بعدا هم آن را البته مدیریت می کنند. در کتاب کمیته 300 آقای جان کلمن افسر سابقMI6  انگلستان این مطلب وجود دارد.  او در خاطرات خودش را می نویسد که چه ابزارهایی به کار گرفته شد که این جنبش های اعتراضی دهه 50 و 60 میلادی منجر به سقوط نظام تمدنی غرب نشود.

این حرکت آرام آرام جلو آمده است و الان می توانیم بگوییم هسته پیش برنده معنویتی که نظام لیبرال سرمایه داری غرب را تأیید می کند در یک جریانی است به نام تفکر نوین. یعنی اسمش دقیقا یک اسم مشخص انگلیسی است که ریشه های اولیه جنبش تفکر نوین از اواخر قرن 19 میلادی یعنی سال 1875 در آمریکا زده می شود.

 این جریان معنوی آمیزه ای است از عرفان یهودی کابالا، جریان های هندوئیسم نوین و جریان های نوین مسیحی که مشخصا یک گرایشی هستند از مسیحیت پروتستان به نام مسیحیت متعالی.

اقای رالف والدو امرسون پایه گزار آن بود. یک آمیزه ای از این چند جریان معنوی هستند که با هم کار را جلو می برند. اوایل روی بحث درمان از طریق ذهن متمرکز بودند.

 خانمی هست به نام مری بیکر ادی جزء رهبران اولیه آنهاست  و بعد از شاخه های مختلفی از جریان تفکر نوین بیرون می آید مثل کریسشن ساینس یا علم مسیحی که نشریه کریسشن ساینس ماینتور که در دنیا خیلی مشهور است برای همین شاخه های تفکر نوین است و شاخه های دیگر مثل کلیسای وحدت یا کلیسای علم دینی، انشعابات مختلفی از آن بیرون می آید.

رسا ـ آیا تفکر نوین شاخ و برگ دارد؟‌ در صورت وجود، در ایران کدامیک از آنان بیشتر مورد توجه و استفاده قرار گرفته است؟

بحث تفکر نوین را اگر بخواهیم بیشتر توضیح دهیم خیلی مفصل است و آموزه های مختلفی دارد. یکی از آموزه های اصلی تفکر نوین پدیده ای است به نام قانون جذب که ممکن است خیلی از خوانندگان با این مطلب و آموزه آشنا هستند.

قانون جذب که اولین بار اواخر قرن 19 در یک سری فرقه ها مطرح می شود دقیقا با همین عنوان قانون جذب است. بعدتر می بینیم در دوران رکود بزرگ اقتصادی آمریکا نویسندگانی مانند  ناپلئون هیل کتابی می نویسد به نام بیندیشید و ثروتمند شوید. یعنی فقط با قدرت فکر و تفکر و تجسم، فرد می تواند پولدار شود.

باز جریان قانون جذب یک دوران افولی را طی می کند  تا به سال 2006 می رسد.

 مستندی ساخته می شود به نام راز و چند ماه بعداز آن کتابی با همین اساس نوشته می شود به نام راز که مساله اش این است که راز تمام موفقیت ها و موفقان عالم از ابتدای خلقت همین قانون جذب بوده است! و اینها چون به این قانون عمل می کردند می توانستند موفق باشند.

 حالا وقتی قانون جذب را می شکافید منظور من را متوجه می شوید که چرا عرض می کنم تفکر نوین آن معنویت مطلوب نظام سرمایه داری است که البته من فقط به صرف محتوا اکتفا نمی کنم؛ بلکه روابط دقیق و نزدیک اینها با مراکز قدرت از نهادهای سیاسی آمریکا، گروه ها و شبکه های پول پرست صهیونیستی که دارند از اینها حمایت می کنند داده هایش کامل موجود است  و در دفتر رصد موسسه بهداشت معنوی چندین سال است که ما روی اینها کار کردیم.

رسا ـ قانون جذب را مطرح کردید. آیا مگر دین اسلام به بحث تفکر مثبت اشاره ندارد؟ چرا این قانون مورد تایید نیست؟

قانون جذب را اگر خیلی خلاصه بخواهم بگویم، این است که شما به هرچیزی فکر و تجسم کنید همان در عالم خارج به سمت شما جذب می شود و برخی می گویند خلق می شود.

در مرحله اول این گونه توصیف می کنند که شما به چیزهای مثبت فکر کنید تا حوادث و اتفاقات و موفقیت های مثبت را  بتوانید در زندگی تان جذب کنید. تا اینجا خیلی شاید مشکلی نداشته باشد در ظاهر ممکن است به صورت اولیه در دین ما هم مثلا یک چنین نشانه هایی باشد. مثل بحث حسن ظن و یا نگاه مثبت انسان به برادر دینی اش در زندگی و دنیا داشته باشد یا مثلا در علم روانشناسی هم یک بحث هایی تحت عنوان روانشناسی مثبت گرا مطرح می شود منتها به نحو مطلق نیست که اینها می گویند.

مثلا فرض کنید حسن ظنی که در اسلام مطرح می شود اصلا بر این اساس است که انسان می داند این عالم یک خالق حکیم و مدبری دارد فلذا اگر اشکالی هم در مسیر هست و ناراحتی و چالشی در مسیر زندگی اش به وجود می آید حکمتی پشت کار هست و با حسن ظن به خدا مسیرش را ادامه می دهد و کامل مبتنی بر توحید است.

اما این بحثی که در قانون جذب گفته می شود به نحو مطلق ذکر می شود که شما به هرچه فکر کنید همان جذب می شود و از همین اول کار یک مقدار مشکلات اعتقادی در قانون جذب پیدا می شود.

نمونه آن را توضیح می دهم. در فیلم راز و کتاب راز  همین مستقیما به آن اشاره می شود؛ می گوید پس شما هر چه که فکر کنید همان اتفاق می افتد پس این عالم را در واقع ذهن ما انسان ها خلق کرده است،‌ زندگی ماها را ذهن خودمان خلق کرده است پس تقدیر و سرنوشتی در کار نیست.

 بعضی ها مستقیما می گویند که خداوند هم مخلوق ذهن ماست و خداوند را هم ما خودمان ایجاد کردیم پس هرچه در این عالم هست فقط شما هستید و این دقیقا مبتنی بر اومانیست و انسان محوری است که این همان نقطه مقابل توحید است.

منتها حالا من به ابعاد سیاسی کار اگر بخواهم برسم که اول گفت و گو عرض کردم اینها می گویند به چیزهای مثبت فکر کنید نتیجه مثبت می شود. در مرحله بعدی می گویند شما به چیزهای منفی هم فکر نکنید نتیجه منفی می شود تا اینجایش مساله خاصی نیست.

رسا ـ چرا اینقدر نظام لیبرال سرمایه داری روی این قانون مانور می دهد و چه هدفی در گسترش آن دارد؟

 گام آخر که در واقع هسته و جان مطلب قانون جذب است اینجاست که شما متوجه می شوید چرا این موضوع و باور، مطلوب نظام سرمایه داری است. اینکه می گوید که – حالا خود همین قانون جذب هیچ جا اثبات علمی نشده است که این  را پیش فرض می گیرم – همان آزمایشات شبه علمی که فرض کنیم قانون جذب در آن اثبات شده است در همان جا ثابت شده است که انسان اگر چیزی را تصور کند و اگر مبارزه با چیزی را تصور کند نتیجه می شود خلق آن چیزی که نمی خواست. من حالا با یک مثالی این را توضیح می دهم.

 اینها در مرحله اول در حوزه موفقیت های فردی مثلا این را مثال می زنند که می گویند فرضا اگر شما فقیر هستید و مشکل دارید نگویید چکار کنم که فقیر نباشم و یا چه کنم بدهکاری ام را بدهم می گوید شما به این فکر کنید که چه کنید تا پولدار شوید.

 به چیز مثبت فکر کنید و الا اگر شما به مبارزه با چیز منفی فکر کنید چون آن پدیده منفی را در ذهنتان مسجم کردید آن اتفاق می افتد. در مرحله اول خیلی اشکالش  مشخص نیست؛ اما آرام آرام آن را در حوزه های اجتماعی و سیاسی وارد می کنند.

 مثلا در همین مستند، مستقیما یکی از این قسمت هایش این را بازگو می کند که بنابر قانون جذب اگر ما به مبارزه  با قاچاق مواد مخدر فکر کنیم موادمخدر بیشتری تولید می شود پس اصلا به آن توجه نکنید!

یا بعضی مروجین این قانون در داخل کشورمان می گویند که اگر شما به مبارزه با اسرائیل فکر کنید نتیجه می شود تقویت اسرائیل.

اصلا قبول داریم که اسرائیل بد است و رژیم کودک کش است ولی راه مبارزه با اسرائیل نیست که بگوییم مرگ بر اسرائیل و یا شهادت طلب باشیم و شعار عدالت بدهیم؛ بلکه راهش این است که اصلا به اسرائیل توجه نکنیم!

خوب هر انسان با عقل سلیم متوجه می شود که این حرف نه از منظر علمی و دینی و نه از هیچ منظر دیگری مقبول نیست. یعنی اگر به بچه ای بگویید یک دزدی آمده است در منزل شما اولین گزینه ای که به ذهنش می رسد این است که که به پلیس زنگ بزنیم؛ نه اینکه رویمان را آن طرف کنیم که او هرچه دلش میخواهد انجام دهد و این مطلب واضحی است.

این نکته را متذکر می شوم که به تعبیر امیرمومنان (علیه السلام) شیاطین وقتی می خواهند فتنه درست کرده و فضایی را غبارآلود کنند یک مشتی از حق و مشتی از باطل را باهم قاطی می کنند. در بحث قانون جذب هم یک بحث هایی از مباحثشان ممکن است درست باشد و به نظر صحیح بیاید و در خلال روکش کادوی حرف های حقشان می بینید داخلش یک حرف باطلشان را جاسازی کردند و دارند عنوان می کنند.

رسا ـ جریان تفکر نوین در داخل کشور به چه شکل بروز کرده است؟‌آیا هنوز هم جریان دارد؟

متاسفانه جریان تفکر نوین تقریبا از اوائل دهه هفتاد به صورت جدی وارد کشورمان شده است. امثال آقای آزمندیان، آقای حلت با بحث هایی مثل تکنولوژی فکر و مجله موفقیت، اینها بزرگترین مروجین قانون جذب و تفکر نوین در ایران هستند. لیدر اصلی تفکر نوین هستند و ما رسوبات تلاش های 20 ساله این آقایان را باید در حرف سلبریتی هایمان ببینیم.

رضا صادقی و امثال ایشان در اینستاگرامشان نوشتند زلزله کرمانشاه به خاطر موج های منفی و نفرت پراکنی بود که ما نسبت به مردم جهان داریم!. چند نفر از سلبریتی ها مثل انصاریان و صادقی و اخیرا یکی از بازیگران خانم گفته بودند که زلزله کرمانشاه به خاطر این بود که ما موج منفی به سمت عالم فرستادیم گفتیم مرگ بر آمریکا مرگ بر فلان حالا به این صورت برگشت به سمت خودمان!

این در واقع عبارت اخری از قانون جذب است و ما در صفحات شبکه های اجتماعی سلبریتی هایمان اگر یک دور اجمالی بزنید می بینید که کتب این آقایان را به شدت دارند تبلیغ می کنند. از آقای پرویز پرستویی که یک بازیگر خیلی وزین و پیشکسوت است تا بازیگران دم دستی تازه به دوران رسیده ای که گویا یک موجی است که شما مثلا باید کتاب وین دایر کتاب دیپاک چوبرا را دیده باشید.

 نقل قول هایی که از امثال اینها مطرح می کنند نزدیک به یکصد نفر نویسنده خارجی که عمدتا در امریکا هستند  شناسایی کردیم که آثارشان وارد ایران شده است و تمام اینها عضو مجامع و انجمن های تفکر نوین در سراسر جهان و مخصوصا آمریکا هستند.

در ایران هم الان ما نزدیک به سی و خرده ای نفر آدم اصلی داریم که دارند در حوزه معنویت نوین همین بحث ها را ترویج می کنند. الان یکی از سه جریان عرفان کاذب بزرگ در کشور ما جریان تفکر نوین است که کاملا یک جریان معنوی است. عرض کردم در آمریکا الان یک موج عظیمی داریم، اصطلاحا هرکسی از مادرش قهر می کند الان شده است استاد موفقیت!.

 یک جستجو ساده در اینترنت انجام بدهید می بینید هرکسی یک دوربینی برداشته و سایتی زده و صفحه ای ایجاد کرده است و دارد در مورد موفقیت می گوید و هر آنچه که دارد می گوید بحث قانون جذب و مباحث تفکر نوین است. من اگر بخواهم بعضی از آدم هایی که در جریان تفکر نوین از نویسندگان خارجی هستند بگویم خیلی جالب است آقایان وین دایر ، چوپرا، دونالد والش، خانم کاترین پاندر، شاکتی گواین، برایان تریسی، دمارتینی ، آقای جان گری نویسنده زنان مریخی مردان ونوسی، خانم دی آنجلیس نویسنده های کتاب رازهایی درباره زنان و مردان؛‌ جالب است بدانید این دو نویسنده اخیر که عرض کردم زن و شوهر مطلقه هستند و حالا شدند استاد موفقیت زناشویی جامعه ما!

اینها البته دز روانشناختی مطالب کتبشان یک مقدار بالاتر است منتها اخیرا این کار یک استراژی است. مثلا کتاب خانم دی آنجلیس می آید و بازار کتاب ما را می گیرد. هر زوج جوانی که ازدواج می کند از این کتاب استفاده می کند.

اگر اشتباه نکنم دوسال پیش در سایت ها زدند جدیدترین اثر نویسنده رازهایی درباره زنان منتشر شد؛ که کتابی است کاملا معنوی. این کتاب کاملا بر اساس تفکر معنوی نوشته شده و نویسنده آن از مباحث روانشناختی خودش فاصله گرفته است.

آقای جان گری ایشان اول کار عضو فرقه تی ام مدیتیش متعالی بود و بعد جذب جریانات تفکر نوین می شود و الان در مجامع آنان حضور دارد و بیانیه می دهد و فعالیت می کند. این هم از فضایی که این جریان ها وارد کشور ما شده اند و دارند این گونه جلو می برند.

رسا ـ آینده انقلاب عرفانی امام خمینی(ره) در مواجهه با اینها چگونه است؟

جریان تفکر نوین و معنویت لیبرال سرمایه داری دقیقا فن بدلی است که علیه انقلاب اسلامی می خواهند به کار بگیرند، اینها با پوشش مباحث روانشناختی می خواهند در جامعه ما بین نخبگان و عموم مردم نفوذ کنند.

 آرام آرام آن مفاهیم معنوی و دینی ما را می تواند استحاله کند. همان طور که حضرت آقا چند وقت پیش اشاره کردند دشمن متوجه شده است که نمی تواند نظام جمهوری اسلامی را براندازی کند. با جنگ سخت و با تحریم و با همه ابزارهایی که داشتند علیه ما به کار بردند و الان به دنبال استحاله جمهوری اسلامی هستند و لو اینکه یک انسان به تعبیر حضرت آقا یک عمامه به سری بالای این حکومت باشد ولی آن اسلامی را بگوید که آن ها می خواهند.

 نفوذ این باورها در آموزه های اسلامی ما دقیقا نتیجه اش می شود آن اسلام لیبرال و اسلام رحمانی. یعنی یکی از محصولات تفکر نوین و التقاطش با مفاهیم اسلامی که به شدت هم دارد  فضای التقاطی اش شدید می شود مثل اینکه  می گویند قانون جذب در قرآن کریم و یا کلام معصومین علیهم السلام و بر اساس قانون جذب و مباحث تفکر نوین تعلیل می برند.

یکی از محصولات ترکیب آموزه های اسلامی با آموزه های تفکر نوین از یک منظری اسلام رحمانی می شود البته و از منظرهای دیگر که در حوزه موفقیت فردی و زندگی اجتماعی آرام آرام تفکرات دارد رسوب می کند؛ منتها به تعبیر قرآن کریم اینها کف روی آب هستند و مقابله با اینها یک کار ساده را می طلبد.

رسا ـ راهکار قرآن کریم در مواجهه با این تفکر و مقابله با آن چیست؟

راهبرد اصلی مقابله هم روشنگری است یعنی همین کاری که حالا رسانه هایی مثل شما دارند انجام می دهند به مردم بگوییم. وقتی شما قانون جذب را با دقت بررسی کنید آن مشت حق و مقداری از مباحث به ظاهر حقش را جدا کنی وآن باطل خباثت آلودش را نشان مردم بدهی آن موقع است که هر انسان سلیم النفسی این مباحث را قبول می کند و به باطل بودن مساله پی می برد.

 منتها چرا مردم متوجه نمی شوند چون شبهه ناک و غبارآلود شده است. یک مقداری هم حرف های درست قاطی مباحث هست و مردم را فریب می دهد. روشنگری پیشگیرانه ای که ما باید در جامعه داشته باشیم در واقع بزرگترین راهبرد و مقابله با این جریان هاست که ان شاءالله بتوانیم انقلاب اسلامی را از این گردنه هم عبور بدهیم و این استحاله مفاهیم معنوی و دینی و باورهای اعتقادیمان را بتوانیم با آن مقابله کنیم.

رسا ـ از شما بابت فرصتی که در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتید سپاسگزاریم./829/گ۴۰۲/س

خبرنگار: حجت الاسلام محمدمهدی مرادی

نظر شما