شناسهٔ خبر: 21468242 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه آفرینش | لینک خبر

نقد فيلم

صاحب‌خبر -

 نگار،

رويكردي متفاوت در سينماي ايران

"ميثم كريمي"

در روزهايي که اغلب آثار سينمايي در ايران در فضايي آپارتماني داستانشان را روايت مي کنند، «نگار » اثر متفاوتي محسوب مي شود که با مولفه هاي سينماي سورئال و تا حدي جنايي - اکشن، ساخته شده تا مخاطب سينماي ايران تجربه جديدي را در سالن سينما پشت سر بگذارد. سالني که سالهاست درش به روي آثار شاخص جهاني در چنين ژانري بسته شده تا تماشاگر ايراني با فقر هيجان و تفکر، به تماشاي توليدات سينماي کشورش بنشيند و با کمترين ميزان توجه به محتواي آثار بنگرد.

«نگار » اما با رويکردي متفاوت به سينما آمده تا اين قاعده کلي را تغيير دهد و مسيري جديد در سينماي ايران هموار نمايد. اما مشکل اينجاست که تمام اين تغييرات در نقابِ فيلم به چشم مي خورد و فضايي که در پَسِ نقاب وجود دارد، حال و هواي متفاوتي دارد!

فيلم جديد رامبد جوان برخلاف آثار کمدي قبلي اش که در ميانشان «ورود آقايان ممنوع » موفق ترين کار محسوب مي شود، فضايي معماگونه و گاهاً سورئال دارد بطوريکه مي بايست انتظار هر اتفاق عجيبي را داشت. «نگار » براي ساختاري که در نظر گرفته گاهاً به آثار مشهوري نظير «بزرگراه گمشده » ديويد لينچ نيز گريزي مي زند تا با الگوبرداري از آثار موفق و مشهور اين سبک، بتواند جاي پاي خود را در اين سينما مستحکم سازد. اما مشکل اينجاست که فرمي که رامبد جوان براي روايت قصه اش در نظر گرفته، حفره هاي کوچک و بزرگ فراواني دارد که اجازه لذت بردن از اثر را به تماشاگر نمي دهد.

در واقع فيلم به راحتي مرز ميان خيال و واقعيت را درهم مي شکند تا به فضاي فانتزي دست يابد که در آن هر اتفاقي محتمل به نظر مي رسد. اغلب فيلمسازان مطرح براي ساخت چنين آثاري، سرنخ هاي گاهاً مبهم و پيچيده اي از ويژگي هاي عجيبي که در روايت قصه اثرشان از آن استفاده کرده اند را بر جاي مي گذارند تا بحث هاي داغي را در روزهاي پس از تماشاي فيلم ميان علاقه مندان به سينما سبب شود، يعني کاري که لينچ در تمام طول دوران فيلمسازي اش انجام داده است!

اما در «نگار » هيچ ايده و سرنخي وجود ندارد و به نظر مي رسد که فيلمساز بيش از اينکه به درک درستي از فضاي سورئال در سينما رسيده باشد، درگير ظاهر و جذابيت هاي بصري آن شده باشد و قواعد بي هويت که براي شخص او جذاب بوده را به داستان اضافه کرده تا احتمالاً شايد خوشايند مخاطبين ديگري هم باشد!

«نگار » همچنين از ارائه يک تصوير مشخص درباره قهرمان داستان ناتوان است بطوريکه تماشاگر کمتر مي تواند انگيزه هاي اين قهرمان عجيب را درک کرده و با او همراه شود. در نمونه اي نسبتاً مشابه، شخصيت عروس در «بيل را بکش » زني با انگيزه هاي انتقام جويانه معرفي مي شود که دلايل خشم و نفرت او به خوبي در طول داستان براي تماشاگر عيان مي گردد و نقطه ابهامي براي مخاطب بر جاي نمي گذارد.

اما در «نگار » قهرمان داستان دائم در کش و قوس رفت و آمدها و ديالوگ هاي ضعيف و شعاري است که سعي شده به تبعيت از آثار جنايي مطرح، کوتاه و پرمايه باشد اما در اجرا، ضعيف و سطحي از آب درآمده و دردي هم از مشکلات فيلمنامه دوا نمي کند و اين ضعف مخصوصاً در سکانس هاي اکشن بيشتر نيز به چشم مي آيد.

تجربه جديد فيلمسازي رامبد جوان اگرچه قابل ستايش است و در سينماي " درام زده " ايران يک حرکت مثبت تلقي مي شود، اما فاقد پختگي لازم مي باشد. ساخت آثار سورئال با رگه هاي جنايي نيازمند هوش سرشار نويسنده و تسلط کارگردان بر ژانر و ويژگي هاي تعيين کننده آن مي باشد که «نگار » فاقد آن مي باشد. البته در « نگار » فيلمبرداري تماشايي و موسيقي شنيدني کريستوف رضايي نيز به گوش مي رسد اما در بخش فيلمنامه ، «نگار » ساده تر و سطحي تر از آن است که بتواند در ذهن مخاطب معما ايجاد کند و در اکشن نيز ضعيف تر از آن است که مخاطب را به وجد بياورد. در نهايت بار ديگر بايد گفت که تلاش رامبد جوان براي رسيدن به تجربه اي جديد در سينما تحت هر شرايطي قابل ستايش است.

نظر شما