شناسهٔ خبر: 17383943 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

یک هفته با مطبوعات

عملیات کربلای 5؛ سند افتخار و عزت رزمندگان اسلام

تهران- ایرنا- بازروایی حماسه های دفاع مقدس؛ شجاعت و ایثار رزمندگان اسلام را در نبردی نابرابر بازگو می کند. «عملیات کربلای 5 یکی از جلوه های بزرگ در جنگ تحمیلی»، «اثرگذاری آیت الله هاشمی رفسنجانی در دفاع مقدس» و «روایتی از خاطره های به یادماندنی از شهیدان» محورهای مهم مطبوعات ایران در هفته گذشته، برای انعکاس دلاورمردی فرزندان این مرزوبوم است.

صاحب‌خبر -

ایران با موقعیت ویژه سیاسی، جغرافیایی و اقتصادی همواره کانون توجه قدرت های بزرگ جهان بوده است و افزایش قدرت دفاعی در کنار دیپلماسی فعال، تنها راه بازدارندگی در برابر دشمنان به شمار می رود. رزمندگان سلحشور ایران در هشت سال دفاع مقدس با وجود برخی نارسایی های تسلیحاتی و اطلاعاتی در مقایسه با دشمن، با ایمان و اراده راسخ به مصاف دشمن رفتند و حماسه هایی جاودان آفریدند. در هفته گذشته روزنامه های مختلف به منظور نهادینه کردن فرهنگ ایثار و شهادت با انتشار گزارش ها و مطالبی در محورهای گوناگون به این مهم پرداختند.

** عملیات کربلای 5 از جلوه های بزرگ در دفاع مقدس
رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس با طراحی و اجرای عملیات های پیروزمندانه و موفق، صحنه های زیبایی از ایثار و مقاومت را ترسیم کردند. عملیات کربلای 5 یکی از جلوه های بزرگ این حماسه سازی ها بود که به ضعف موقعیت سیاسی و نظامی دشمن و تثبیت اوضاع جبهه های نبرد به نفع نیروهای خودی منجر شد.

روزنامه جوان در گزارشی با عنوان «10 کیلومتر تا بصره» به قلم علیرضا محمدی، نوشت: 19 دی ماه سالروز آغاز عملیات کربلای 5 است. عملیاتی که آمارهایش از هر نظر بی‌نظیر است. چه به لحاظ شرکت رزمندگان حاضر در آن، چه به لحاظ طول مدتش که از دی 65 تا آخرین روزهای اسفند همین سال با شدت و قدرت ادامه یافت و چه از نظر تعداد شهدا و فرماندهان شرکت‌کننده. کربلای 5 را باید خاص‌ترین و بزرگ‌ترین و سرنوشت‌ساز‌ترین عملیات کل دوران دفاع مقدس بدانیم.

کربلای 5 تنها دو هفته پس از اتمام کربلای4 شروع شد. حتی در دوره طلایی جنگ که با شکست حصر آبادان آغاز شد و با عملیاتی چون طریق‌القدس، فتح‌المبین و الی بیت‌المقدس ادامه یافت، هیچ عملیات بزرگی را نخواهیم یافت که به سرعت کربلای4 و 5 انجام گرفته باشند.

روزنامه جوان در ستون نگاه با انتشار عنوان «تناقضی عمیق در کربلای 5»، نوشت: عملیات کربلای 5 تناقض عمیقی در خود دارد. از طرفی آن را یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین عملیات دفاع مقدس می‌دانند و از طرف دیگر، پس از این عملیات به تدریج شاهد سقوط تدریجی شاخصه‌های قدرت دفاعی ایران در جبهه‌های جنگ بودیم. «امید به کسب پیروزی» یکی از شاخص‌های قدرت در هر جنگی است که به نظر می‌رسد پس از کربلای 5 حداقل در نظر برخی از سیاسیون و فرماندهان ایرانی رنگ باخته بود.

روزنامه جوان در گفت‌وگویی با محمد ابوشهاب از فرماندهان لشکر 14 امام حسین(ع)، عنوان «کربلای5 جنگی جهانی با ابرقدرت‌های شرق و غرب بود» را منتشر کرد و آورد: این عملیات یک جنگ جهانی بود و موفقیت در کربلای5 شکست آمریکا و دیگر قدرت‌ها هم بود. عراق در مقابل ما عددی نبود که بگوییم ما فقط مقابل عراق قرار داریم. میراژ‌های فرانسوی، ماشین‌های آلمانی، امکانات امریکایی و سلاح‌های روسی در اختیار ارتش عراق بود و ما هشت سال یک جنگ جهانی را پیروز شدیم. سرنوشت جنگ‌مان هم در همین کربلای5 مشخص شد.

در کربلای 5 لشکرهای کلیدی‌مان وارد عمل شدند. ما باید با سه ارتش می‌جنگیدیم. ارتش اول عراق ارتش مهندسی‌شان بود. یعنی موانع، آبریزی، مین و سیم‌خاردار و کانال و دژ و مثلثی‌های قوی که تمام کارشناسان غربی مشاوره می‌دادند، کار گذاشته بود. ما سرتاسر مرز اول باید با ارتش مهندسی عراق می‌جنگیدیم. بعد با ارتش جیش‌الشعبی که نیروهای مردمی‌اش بودند، مقابله می‌کردیم.

روزنامه جوان در گزارشی با عنوان «فرمانده‌ای که تاب دوری از نیروهایش را نداشت»، نوشت: عملیات کربلای 5 از بزرگ‌ترین عملیات‌های دفاع مقدس است که نیروهای زیادی در آن شرکت کردند و ضربات مهلکی بر پیکره ارتش بعث عراق وارد کرد. این عملیات با رشادت رزمندگان زیادی از لشکر و گردان‌های مختلف صورت گرفت و هر کدام به نحوی در انجامش نقش داشتند. کربلای5 در تاریخ 19 دی ماه سال 1365 با رمز مبارک‌ یازهرا(ع) در منطقه‌ شلمچه‌ و شرق بصره‌ آغاز شد. به دلیل موانع سخت و استحکاماتی پیچیده و فراوانی که بعثی‌ها در منطقه عملیاتی تدارک دیده بودند، رزمندگان برای پیشبرد عملیات کار سختی در پیش داشتند. این مهم اما با عشق و اعتقاد مثال‌زدنی نیروهای ایرانی انجام شد و بسیاری از تحلیلگران مسایل سیاسی و نظامی آن زمان را شگفت‌زده کرد.

**تاثیرگذاری آیت الله هاشمی رفسنجانی در دوران دفاع مقدس
آیت الله هاشمی رفسنجانی در طول هشت سال جنگ تحمیلی، علاوه بر ریاست مجلس، نمایندگی امام خمینی(ره) در شورای عالی دفاع، جانشینی فرماندهی کل قوا در ماه‌های پایانی جنگ ایران و عراق را برعهده گرفت و تاثیر بسزایی در پیروزی رزمندگان اسلام و مدیریت جریان جنگ ایفا کرد.

روزنامه ایران در گزارشی با انتشار عنوان «معمار بنای اقتصاد ایران پس از جنگ تحمیلی»، نوشت: در پایان جنگ ایران و عراق سطح تولید ناخالص داخلی ایران به 25درصد پایین‌تر از سال 1355 رسید و تا پاییز 1370 طول کشید که این مقدار کاهش تولید ناخالص داخلی جبران شود. دولت سازندگی، در چنین شرایطی روی کار آمد. مرحوم هاشمی رفسنجانی در دوران پذیرش قطعنامه 598 خود چنین از وضعیت اقتصادی آن روزگار روایت کرده بود: «کل درآمد ما در سال حدود 200 میلیارد تومان است. درآمد واقعی ما خیلی نیست. یک مقدار از نفت می‌گیریم که این درآمد نیست.

روزنامه شرق در گزارشی با عنوان «خداحافظ فرمانده»، نوشت: مدتی بعد و پس از فتح خرمشهر با بروز برخی اختلافات بین سپاه و ارتش، در سال ١٣٦٢ قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا با فرماندهی آیت‌الله هاشمی تشکیل شد و اواخر جنگ، امام به ایشان سمت مهم‌تری اعطا کردند؛ «جانشین فرمانده کل قوا». فرمانده را می‌توان یکی از مخازن اسرار نظام به‌ویژه در موضوع جنگ دانست. هرازگاهی برخی صحبت‌هایی می‌کردند و فرمانده از لابه‌لای دست‌نوشته‌ها یا خاطراتش مستنداتی ارائه می‌کرد؛ او البته تمایلی به فاش‌کردن رازها و بازگوکردن همه مسایل نداشت و خیلی مسایل را به آینده موکول می‌کرد.

هرچند او در جریان بسیاری از مسایل جنگ قرار داشت و درباره آن صحبت می‌کرد، اما پس از پایان جنگ و در سال‌های میانی دهه ٧٠، درباره چرایی ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و چرایی پایان جنگ مورد سؤال قرار گرفت تا قسمت‌هایی از مسایل را باز کند. تا همین اواخر هم بودند افرادی که آیت‌الله را متهم می‌کردند؛ اتهامش هم خوراندن «جام زهر» بود. فرمانده شامگاه یکشنبه ١٩ دی ١٣٩٥، درگذشت؛ روزی که از قضا هم‌زمان شد با سالروز آغاز عملیات «کربلای ٥». او چه در دوران جنگ و چه پس از جنگ، نکاتی‌ را درباره جنگ بیان کرد که گاه بر آنها لقب «ناگفته» گذاشته می‌شد.

روزنامه شرق در یادداشتی به قلم عباس دوزدوزانی اولین فرمانده موقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و با عنوان «نقش «هاشمی‌رفسنجانی» در مراحل شکل‌گیری سپاه»، نوشت: طبیعی بود که در ابتدای انقلاب اسلامی، این سؤال مطرح شود که چگونه می‌توان از نتیجه قیام مردم ایران در برابر رژیم طاغوتی پهلوی محافظت کرد. با توجه به شرایط و اوضاع موجود، به نظر می‌رسید که باید یک بازوی نظامی محرم انقلاب به وجود ‌آید چون نیروهایی که از گذشته باقی مانده بودند کفایت حفاظت از انقلاب را نمی‌کردند.

ارتباط تنگاتنگ عناصر این چهار جریان توانست سپاه را تشکیل دهد. در آن مقطع یک شورای 12نفره از این چهار جریان تشکیل شده بود که از طرف سادجا شهیدان منتظری، نامجو و کلاهدوز از طرف سازمان «مجاهدین انقلاب اسلامی»، شهید «بروجردی»، محسن رضایی، محسن سازگارا و گاهی «الویری» از طرف دولت موقت، آقای «رفیق‌دوست»، آقای «دانش‌جعفری» و «دکتر افروز» و از طرف زندانیان سیاسی قبل از انقلاب آقای «جواد منصوری»، «ابوشریف»، بنده و برخی مواقع «ابراهیم محمدزاده» و همچنین از طرف شورای انقلاب آقای «موسوی اردبیلی» و گاهی آقای «هاشمی‌رفسنجانی» در جلسات شرکت می‌کردند که در این جلسات درباره تشکیل این بازوی نظامی بحث و گفت‌وگوی بسیاری صورت گرفت.

روزنامه اطلاعات در گزارشی با عنوان «آیت الله هاشمی رفسنجانی ‌و فرماندهی 8 سال دفاع مقدس»، نوشت: آنچه ایثار و ازخودگذشتگی دلاورمردان کشورمان در میدان های نبرد را شکل می داد و سبب اتحاد و موجبات شکست دشمن در جبهه ها فراهم می کرد، تصمیم صحیح و به جا اتاق فرمان جنگ در کشور بود. شورای عالی دفاع یا به اصطلاح « اتاق فرمان جنگ»مرکز تصمیم گیری های کلان درباره نحوه مقابله با متجاوزان بود، تصمیماتی که خروجی نهایی آن پیروزی افتخارآفرین کشورمان و شکست خفت بار صدام و همپیمایانش در پایان جنگ 8 ساله بود.

در میان اسامی تصمیم گیرندگان و صاحبان فکر و ایده‌های اثرگذار در دفاع مقدس، نام یکی از فرماندهان همواره خودنمایی می کند. این فرمانده بر اساس لیاقت و تدبیر بالای خود توانست نظر امام راحل را به خود جلب کند و بر اساس حکم بنیانگذار انقلاب اسلامی فرماندهی جنگ را در دست بگیرد. صدور این حکم به سرآغازی برای ایفای نقش مستقیم مرحوم آیت‌الله هاشمی در دفاع مقدس تبدیل شد و حدود دو سال بعد هم در پی موفقیت های پی در پی ایران، مسوولیت جانشینی فرمانده کل قوا هم به این فرمانده محول و به این ترتیب، فرمانده جنگ موظف به انجام این مهم شد.

** روایتی از خاطره های به یادماندنی از شهیدان هشت سال دفاع مقدس و مدافعان حرم
بازخوانی خاطره های به یادماندنی از شهیدان هشت سال دفاع مقدس موجب، نهادینه شدن این ارزش ها در جامعه می شود، موضوعی که مطبوعات را بر آن داشت که در هفته گذشته در گفت وگوها و گزارش هایی به این مهم بپردازند.

روزنامه ایران در گزارشی با قلم گلستان جعفریان، عنوان «امانتی که در کردستان جا ماند» را منتشر می کرد و به روایتی داستانی از زندگی شهید سیدهادی فلسفی پرداخت و نوشت: سید جعفر از هیچ چیز برای هادی و زهره کم نمی‌گذاشت. دلش می‌خواست آنها همه جوره در رفاه باشند. هادی را فرستاد دبیرستان خوارزمی که رشته ریاضی فیزیک بخواند. آن موقع دبیرستان خوارزمی شهریه داشت و جزو بهترین دبیرستان‌های تهران بود. هادی درسش را می خواند. اما فکرش جاهای دیگر کار می‌کرد. اقدس می‌دید هر روز او با چند تا کتاب زیر بغلش می‌آید خانه و از پله‌ها می‌رود بالا توی اتاقش. شب‌ها که برایش چای می‌برد، می‌دید کتاب‌ها را روزنامه کرده و می‌خواند. می‌گفت «مادر اینها چیه می‌خونی؟» هادی نگاهی به او می‌کرد و نگاهی به کتاب و می‌گفت: «خاطر جمع باش، چیز بدی نیست.»

روزنامه ایران در ستون یادمان با عنوان «در آرزوی شهادت»، نوشت: سال هاست جنگ به پایان آمده و از شلیک آخرین گلوله مدت مدیدی می‌گذرد، اما هنوزجانی شیفته آنچنان از شهید و شهادت یاد می‌کند که توگویی آمال و آرزوی دیگری جز شهادت طلبی وجود ندارد. مرور وصیت نامه سردار شهید احمد کاظمی که بازتاب نجواهای روح بی قرار اوست، انسان را به شگفتی وامی دارد، بویژه آنگاه که زمان نگارش آن را به یاد می‌آوریم. دهه 80 و در شرایطی که اغلب افراد سرگرم دنیای خود هستند و به روزمرگی تن داده‌اند، او قلم به دست می‌گیرد و تمنای جان را در خلوت خود با قلم و دفتر در میان می‌گذارد.

روزنامه جوان در گفت وگویی با همسر شهید مدافع حرم مهدی علیدوست از تکاوران یگان صابرین، نوشت: خدا را شکر که با رفتنش مخالفت نکردم. امروز هم به ایشان افتخار می‌کنم. چون می‌دانم هر کسی دل و جرئت رفتن و مدافع حرم شدن را ندارد. مهدی توانست از بچه دو ساله‌اش بگذرد این گذاشتن و گذشتن کار انسان‌های بزرگ است. مهدی من دل شیر داشت، خوش به سعادتش کاش این لیاقت را من هم داشتم. کاش مقداری از ایمان و تقوای ایشان را هم داشتم. فقط همین. به نظر من هر کسی نمی‌تواند برود و هر کسی اجازه ندارد. مهدی من را گذاشت، بچه‌اش، مادر و پدرش را خانواده‌اش را من به این رفتنش افتخار می‌کنم. هم باعث سربلندی من شد و هم باعث سربلندی خانواده‌اش. به نظر من شهدای مدافع حرم با شهدای دفاع مقدس خیلی تفاوت دارند. اجر غربت و دوری هم به اجر جهاد آنها اضافه می‌شود. همیشه از خدا می‌خواهم که در بهشت هم مراقب مهدی من باشد.

روزنامه جوان در گفت‌وگویی با مادر شهید اکبر ببری «35 سال است غذای مورد علاقه پسرم را در سالگردش توزیع می‌کنم»، نوشت: تابلوی شهید اکبر ببری برای خیلی از اهالی محله خزانه فلاح نام‌آشناست. به دلیل فامیلی خاصی که این شهید دارد در ذهن می‌نشیند و کمتر فراموش می‌شود. وقتی از خانه خارج می‌شوم تا به منزل این شهید بروم، باران نم نم در حال باریدن است. تابلوی عکس شهید سر خیابان اکبر ببری دیده می‌شود. جلوتر که می‌روم احساس می‌کنم او از پس تصویرش مرا یا شاید همه مردم شهر را نگاه می‌کند.

سر همین خیابان بنری دیده می‌شود که رویش نوشته مراسم سالگرد شهید ببری 14 آذرماه برگزار می‌شود. تازه متوجه می‌شوم امروز که به خانه شهید می‌روم، تنها دو، سه روز از برگزاری سالگردش می‌گذرد. در خانه شهید با پیرزنی رو به رو می‌شوم که خودش را مادر شهید معرفی می‌کند و می‌گوید با وجود گذشت 36 سال از شهادت اکبرش هنوز هم دلتنگ اوست.

روزنامه اطلاعات در مطلبی با عنوان «درخواست یک شهید»، نوشت: شهدا حرف‌هایشان بی‌بدیل است و نمی‌شود به راحتی از کنارشان گذشت، حرف‌هایی که کتاب‌ها سخن آموزنده در دل خود دارند. می‌دانستند که رفتن‌شان قطعی است پس دست بر قلم خود بردند و برای بازماندگان خود نگاشتند تا آنچه خود با همه وجود به آن رسیده و برای آن حاضر بودند هر لحظه جان خود را فدا کنند، برای نسل بعد از خود هم هویدا باشد. این سخنان فقط وصیت نامه نیست،بلکه لوحی است که باید آن را بر قلب‌مان بیاویزیم تا بدانیم چه چیز با ارزش است و چه چیز ارزش چندانی ندارد.

روزنامه جوان در گفت و گویی با برادر شهید محرم شهبازیان از شهدای مبارزه با پژاک، عنوان «بسیاری از همرزمان محرم شهید مدافع حرم شدند» را منتشر کرد و نوشت: خیلی وقت‌ها در خصوص شهدای مبارزه با ضد انقلاب و پژاک این نکته را که آنها جزو مظلوم‌ترین شهدای ایران اسلامی هستند، قید می‌کنیم. مسایل مختلفی باعث می‌شود که کمتر به آنها پرداخته شود و غالباً در گمنامی و مظلومیت به سر برند. اما در میان این شهدا، شهید محرم شهبازیان از همه مظلوم‌تر است. در خبر شهادتش به تاریخ دوم آبان ماه 1390 آمده بود که بر اثر پاکسازی مین‌های برجای مانده از ضد انقلاب به شهادت رسید. خبری که خیلی کوتاه و مختصر روی تلکس خبرگزاری‌ها آمد و خیلی زود هم فراموش شد.

اما حالا که پنج سالی از شهادت محرم می‌گذرد، در گفت‌وگو با برادر کوچک‌ترش مرتضی زوایایی از زندگی جهادی یک شهید برایمان باز شد که برای پرداختن به همه آنها باید قلم‌ها فرسود و کتاب‌ها نوشت. قصه زندگی شهید محرم شهبازیان داستان دلدادگی‌های یک رزمنده جانباز دوران دفاع مقدس است که در عشق وصال به معبود و پیوستن به دوستان شهیدش می‌سوخت و عاقبت نیز به آنها پیوست.

*گروه اطلاع رسانی
خبرنگار: مهسا شریفی**انتشار دهنده: شهربانو جمعه
پژوهشم**2059**9131
*ایرنا مقاله کانالی برای انعکاس مقاله ها اندیشکده ها – پژوهشکده ها - دانشکده ها - مراکز تحقیقاتی و رسانه های ایران و جهان*
Irnaarticle@

انتهای پیام /*

نظر شما