شناسهٔ خبر: 22050525 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: نصر | لینک خبر

رییس سازمان حفاظت محیط زیست:

زمان تصمیم های سخت برای کشور فرارسیده است/با انتقال آب دریا به داخل موافقم

نصر: رییس سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرد:کشور در زمینه منابع آبی به جایی رسیده است که برای نجات ان باید تصمیم های سختی گرفت و اگر طرح انتقال آب بین حوضه ای ضروری تشخیص داده شود، سازمان محیط زیست با رعایت ملاحظات زیست محیطی با اجرای آن موافق است.

صاحب‌خبر -

به گزارش نصر به نقل از ایرنا، کاهش منابع آبی و خالی شدن سفره های زیرزمینی یکی از مشکلات مهم کشور است و به اعتقاد کارشناسان، چالشی اساسی ایجاد کرده است که اگر فکری برای آن نشود، نتایج جبران ناپذیری به دنبال دارد.

عیسی کلانتری معاون رییس جمهوری و رییس سازمان حفاظت محیط زیست یکی از دغدغه های اصلی خود را آب می داند و معتقد است کشور برای گذر از این شرایط باید تصمیم های سختی بگیرد؛ دغدغه ای که همراه با سایر ملاحظات و دیدگاه های محیط زیستی در گپ و گفت خبرنگاران ایرنا با سکاندار صندلی سبز پردیسان به تفصیل بیان شد.
رییس کنونی سازمان حفاظت محیط زیست درهمان ابتدای دولت یازدهم و پس از تشکیل ستاد احیای دریاچه ارومیه، سکان این ستاد را با هدف احیای نگین فیروزه ای آذربایجان غربی به دست گرفت. او در ابتدا کار را با برگزاری نشست های تخصصی برای آسیب شناسی و سپس یافتن راهی با حضور دانشگاهیان و محققان و داخلی آغاز کرد که در نهایت 24 پیشنهاد برای احیا به تصویب رسید.
برای احیای دریاچه ارومیه زمانی 10 ساله تعیین شد اما مشروط بر تامین تمام بودجه مورد نیاز که حدود 200 هزار میلیارد ریال است،در حالی که به گفته مرد روزهای سخت دریاچه ارومیه، با محدودیت منابع مالی روبرو هستیم و تاکنون فقط 20 تا 30 هزار میلیارد ریال هزینه شده است.

با تمام این محدودیت ها طرح های احیای دریاچه ارومیه در حال انجام است و اقدامات زیادی مانند کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی، توجیه کشاورزان برای مصرف بهینه آب، کشت جایگزین، تعیین کردن حقابه برای دریاچه انجام شده است .

آب دغدغه اصلی کلانتری است زیرا باور دارد که اگر به همین روال بهره برداری از منابع آبی کشور ادامه یابد ایران، به خطر خواهد افتاد. او مساله آب را در پردیسان هم دنبال می کند.
کاهش آلودگی هوا و زمین از دیگر برنامه هایی است که این مدیر شناخته شده و با سابقه برای دوران مدیریت خود در سازمان حفاظت محیط زیست در دستور کار قرار داده است.
کلانتری، 65 ساله در دو دوره دولت سازندگی و سه سال نخست دولت اصلاحات به مدت حدود 10 سال وزیر کشاورزی بود تا آن که با ادغام وزارتخانه های کشاورزی و جهاد سازندگی و تشکیل وزارت جهاد کشاورزی، سکان هدایت آن را در آن زمان به محمود حجتی داد. او از بهمن 92 نیز دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه است و علاوه بر آن، از سال 1381 تاکنون یک تشکل صنفی در بخش کشاورزی موسوم به «خانه کشاورز» را که خود موسس آن است، اداره می کند.

چرا مساله آب یکی از دغدغه های اصلی شما در سازمان حفاظت محیط زیست است؟

سازمان محیط زیست موظف است در راستای توسعه پایدار، از حقوق نسل های بعد پاسداری کند، یعنی هم از نظر قانونی و هم از نظر وظیفه، اکنون در سازمان محیط زیست بخش بزرگی از مشکلات محیط زیست انسانی و طبیعی ما از نبود و کمبود آب است.

ما از 110 درصد آب های تجدیدپذیر خود استفاده می کنیم در حالی که اجازه نداریم بیش از 40 درصد از این آب ها مصرف کنیم، با این روند حساب کنید نسل بعدی در این سرزمین چگونه باید زندگی کند، تمام آب های زیرزمینی تمام شده یا بیشتر آب های شیرین تمام شده و آب های جاری به شدت محدود شده است. بنابراین مردم این کشور 20 یا 30 سال بعد چه باید بکنند؟
ما بیش از ظرفیت از منابع آبی خود استفاده می کنیم. در سال 88 از نظر قوانین هیدرولیکی و بین المللی با بارش منهای تبخیر، حدود 90 میلیارد متر مکعب آب داشتیم که طبق آمار امروز 97 میلیارد متر مکعب استفاده می کنیم. اگر می خواهیم این سرزمین ماندگار باشد باید مصرف آب را به سرعت پایین بیاوریم .

با توجه با این که متولی آب وزارت نیرو است، سازمان حفاظت محیط زیست در این زمینه چه نقشی می تواند داشته باشد؟

درست است که متولی آب وزارت نیرو است اما سازمان محیط زیست موظف است از محیط زیست کشور حفاظت کند. پس قطعا باید اطلاع رسانی کنیم، حال ممکن است وزارت نیرو اصلا به این مقوله توجه نداشته باشد و در چارچوب وظایف خود می گوید من چاه حفر می کنم و هر چه آب هست را به سطح زمین می آورم، هر چقدر آب در رودخانه است را با سد مهار می کنم و به مردم می دهم تا استفاده کنند، این یک روش ناپایدار است، اما ما موظف هستیم از توسعه پایدار کشور حفاظت کنیم. روش فعلی یک روش ناپایدار است.

اکنون طرح ایجاد وزارتخانه آب و محیط زیست یا محیط زیست و منابع طبیعی در مجلس مطرح شده است، نگاه شما به این طرح چیست؟

محیط زیست نباید یک دستگاه اجرایی باشد چون یک دستگاه حکومتی است. محیط زیست باید ناجی غریق باشد، شناگر نباشد. وقتی موظف باشد که در مقابل فشارها تسلیم شود خودش مخرب می شود. اجرای این طرح به نفع کشور نخواهد بود. سازمان محیط زیست کشور یک سازمان متصدی نیست بلکه یک سازمان متولی است. در واقع، متولی حفظ محیط زیست کشور است.

اگر سازمان محیط زیست فرضا به وزارتخانه تبدیل شود ممکن است در مقابل خواست نمایندگان هم تسلیم شود که در این صورت قادر به حفظ محیط زیست کشور نیست، همان چیزی که اکنون وزارت نیرو است. الان چرا داریم از 97 میلیارد متر مکعب آب های تجدیدپذیر خود استفاده می کنیم چون وزارت نیرو تسلیم قوانین مصوب و فشار نماینده ها است. خیلی از قوانین ممکن است اشتباه باشد که هست.

این قوانین برای سازمان محیط زیست هم صدق می کند.

سازمان محیط زیست مجری نیست بلکه متولی است، به عنوان مثال اگر قانون برنامه ششم اجرا شود، با این امکانات موجود از نظر بهره وری نمی توانیم معجزه کنیم. برای پایان برنامه سالانه 35 میلیارد متر مکعب آب در نظر گرفته شده است که بر این اساس آبی اضافه تر از میزانی که اکنون استفاده می شود، نیاز است اما چنین آبی وجود ندارد.

کشور باید تصمیم های سخت بگیرد

امسال سال اقتصاد مقاومتی؛ تولید و اشتغال است، از سوی دیگر، جنابعالی می فرمایید میزان آب لازم برای تحقق این هدف در حوزه کشاورزی و دیگر حوزه ها وجود ندارد. چگونه می شود این معادله را حل کرد ؟

کشور اکنون باید تصمیمات سخت بگیرد. باید تصمیم بگیریم که آیا می خواهیم اصلا کشوری داشته باشیم یا خیر. تصمیم سختی است، به طور کلی حکومت کردن و تصمیمات حکومتی گرفتن کار سختی است. شما باید تصمیم بگیرید در آینده کشوری به نام ایران داشته باشید یا نداشته باشید. مانند این است که برای درمان بیمار ممکن است پزشک به این نتیجه برسد که قسمتی از بدن بیمار را بردارد. ما الان به اینجا رسیده ایم، یعنی کشور باید تصمیمات دردناک و بزرگ اتخاذ کند تا از این مخمصه نجات پیدا کند. باید بدانیم که با روند عادی راهی برای نجات وجود ندارد.

ممکن است گفته شود که در این روند کشاورز بیکار می شود، ممکن است تولید غذا کاهش یابد، روستاها خالی و شهرها بزرگتر شود. به هر حال، دولت ها برای همین هستند و کارشان اداره امور روزمره که نیست. ما با این تصمیمات نمی توانیم آینده را تضمین کنیم.

شما چه پیشنهادی دارید؟

پیشنهاد من این است که به هر قیمت ممکن مصرف آب باید کاهش یابد و حکومت و دولت باید پیامدهای آن را بپذیرد.

کشور تحمل مصرف آب بیشتر را ندارد

با افزایش قیمت آب موافق هستید؟

اصلا قیمت مطرح نیست. ما می گوییم مصرف باید کم شود. افزایش قیمت و راهکارهای امثال آن وسیله هستند؛ الان 97 میلیارد متر مکعب آب در سال مصرف می کنیم. باید بدانیم که کشور مثلا توان مصرف بیش از 50 میلیارد متر مکعب در سال را ندارد. بنابراین باید در طی پنج سال آینده، در سال پنجم 47 میلیارد متر مکعب آب از مصرف سالانه کاهش یابد؛ این یک هدف است در غیر این صورت کشور تحمل مصرف بیش از این را ندارد.

آب های زیر زمینی به شدت در حال خشک شدن، شور شدن و تمام شدن هستند، آب های جاری هم همین وضعیت را دارد و به مقصد نمی رسد.

تالاب ها با سیلاب ها زنده اند

همین وضعیت موجب شد تا 80 درصد تالاب های کشور خشک شود.

تالاب ها با سیلاب ها زنده اند؛ اصولا هیچ وقت تالاب با آب تنظیم شده زنده نمی ماند چون این آب مصرف می شود؛ ما هم که با احداث سدها جلوی سیلاب ها را گرفته ایم و اولین قربانیان این تصمیم هم تالاب ها و دریاچه ها هستند.

 دیگر جایی برای سدسازی باقی نمانده است

با این روند پس سدسازی باید متوقف شود؟

دیگر جایی برای احداث سد وجود ندارد. هر جا امکان داشت سد احداث کردند، محیط زیست اصولا برای همین است، برای هشدار دادن است، برای این است که به مردم و حاکمیت بگوید که این روند اشتباه است. حالا روند اشتباه را می توانند ادامه دهند که منجر به نابودی می شود و یا می توانند اصلاح کنند، اما چون دیر به این مسایل رسیدیم الان هزینه بیشتری می پردازیم، 40 سال پیش و حتی 10 سال پیش هزینه آن کمتر از امروز بود.

ما در سال 1360 بالانس منفی آب را در هیچ نقطه ای از کشور نداشتیم اما اکنون تقریبا در همه جای کشور بالانس منفی آب داریم.

چون گمان می کنیم فناوری و امکانات داریم، خود را مختار می دانیم که از تمام امکانات کشور به هر مقدار که می خواهیم بهره برداری کنیم، بدون توجه به فردای این سرزمین و سرنوشت آن در 30 سال آینده. ما در حال تاراج منابع هستیم و بسیاری از این منابع خواه آبی، خاکی، پوشش گیاهی و یا جانوری، دیگر به هیچ قیمتی تجدید نمی شوند.
مردم باید بدانند که مصرف بیش از حد آب و یا اسراف در مصرف غذا به معنی دور ریختن آب است. به عنوان مثال وقتی 10 گرم گوشت دور ریخته می شود باید بدانیم به ازای هر کیلوگرم گوشت 15 هزار کیلو آب مصرف شده است، یعنی به ازای هر گرم گوشت 15 کیلو آب مصرف شده است. وقتی 10 گرم گوشت دور ریخته می شود یعنی یک بشکه آب شیرین دور ریخته شده است، اینها مسائل عمومی و اجتماعی است و ما وظیفه داریم مردم را آگاه کنیم.

احیای دریاچه ارومیه راه حل علمی دارد، اما پرهزینه

به هر حال با روند موجود می توان امیدوار بود دریاچه ارومیه و یا تالاب هایی که هنوز زنده هستند، به حیات خود ادامه دهند ؟

احیای دریاچه ارومیه راه حل علمی دارد اما پر هزینه است. بالاخره کشور را که نمی خواهیم تخریب کنیم، نمی خواهیم دستمان را به نشانه تسلیم بالا ببریم و به خاطر اشتباهات گذشته تسلیم شویم، اصلا این حق را نداریم، هیچ کس در این سرزمین این حق را ندارد.

 شاید شما تا حدودی به وضعیت آبی کشور بدبین هستید؟

من بدبین نیستم بلکه آینده را می بینم. خیلی ها می گویند بدبین هستم. زمانی گفتیم دریاچه ارومیه خشک می شود که 30 میلیارد متر مکعب آب داشت یعنی سال 1377، در این زمینه در حاشیه دریاچه ارومیه سمینار برگزار کردیم، گفتیم این دریاچه خشک خواهد شد علم غیب هم نبود بلکه یک روند حسابداری بود، حساب و کتاب بانکی آب می گفت این دریاچه خشک خواهد شد چون دریاچه سالی یک متر تبخیر دارد؛ اگر آب ورودی کمتر از تبخیر سالیانه باشد سطح آن کم خواهد شد فکر می کردیم 1395 خشک می شود، اما 1390 خشک شد.
این کاملا مشخص است یک معادله دو- دو تا چهار تای علمی است، مساله بدبینی یا خوش بینی نیست.

 دریاچه ارومیه در صورت تامین هزینه قابلیت احیا دارد

به عنوان فردی که برای احیای دریاچه ارومیه زحمت زیادی کشیده اید، آیا امیدی به احیای آن وجود دارد؟

احیای دریاچه ارومیه پرهزینه است. اگر هزینه آن تامین شود قابلیت احیا را دارد؛ هنوز خیلی مطمئن نیستیم که چه خواهد شد، نتایج پژوهش های سه تا چهار سال گذشته نشان داد که دریاچه قابلیت احیا را دارد. در واقع به احیای آن یقین داریم، اما احیای دریاچه رایگان نیست .
سال گذشته حدود 37 درصد بارش حوضه آبریز دریاچه کمتر شد، اما هنوز ارتفاع دریاچه از سال 1392 بالاتر است.

با انتقال آب بین حوضه ای به صورت مشروط موافقیم

آیا با انتقال آب بین حوضه ای موافق هستید؟ با وجود فشارهای زیاد برای انتقال آب خزر به سمنان و دریای عمان به کویر مرکزی چه نظری دارید؟

در اینکه دنیا از آب دریاها استفاده می کند، بحثی نیست. آب را شیرین می کنند تا انتقال دهند که ممکن است یک کیلومتر یا 500 کیلومتر مسیر آن باشد.

آب دریا را شیرین می کنند که استفاده اقتصادی کنند. ما که نوبر آن را در ایران نیاورده ایم، تمام دنیا دارد آب دریا را شیرین و استفاده می کند؛ 80 درصد زندگی مردم جهان در حاشیه دریاها است. از آبادان تا چابهار 1.8 درصد جمعیت کشور زندگی می کنند، اگر بخواهیم جمعیت را در مکران در کنار ساحل هم حفظ کنیم باید آب داشته باشیم.
اکنون کشورهای حاشیه خلیج فارس سالانه نزدیک به 10 تا 12 میلیارد متر مکعب آب را شیرین و استفاده می کنند، اما ما هنوز به 400 میلیون متر مکعب هم نرسیده ایم.
اگر آب نداشته باشیم، در صورت نیاز باید از آب دریا استفاده کنیم. اما تاکید ما بر رعایت ضوابط زیست محیطی است، موافق نیستم که در شمال کشور آب دریا را برای انتقال به نقطه دیگر، در کنار ساحل شیرین کرده و نمک آن در همانجا رها شود. ما می گوییم اگر قرار است آبی از دریای خزر منتقل شود، آب را ببرند و در مقصد نمک زدایی شود.
مردم را که نمی توانیم محروم کنیم، ملت حق دارد؛ وقتی در داخل کشور آب به اندازه کافی نیست با رعایت مسائل محیط زیستی می توان کارهایی این چنینی کرد. البته آب را برای مصارف کشاورزی نمی توان شیرین کرد چون توجیه اقتصادی ندارد.

در باره طرح انتقال آب از آسیای میانه به ایران چه دیدگاهی دارید؟

طرح انتقال آب از تاجیکستان که مطرح بود، آب آن شیرین است، اما همچنان توجیه اقتصادی ندارد و در حد حرف است چون در عمل نه از نظر فنی و نه اقتصادی نمی توانند مشکل را حل کنند حتی اگر مشکلات فنی حل شود، از نظر اقتصادی توجیه ندارد.

اگر توجیه اقتصادی داشته باشد، می توان آب دریا را برای آب شرب و صنعت شیربن کرد؛ انتقال آب دریا مثلا به یزد که در هر متر مکعب 20 هزار تومان تمام می شود، برای تولید گندم توجیه اقتصادی ندارد زیرا لازم است برای 5 هزار هکتار 10 میلیون تومان پول آب بدهند تا دو میلیون تومان گندم تولید کنند و این مقرون به صرفه نیست.
به عبارت دیگر، انتقال آب باید هم اقتصادی باشد و هم مسائل زیست محیطی در آن رعایت شود. هرجا امکان پذیر باشد و با ملاحظات زیست محیطی، با انتقال موافقیم و هر کسی هم کار انتقال را انجام می دهد، قطعا ملاحظات اقتصادی را در نظر می گیرد. در طرح انتقال آب خزر به سمنان هم با اصل موضوع و با رعایت مسائل زیست محیطی مشکلی نداریم اما مخالف شیرین کردن آب در شمال هستیم.

فکر نمی کنید با انتقال آب اکوسیستم مبدا به هم می خورد؟

باید واقع بینانه صحبت کنیم، دریای خزر 400 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد این یعنی 400 میلیارد متر مربع، عمق متوسط آن هم اگر 50 متر باشد یعنی حدود 20 هزار میلیارد متر مکعب آب دارد در حالی که در این طرح قرار است 150 میلیون متر مکعب آب انتقال داده شود یعنی آبی که از ایران وارد دریای خزر می شود صدها برابر این میزان است، البته توجیه اقتصادی ندارد اگر هم داشته باشد با رعایت مسائل زیست محیطی باید انتقال داده شود.

اگر بخواهند آب دریای خزر را به آن سوی کوه های البرز انتقال دهند بدون هزینه تصفیه ، هر متر مکعب سه تا چهار هزار تومان است که بر این اساس مقرون به صرفه نیست.

اقتصادی ترین نحوه تامین آب، بهره وری آن است

اقتصادی ترین نحوه تامین آب بهره وری آن است، اگر همان پولی را که قرار است در سمنان برای انتقال هزینه کنند، صرف بهره وری آب کنند قطعا همان میزان آبی را که قرار است انتقال داده شود ( حدود 200 میلیون متر مکعب)، می توانند از آب شیرین موجود در منطقه تامین کنند.

وزارت جهاد کشاورزی در افزایش بهره وری آب کشاورزی سرمایه گذاری می کند ولی این افزایش منتج به کاهش برداشت آب نمی شود، بهره وری را بالا نمی برد در واقع سطح زیر کشت را بالا می برد یعنی در کلان برای محیط زیست فرقی نمی کند ممکن است محصول کشاورزی اضافه شود اما برای حفظ محیط زیست هیچ اتفاقی نمی افتد.
از دید ما بهره وری زمانی اتفاق می افتد که برداشت کم شود. از نظر من به عنوان رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و فردی که قبلا وزیر کشاورزی بودم، این روش بهره وری هیچ فایده ای برای محیط زیست ندارد. در واقع، با این روش به طور مرتب سطح زیر کشت را افزایش می دهند.

کشور را وادار به رعایت استانداردهای جهانی استحصال آب کنیم

در این زمینه برنامه شما چیست؟

برنامه ما این است که کشور را وادار کنیم در استحصال آب استانداردهای جهانی را رعایت کند، به عبارت دیگر وقتی به جای 40 درصد برداشت از منابع تجدیدپذیر 110 درصد برداشت می کنیم یعنی در حال ویران کردن کشور هستیم، در هر صورت استحصال باید کم شود حال از طریق چاه ها، رودخانه ها و یا کاهش پمپاژها، یعنی در همه جا لازم است که استحصال آب کاهش یابد.

برای محیط زیست مهم نیست که در وهله اول چند تن محصول برداشت می شود؛ مهم این است که چند درصد از آب های تجدیدپذیر در کشور استفاده می شود، مثلا اگر سالی چند هزار میلیارد تومان روی بهره وری آب سرمایه گذاری می کنیم ولی منتج به کم کردن استحصال نمی شود از نظر زیست محیطی بی فایده است.

 قانون برنامه ششم در زمینه کشاورزی و استحصال آب درست نیست

آیا این نگاه در برنامه ششم توسعه دیده شده است؟

خیر، این برنامه با این بهره وری حتی اگر بخواهد سالیانه با سه تا چهار درصد بهبود بهره وری پیش رود، حداقل 30 میلیارد متر مکعب آب اضافه می خواهد و این آب اصلا در کشور وجود ندارد.
قانون برنامه ششم توسعه در زمینه کشاورزی و استحصال آب درست نیست حتما باید اصلاح شود زیرا با این روند به هیچ عنوان اجرایی نیست، این موضوع را در جاهای مختلف مطرح کردیم و بارها هم به صورت مکتوب یادآوری کرده ایم اما قانون دیگر تصویب شده است که تلاش می کنیم اصلاح شود. باید ببینیم چند متر مکعب آب داریم سپس بر آن مبنا برنامه ریزی کنیم نه اینکه نیاز کشور چقدر است بعد آب تامین شود چون اگر آبی نباشد هر چه برنامه هم بنویسیم فایده ای ندارد

گاز نیروگاه شهید رجایی در زمستان قطع نمی شود

وقوع پدیده وارونگی دما با شروع فصل سرما در کلانشهرها به ویژه تهران رخ می دهد. آیا برنامه خاصی برای جلوگیری یا به حداقل رساندن آن دارید؟

از نظر علمی منابع آلوده کننده هوا مشخص است، دستگاه های اجرایی باید با عوامل آلودگی مقابله کنند؛ باید منابع آلوده کننده را شناسایی کنیم، عمده آلوده کننده ها سوخت های فسیلی اعم از بنزین، گازوییل و مازوت هستند و در مرحله بعدی دستگاه هایی که آنها را مصرف می کنند.

در این مدت که به سازمان محیط زیست آمدم و موضوع را بررسی کردم، متوجه شدم که نیروگاه ها به ویژه در فصول سرد سال یکی از منابع قابل توجه آلوده کننده هوا هستند،
مثلا نیروگاه شهید رجایی که در آبیک قزوین فعالیت می کند، زمانی که در فصل سرد گاز کم می شود وزارت نفت گاز نیروگاه را می بندد و نیروگاه مجبور به استفاده از مازوت می شود . کارشناسان می گویند 20 درصد آلودگی زمان اینورژن ( وارونگی دما) در کرج و تهران مربوط به این نیروگاه است چون جریان هوا از غرب به شرق است ازا ین رو آلودگی را وارد تهران می کند.

با وزیر نیرو توافق کردیم و قول دادند که امسال تحت هیچ شرایطی اجازه ندهند گاز این نیروگاه قطع شود این کار بخشی از آلودگی هوا را در بدترین زمان که همان وارونگی دما است کاهش می دهد .

تردد کامیون های شبانه در تهران ممنوع شود

همچنین یکی دیگر از آلوده کننده های تهران تردد کامیون های بالای 10 سال است که شبانه وارد شهر تهران می شوند ، شب می آیند هوا را آلوده می کنند و صبح هم بیرون می روند و چون همه خواب هستند از این رو کسی آنها را نمی بیند .

گفته می شود حداقل 30 درصد آلودگی تهران مربوط به این کامیون ها است باید ورود کامیون های بالای 10 سال عمر به تهران ممنوع شود ، یا حداقل در زمان هایی که آلودگی هوا شدید است مانع تردد آنها در شهر شویم.

اجازه تاسیس کارخانه موتورسیکلت های برقی

یکی دیگر از منابع آلوده کننده هوا موتورسیکلت ها هستند، در این زمینه چه برنامه ای دارید؟

دولت چند وقت پیش اجازه تاسیس کارخانه های موتورسیکلت برقی را تصویب کرد که بر این اساس موتورهای برقی به تدریج جایگزین موتورهای موجود می شوند که امیدوارم حداقل تا دو سال آینده عملیاتی شود.
این که دولت تصویب کرد کارخانه خودروهای برقی فعال شود و در مرحله اول تاکسی ها در شهر تهران جایگزین شوند، اینها کارهایی نیست که در زمان کوتاهی جواب دهد اما این اتفاق در دولت دوازدهم رخ خواهد داد.

نظارت ضعیف است
نظارت شما بر فعالیت خودروسازان و پالایشگاهها به عنوان دیگر منابع مهم آلایندگی هوا چگونه است؟

یکی از مسائل مهم در این راستا ضعیف بودن نظارت ما هم بر خودروسازان و هم پالایشگاه ها است، یعنی پالایشگاه ها اعلام می کنند که سوخت آنها استاندارد است اما خیلی مواقع ممکن است اینطور نباشد، یعنی نظارت ما باید به حدی قوی باشد که آنها را وادار کنیم استانداردهایی را که اعلام می شود در عمل نیز پیاده کنند، ممکن است پنج ماه از سال این استاندارد را رعایت کنند اما در ماه 6 یا 7 رعایت نکنند.

اگر خودروسازی استانداردها را رعایت نکند سازمان محیط زیست قدرت متوقف کردن آن خط تولید را دارد؟

این اختیار در سازمان حفاظت محیط زیست وجود دارد تا از راهنمایی رانندگی بخواهد که آن خودروها را شماره گذاری نکند. ممکن است در کنار آن اختیارات بیشتر قانونی نیاز باشد که البته مجلس و دولت در این زمینه همکاری های لازم را دارند.

امروز آلودگی هوای تهران با 92 قابل مقایسه نیست

پیش بینی شما درباره آلودگی هوا چیست؟

وضعیت هوا در دولت یازدهم یعنی از سال 92 رو به بهبود بوده است اگر مقایسه کنیم می بینیم روزهای سالم تهران هر روز رو به افزایش است شاید با شتاب کمی باشد اما هر سال بهتر از سال قبل است این نتیجه فشار دولت بر وزارت نیرو و نفت و دستگاه های آلوده کننده است که سوخت را بهتر کردند .

در وزارت نفت و صنعت، معدن و تجارت محیط زیست جزو اولویت های اول آنها است. بنابراین، اطمینان دارم وضعیت بهتر می شود .

شما می دانید تولید و توزیع بنزین پتروشیمی در ابتدای دولت یازدهم حذف شد. درست است که محیط زیست هم تذکر داد اما وزارت نفت می توانست حذف نکند، نگاه وزیر نفت به محیط زیست مثبت است و به همین دلیل، آن را حذف کرد.
اما مساله مهمی که وجود دارد این است که امکانات کشور هم محدود است. همیشه با تعطیل کردن مدارس یا صنایع که مساله حل نمی شود، کارخانه ای را که کالاهای مورد نیاز مردم را تامین اما از سوی دیگر آلودگی ایجاد می کند، نمی توان به طور کامل تعطیل کرد. در این زمینه، باید به یک نقطه مشترک برسیم همیشه یک بعدی و یک وجهی نمی شود کار کرد و به صورت شلاقی تصمیم گرفت، باید تصمیم جمعی به گونه ای باشد که در نهایت به کاهش آلودگی منجر شود.

بخش عمده گرد و غبار محصول کم آبی است

گرد و غبار چه با منشاء داخلی و چه خارجی چند سالی است گریبانگیر کشور شده است، چه برنامه مشخصی برای مقابله با آن دارید؟

بخش عمده و بیشتر گرد و غبار چه عراق و چه در ایران محصول بی آبی و کم آبی است. اکنون در خوزستان که حدود 40 تا 45 درصد منشاء گرد و غبار داخلی است ناشی از این است آبهایی که به وسیله سیلاب ها در دشت خوزستان پخش می شد با سد سازی مهار شده است، حرکت آب در دشت ها سبب رشد گیاهان و در نهایت مانع بلند شدن خاک به هوا می شدند.

اکنون وزارت جهاد کشاورزی، سازمان جنگل ها مراتع و آبخیزداری، استانداری ها و فرمانداری ها در خوزستان تلاش می کنند اقداماتی انجام دهند تا در مقابل باد فرسایش کمتری داشته باشند. بر این اساس کانالی حفر کرده اند تا وزارت نیرو 20 متر مکعب آب به آنها تخصیص دهد تا بیابان ها را آبیاری کنند.

با سد سازی ها سهمیه آب بیابان ها را گرفته ایم و استفاده می کنیم. در حقیقت به نوعی خودمان باعث به وجود آمدن ریزگردها شده ایم در واقع به حق طبیعت تجاوز کردیم حق طبیعت را به نفع تولید گرفتیم و گرفتار ریزگرد شدیم .

وضع عراق نیز همین است. آنجا چند مشکل را با هم داشتند، یکی نداشتن حکومت مرکزی قوی، جنگهای متعدد، به وجود آمدن داعش، احداث سدهای بالادست در ترکیه، قطع حقابه های دجله و فرات، خشک شدن تالابها، رها کردن زمین های کشاورزی و کاهش بارندگی همه دست به دست هم دادند تا ریزگرد ایجاد شود و چون جریان باد مدیترانه ای است و از غرب به شرق است گرد و غبار وارد کشور کشور ما می شود و با گرد و غبار داخلی مخلوط و این اتفاقات بسیار بد را رقم می زند.

این مشکل را در شرق کشور در منطقه زابل و جازموریان نیز داریم وقتی تالاب ها و دریاچه ها خشک شوند این مشکلات هم رقم می خورد، این مشکل را در دریاچه ارومیه نیز داشتیم اما به آن مقداری توجه شد چون گرد و غبار آن نمکی است.

در مورد دریاچه ارومیه، سازمان محیط زیست، جنگل ها مراتع و آبخیزداری، مردم و تشکل ها همه با هم بسیج شدند و با پوشش های گیاهی مناسب، با ورود آب به دریاچه و جلوگیری از ورود استحصال کنندگان نمک که ساختار نمکی را به هم می ریختند، تا حدودی خطر گرد و غبارهای نمکی را از منطقه دور کردند.

این اقدامات به مقدار زیادی یعنی حدود 60 تا 65 درصد از غبارهای نمکی که مردم شرق دریاچه مانند تبریز و شهرهای اطراف را تهدید می کرد کاهش داد. بخش عمده ای از این مشکلات نتیجه عملکرد ما انسان ها است. بنابراین خودمان هم باید اصلاح کنیم اما پر هزینه است.

مالچ پاشی ، یک گزینه اما نامناسب
نظر شما در باره مالچ پاشی به عنوان یک راهکار مهار گرد و غبار چیست؟

مالچ پاشی کار مناسبی نیست، کلر یک ماده سرطانزا است اما برای ضد عفونی کردن آب از آن استفاده می کنیم یعنی گاهی مجبور به انجام یک سری کارها هستیم ، مالچ پاشی هم از همین نوع است ، مناسب نیست اما به مراتب بهتر از بلند شدن گرد و غبار به هوا است.

پارک ملی گلستان هیات امنایی می شود
نظر شما درباره اجرای طرح گردشگری در مناطق حفاظت شده چیست؟ دیدگاه خاصی نسبت به اجرای طرح گردشگری در آشوراده دارید؟
بین 11 تا 12 درصد جغرافیای کشور جزو مناطق حفاظت شده است و ما موظف به حفاظت از آنها در قالب پارک‌های ملی، آثار طبیعی، پناهگاه‌های حیات وحش و مناطق حفاظت شده هستیم که آشوراده یکی از آنها است.
ما به تنهایی در سازمان محیط زیست قدرت حفاظت از این عرصه ها را نداریم ، با دو هزار و 700 محیط بان حدود 17 میلیون هکتار مناطق حفاظت شده را نمی توانیم حفاظت کنیم ، یعنی برای هر 6 هزار هکتار یک محیط بان داریم از سوی دیگر نه دولت این امکانات را دارد که این تعداد را افزایش دهد و نه شاید هم این روند صحیح باشد از مردم باید برای حفظ زیستگاه ها کمک بگیریم.
اولین جایی که می خواهیم به صورت هیات امنایی مدیریت آنرا به مردم واگذار کنیم البته وظایف نظارتی سازمان سرجای خود خواهد بود، پارک ملی گلستان است که برای حفاظت از آن می خواهیم هیات امنا تشکیل دهیم متشکل از مردم محلی که مدیریت کنند و در عین حال که نیروهای سازمان محیط زیست نیز به وظیفه خود عمل می کنند، یعنی به جای اینکه مدیر پارک به تنهایی به سراغ نگهداری و حفظ پارک برود، هیات امنایی باشد که بیش از 50 درصد آنرا مردم همان منطقه تشکیل می دهند، مردم را باید با محط زیست آشتی دهیم.

*** هیات امنایی شدن زیستگاه ها تا دو سال آینده
- کلانتری: مردم نباید محیط زیست را در مقابل خودشان ببینند بلکه باید برای حفظ محیط زیست حساسیت داشته باشند ، امیدواریم برای تمام پارک های ملی و زیستگاه های خود تا دو سال آینده این کار را انجام دهیم.

*** با طرح گردشگری در آشوراده موافقیم
- ایرنا: اجرای طرح هیات امنایی شدن پارک ها با طرح گردشگری در آشوراده متفاوت است؟
- کلانتری : آشوراده شبه جزیره ای در خلیج گرگان و پناهگاه پرندگان مهاجر است که حدود 27 تا 28 هکتار مستثنیات دارد که متعلق به مردم است، در آنجا با حفظ مسائل زیست محیطی می خواهند برای مردم هم یک مکان رفاهی ایجاد کنند، در واقع قرار است از 600 تا 700 هکتار مساحت آشوراده آنجایی که مستثنیات دارد با رعایت ضوابط زیست محیطی طرح گردشگری ایجاد شود که در این روند سازمان محیط زیست ضوابط خود را تحمیل خواهد کرد.
برخی تمام مسائل را با هم قاطی می کنند و بعد به نتیجه غلط می رسند، ما مخالف اجرای این طرح در بخش های دیگر آشوراده هستیم ، فقط در همان منطقه مستثنیات در گوشه جنوب شرقی آشوراده با حفاظی که آنرا از بقیه منطقه جدا می کند طبق ضوابط محیط زیستی که از قبل هم تصویب شده موافق هستیم اما اینکه مردم در تمام جزیره رفت و آمد کنند مخالفیم چون زیستگاه را از بین می برند اما قطعا در اجرای طرح در همان مثتثنیات نیز استانداردهای خود را به آنها تحمیل می کنیم.
البته هنوز طرح شروع نشده است چون به تفاهم نرسیدند می خواستند دو جای دیگر هم اقدام کنند که ما اجازه ندادیم و تاکیدکردیم فقط همان منطقه مستتثنیات اجرا شود.

جاده کشی از میان مناطق حفاظت شده با رعایت ضوابط زیست محیطی

عبور جاده به ویژه از میان مناطق حفاظت شده که محل تردد حیات وحش است مشکلات زیادی برای حیوانات به ویژه گونه های در خطر انقراض مانند یوزپلنگ ایجاد می کند،
آیا برای جاده سازی میان سازمان محیط زیست و وزارت راه تفاهمی وجود دارد؟

ما تنها کشوری نیستیم که هم محیط زیست داریم و هم راه ، تمام دنیا همین است و استانداردهایی دارند که باید رعایت کنند، یعنی وقتی که وزارت راه استاندارد های محیط زیست را رعایت کند دیگر نباید مشکلی باشد.
در امریکا بزرگترین پارک ملی شمال شرق امریکا در ایالت پنسیلوانیا واقع شده که 270 کیلومتر اتوبان 11 تا 12 بانده از وسط آن عبور کرده است در واقع استانداردهای جاده سازی به راهسازان تحمیل شده است یعنی می گوید راه باید مهار شود، برای حیوانات زیر گذر احداث شود، بالاخره مردم می خواهند زندگی کنند

برخی جاده ها هست که بیهوده احداث شده اند و هیچ توجیه اقتصادی ندارد، صرفا یک نماینده ای در دولت اهل آن منطقه بوده و بودجه ای هم تصویب و کار را آغاز کرده و حالا مانده اند که چه کنند، مجوز زیست محیطی هم ندارد و ما با آن مخالف هستیم.

چون برخی از این گونه طرح ها مجوز زیست محیطی ندارند از این رو بازرسی کل کشور می گوید چون از شما مجوز نگرفته اند و کار را شروع کرده اند، دیگر نمی توانید وارد شوید برخی از پروژه های راهسازی ما این گونه اند ؛ مانند جاده قزوین، الموت، تنکابن که مجوز زیست محیطی ندارد.

در مناطقی که جاده از میان زیستگاه و پارک ملی عبور می کند باید ضوابط زیست محیطی سختگیرانه رعایت شود در واقع مناطقی که از داخل 17 میلیون هکتار مناطق حفاظت شده عبور می کنند باید بسته شود نه اینکه تمام کشور بسته شود.

به دنبال ایمن سازی 17 میلون هکتار از مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست هستیم، در این راستا همکاری خوبی با وزارت راه آغاز کرده ایم و بر این اساس به عنوان نمونه وزارت راه کار فنس کشی جاده عباس آباد را که مسیر تردد یوزپلنگ است، بر عهده گرفته است.

باید در پارک های ملی و زیستگاه ها یک سری استانداردهای جاده کشی را اجباری کنیم و تا زمانی که رعایت نکردند نباید اجازه فعالیت بدهیم.

لایحه پسماند به مجلس رفت

پسماندها به عنوان یکی دیگر از چالش های اصلی زیست محیطی کشور به ویژه در شمال کشور هستند، برای آنها چه برنامه ای دارید؟

رییس جمهوری هم به سازمان محیط زیست و هم وزارت کشور دستور اکید داد که باید در دولت دوازدهم مساله پسماندها در شمال کشور حل شود و تا پایان دولت دیگر مشکل پسماند در این قسمت از کشور وجود نداشته باشد.
شمال کشور به علت وجود حجم بالای پسماندها دیگر قابل زیستن نیست و وزارت کشور هم با جدیت پیگیر موضوع است در این راستا جلسه ای در وزارت کشور داشتیم و کارهای خوبی در حال انجام است.
لایحه ای برای مدیریت پسماند به مجلس رفته است که در صورت تصویب کارها آغاز می شود
بر اساس این لایحه زباله ها باید جداسازی و سوزانده شوند، آنهایی هم که قابلیت تبدیل شدن دارند، تبدیل شوند تا با این روش در شمال از شر زباله ها خلاص شویم.

دولت ها نسبت به محیط زیست غفلت کرده اند

ارزیابی فعلی شما نسبت به سازمان حفاطت محیط زیست و چالش های آن نسبت به قبل از حضورتان در این سازمان چیست؟

ارزیابی خود را در یک جمله می توانم بگویم؛ محیط زیست خیلی مستضعف تر از چیزی است که فکر می کردم. سازمانی است با اختیارات و وظایف بسیار گسترده و با امکانات بسیار محدود. لذا فکر می کنم دولت های پس از انقلاب در مورد سازمان محیط زیست غفلت کرده اند، شاید به عمد بوده که محیط زیست را دور بزنند تا کارها سریع تر پیش رود یا به سهو بوده که محیط زیست امکانات نمی خواهد و صرفا با بازی با کلمات گفتند که مساله محیط زیست حل می شود، اما انصافا یک سازمان مستضعف است.
جلسه ای با شهردار تهران درباره احیای پارک پردیسان که نزدیک 200 هکتار است داشتیم بررسی که کردیم بودجه سالیانه سازمان محیط زیست در کل کشور کمتر از بودجه یک ناحیه از یک منطقه شهرداری تهران است، لذا شاید به دلیل درماندگی بوده که پاسخگوی وظایفش نبوده است، باید این مشکلات را برطرف کنیم و با همین هدف هم آمده ایم.

شاید علتش این است که هنوز محیط زیست به یک باور ملی تبدیل نشده، میان مسوولان هم هنوز این نگاه آنطور که باید ایجاد نشده است ؟

البته مسوولان محیط زیست را باور دارند؛ مقام معظم رهبری و رییس جمهوری این باور را دارند اما فکر می کنم در همان جا خلاصه می شود و این باورها به پایین دست منتقل نمی شود. اثرات تخریب محیط زیست را مردم می بینند اما برای به وجود آمدن این اثرات و تخریب های زیست محیطی تلاش نمی کنند.

شاید در این راستا امکاناتی در کشور وجود ندارد و گرنه اکنون محیط زیست خود را در تمام دنیا به جوامع تحمیل کرده است برای اینکه افزایش جمعیت و افزایش مصرف و رفاه در حدی شده که دیگر کره زمین تاب و تحمل این همه فشارها را ندارد در نتیجه نتایج این فشارهایی که تاکنون به وجود آمده خود باعث تخریب زندگی مردم می شود.
از پسماندها گرفته تا آلودگی هوا، فرسایش ژنتیکی، فرسایش منابع طبیعی و آلودگی های صنعتی که در نهایت در زندگی انسان ها منعکس می شود ، زمانی که چرخه زندگی معیوب می شود از نظر ژنتیکی اعم از حیوان، گیاه ، انسان، اقلیم، آب، هوا و بارندگی تمام اینها در نهایت در زندگی انسان ها منعکس می شود ، این تاثیر دنیا را وادار کرده که همه بپذیرند محیط زیست را باید سالم نگه دارند اما چگونه سالم نگه داشتن مساله است، صرفا با حرف نمی شود محیط زیست را حفظ کرد.

همه باید بدانند که محیط زیست در تضاد با توسعه نیست و هر جامعه ای که فقیرتر است تخریب آن بیشتر است، حالا می خواهد در مکان های جغرافیایی یا طبقه بندی های اقتصادی باشد؛ اصولا فقر خود اولین دشمن محیط زیست است، مساله دوم بی بندوباری در مصرف و عدم توجه به حفظ محیط زیست است، وقتی صحبت از محیط زیست می شود در واقع منظور تمام شرایط زندگی انسان ها است که متاسفانه ما مقدار زیادی نسبت به آن کوتاهی کردیم و در مواردی هم خود محیط زیست مانع حفظ محیط زیست بوده است .

در مواردی محیط زیست خود عامل نابودی خود شد

مواردی وجود دارد که محیط زیست خودش به دلیل عدم پاسخگویی در زمان مناسب باعث تخریب خود شده است، بر اساس قانون وقتی جواب زیست محیطی پروژه های عمرانی در زمان تعیین شده از سوی سازمان محیط زیست داده نشود قانون این اختیار را دارد که محیط زیست را دور بزند که در پروژه های زیادی این اتفاق افتاد.
محیط زیست یک تعامل است، صفر - صد نیست مثلا می خواستیم ضوابط زیست محیطی یک پروژه عمرانی 100 بگیرد اما تا 85 رسیدیم ولی به موقع نتوانستیم به 100 برسیم بنابراین همان 85 را هم از دست دادیم و به حدود صفر برگشتیم ، این عوامل مشخص و شناسایی شده است و ما در سازمان محیط زیست آمدیم تا با همکاری دولت و مردم آنها را برطرف کنیم.

به فقر بودجه ای اشاره کردید و برخی موانعی که سازمان محیط زیست برای محیط زیست ایجاد کرده است، اینها یک چالش درونی است ، از سوی دیگر اشاره کردید که در رده مسوولان تراز اول کشور مساله محیط زیست اهمیت خود را دارد، حال چگونه می خواهید این نگاه را به این باور ملی منتقل کنید ؟ برنامه های اجرایی برای برون رفت از این مساله چیست؟

اولین اولویت ما این است که به محیط زیست عمومیت دهیم، ما نمی توانیم با دو هزار و 700محیط بان محیط زیست کشور را حفظ کنیم، ما باید 80 میلیون محیط بان در کشور داشته باشیم، حفظ محیط زیست اگر بدون همکاری مردم باشد و فقط بر عهده چند هزار محیط بان باشد معلوم است که نه امکان پذیر و نه قابل تصور است.

مردم ایران باید بدانند که جایگاه محیط زیست چیست و محیط زیست خود را حفظ کنند، حداکثر ما به عنوان یک مروج محیط زیست می توانیم عمل کنیم ، درست است که در برخی موارد یک سری قوانین و مقررات بازدارنده هم وجود دارد در برخی موارد هم وجود ندارد ، اما مردم وقتی آگاه شوند که محیط زیست برای زندگی و آینده و حفظ منافع فرزندان و نسل های بعدی است، قطعا خودشان تلاش می کنند تا آنرا حفظ کنند و چه بسا از ما پیشروتر باشند.

در این راستا معاونت امور اجتماعی سازمان محیط زیست را برای اینکه سازمان نسبتا محقری هستیم ایجاد کردیم تا مسوولیت داشته باشد با همکاری تشکل ها، عموم مردم، صنوف، انجمن ها ، شوراها، دانشگاه ها و مدارس مفهوم محیط زیست را به زندگی مردم برگرداند، همانطور که مردم یاد گرفتند اسراف نکنند، یاد بگیرند که محیط زیست را هم حفظ کنند ،دیگر به این امید نباشند که زباله را در خیابان بریزند تا نهاد مربوطه آنرا جمع کند.

یا حتی در موارد خیلی عادی زندگی به قوانین احترام بگذارند زیرا همین موارد عادی روزمره روی هم جمع می شوند و محیط زیست را به مرور نابود می کنند، قوانینی که حقوق شهروندی را محترم بشمارند و از آن در راستای حفظ محیط زیست دفاع کنند، امر به معروف فقط در مورد مسائل مذهبی نیست ، قطعا فردی که راه می رود و زباله را پشت سرش رها می کند، فرد دیگری می تواند آنرا جمع کند و بگوید این بار من جمع کردم اما تو دیگر این کار را تکرار نکن ، یعنی به فرهنگ عمومی تبدیل شود.
بر این اساس ترویج پاکیزگی، دوری از اسراف، حفظ منابع پایه، حفظ حقوق نسل های بعد یکی از اولویت های اصلی سازمان محیط زیست خواهد بود، الان چون فکر می کنیم فناوری در اختیار داریم، چون امکانات داریم خودمان را مختار می دانیم که از تمام امکانات کشور به هر مقدار که می خواهیم بهره برداری کنیم بدون توجه به فردای این سرزمین و سرنوشت آن در 30 سال آینده فکر کنیم منابع را تاراج می کنیم.

تشکل های زیست محیطی و مردم برای ما غنیمت بزرگی هستند اما بایدبدانیم که محیط زیست سیاسی نیست و امیدوارم ما نیز سیاسی نباشیم و تشکل های ما هم سیاسی نباشند و فقط برای حفظ محیط زیست تلاش کنند.

برنامه سازمان محیط زیست برای استفاده از توانمندی های مدیریتی بانوان چیست؟

محیط زیست در تصرف بانوان است، در ستاد مرکزی نسبت مدیران خانم به مردان 50 درصد است. در استان ها هم قصد داریم از بانوانی که داوطلب هستند و صلاحیت دارند و با مردان برابری می کنند استفاده کنیم.

به عنوان پرسش پایانی، آتش سوزی جنگل ها از مشکلات محیط زیست است بر این اساس طی تفاهم نامه ای میان سازمان محیط زیست و وزارت دفاع قرار شد در زمان آتش سوزی بالگرد در اختیار سازمان قرار گیرد اما امسال هیچ آتشی با بالگرد خاموش نشد، علت را در چه می بینید؟

من در این زمینه متخصص نیستم اما فکر می کنم بالگرد با توجه به هوایی که به هم می زند و اکسیژنی که وارد می کند، آتش سوزی را بیشتر کند. برای همین فکر می کنم شاید بالگرد وسیله خوبی برای خاموش کردن آتش نباشد، در عین حال باید متخصصان بررسی کنند و نظر بدهند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها:

نظر شما