شناسهٔ خبر: 20835600 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه کیهان | لینک خبر

(سَر)

صاحب‌خبر -

دلم ميخواس منم كه هَف سالم شد، اول مهر دستِ تو رو بگيرم
چيزِ زيادى كه آخه نخواستم، باباىِ سر‌بلندِ سر به زيرم
تو مثلِ شيشه ى،يه عطرِ خوش‌بو، شكستيو يه شهر معطر شده
عطرِ سَرت پيچيده توىِ شهرم، سرِ تو از همه سَرا سَر شده
هرجا ميرم اِسمِ تو رو ميارن، صدامو ميشنوى باباىِ مَردم؟
از اين به بعد سرم هميشه بالاس، الهى كه دور سرت بگردم
آهاى اونايى كه همش ميگفتين، اينا فقط ميرن كه پول بگيرن!
پول اگه اندازه جون مى‌ارزه، چرا باباهاىِ شما نميرن؟!
بابا ديگه با ما غريبه نيستن! همه ديگه خيلى مارو دوس دارن
به خاطرِ غرورِ توىِ چشمات، چه احترامى كه به ما ميذارن
باباجونم تنها گيرت آوردن، فداى اون جرئت توىِ چشمات
فداىِ اون نگاهِ بى‌نظيرت، قربونِ اون عزتِ توىِ چشمات
عمو قسم خورده به حلقومِ تو، از همشون فقط نفَس بگيره
ميخوام برم و التماسش كنم، فقط بره، سرِتو پَس بگيره
به كى بگم؟ حرفِ منو بفهمه؟ ديگه ندارمت برا هميشه
تمومِ دنيارو به پام بريزن، شبِ عروسيم كه بابا نميشه!
راستى بابا حالِ مامان خرابه، همش ميخواد چيزى به روش نياره
فقط ميره ميشينه تو اتاقت، سرِشو رو عكسِ سرِت ميذاره
ياحاكاشانى

نظر شما